|
|
زن افغان بشکن قفـس و پربگشــا ای زن افغان در گلشـــن آزادی ازین گــوشـه زندان برخیـز بیا دانـش و فن و هنـر آموز اوهام کهن رابشکــن مست وخـروشان با خــنجــر حـق پاره نمــا ابر سیه را کز پرتو روی تو شـود عالمی رخشان عمری سپری گشت بزیر ستـم و جـور هــرگز نشده قــدر تــواز پرده نمایان با سیم و زر وزینت وسـرمایـه مده دل بگـــریز زدام ستـــم بـرده فـــروشان در عــرصه رزمی بخـــدا شیـر مبارز در صحنه علم و هنـری صاحب دیوان تو حافـــظ نســـل بشــر وراز بقـایی ای مــادر دانشـــکده عالــــم انسـان حق تـو مبرهـن شـده در مجــمع آدم ای صاحب فکر وخرد ای اسـوه ایمان
رسول پویان |
| < قبل | بعد > |
|---|




