« فشرده ی از کتاب جنگهای داخلی »
هرقدرپا به پای جنگهای کابل به پیش برویم، هرقدربه کاروایی سران تنظیمهای جهادی وفرماندهــــان جنگها درسازماندهی،برنامه ریزی وتداوم جنگهای ذات البینی گروههای مجاهدین ازنزدیک آشنا شویم، به همان اندازه سوزش تلخی این واقعیت را درمغزواستخوان خود بیشتراحساس می کنیم
که ،قربانیان اصلی این جنگها ،شهروندان معصوم وبیگناه وطن بوده اند،این مردم بودند که درجنگهای عظمت طلبی گروههای خون آشام جنگ ،به وحشیانه ترین شکل قتل عــام گردیده اند.متاسفانه تا به حال بنا برسیطرۀ عاملان کشتارجمعی( رهبران و فرماندهان جهادی ) درکرسی ها ورده های بلند ( در دولت حامد کرزی ) تحت حمایت ناتو وتلاش عوامفریبانه جهت مستورنگهداشتن جنایات جنگی انجام شده(که می خواهند آثار جرم فردای بازرسی را ازمیان بردارند)القاب اسطوره وقهرمان تراشی ومداحی که فرماندهـــانف جنایتکاران جنگی را تا عرش اعلی میرسانند بشکل فاجعه سکوت را در میان سازمانهای طویل و عریض حقوق بشری، داخلی و خارجی مستولی گردانیده است .توفیق ارائه فهرست جامعی ازکل کشتارهــای جمعی درجنگهای کابل که به گونۀ پهناور صورت گرفته است ،کاریست دشوار،با آنهم نگارنده کوشیده است حقایق دریافتی را با سیری گذرا وشتابناک پیرامون گوشه های این فجایع کم نظیرتاریخی،نخست ازهمه جهت ادای تعظیم به روح قدسی وملکوتی شهـــدا، جانباختکان جنگهــای کابل وافشاروثبت دراوراق تاریخ ارائه دهـــد.
این قلم زنگاربسته اعتراف می نماید که درادای حق مطلب نسبت به چنین موضوعی زجرآوروالمناک موفق نبوده است ،اما این یافته ها به عنوان گوشه هـــای این تراژیدی خونین می تواند،الگوی اولیۀ بررسی هــا و تحقیقات بعدی قرارگیرد:
مبرهــن است که شهروندان کابل ،تاریخ خونین وپرمخافتی را درجریان جنگهای تنظیمهای مجاهدین (1371-1375 خورشیدی) سپری کرده اند،دراین میان قتل عــام درافشارکابل مورخ 21 و22 ماه دلوسال 1371یکی ازغمبارترین ودهشتبارترین آنهاست.درافشارکشتارانسانهای بیگنــاه وفجایع انجام شده تا سرحد «ژنوساید » نسل کشی انجامیده است.
با دنبال نمودن جریان عملیات محاربوی وتهاجم برافشار می توان به بخشی ازجنایاتی که درآنجا به وقوع پیوسته پی برد،ابعاد قساوت وبی رحمی چنان گسترده است که خواندن ونوشتن هرواقعۀ آن، انسان را به وحشت اندر میکند، زنان ،مردان،کودکان پیروجوان به بیرحمی کشته شده ،آنهاییکه ازفاجعۀ افشارجان به سلامت برده اند،
با زخم های عمیق روحی وروانی با دشواری،اکنون به زندگی ادامه میدهـند.آنچه درجریان تهاجم به افشاراتفاق افتاده بسیارگسترده وپهناورترازخود جنگ وقلمرو آن است،دراینجا سران وفرماندهــان (مجاهدین ؟ ) با استفادۀ ابزاری ازدین ومذهب وبرانگیختن عصبیت های مذهبی وقومی بخاطر حفظ جلال وجبروت شان،دست به قتل عــام زده اند.با خدعه وعوامفریبی تسنن را دربرابر تشیع ،پشتون وتاجیک را دربرابر هزاره به انتقام کشی هـــای خونین واداشته اند.
دامنۀ کشتارجمعی ، تجاوزبرزنان ،چوروچپاول ،گروگانگیری ،اسارت وعملکردهای وحشیانۀ بسیارفراتر ازشکنجه هـای قرون وسطایی کشیده شده است.
اهـــداف تهــاجــم برافــشار:
عملیات تهاجمی که ازسوی حکومت اسلامی کابل تحت رهبری برهان الدین ربانی واحمدشاه مسعود دربیست ویکم ماه دلوسال 1371 خورشیدی ،با بسیج واستعمال طیف وسیع نیروهای نظامی درافشار اجرا گردید،برای هردو جناح جنگ (حکومت اسلامی) و(حزب وحدت اسلامی) دارای اهمیت ویژه واستثنایی بود. گذشت ده ماه جنگ قبل ازفاجعۀ افشار،چالش ها ودگرگونی های جدیدی را دراوضاع سیاسی ونظامی بوجود آورده بود،ستراتیژی تفوق یک جناح ،علیه جناح دیگررنگ باخته ،صف بندی ها وایتلاف های جدیدی شکل گرفته بود.
دراین میان( ربانی ومسعود) به اتحاد اسلامی( سیاف مبلغ قرأت وهابی )که دارای جرثومۀ فکری مشترکی بودند ،نزدیکی بیشتری حاصل نموده ونه تنها نتوانسته بودند به هدف اصلی خود سرکوب نهایی حزب اسلامی حکمتیارنایل گردند،بلکه با حریف نیرومند دیگری ،حزب وحدت اسلامی که بخش های غرب شهررا ازمعبرگذرگاه تا دشت برچی و از دهمزنگ تا گردنۀ باغ بالا و افشار را درانقیاد خود درآورده بود وتا رسیدن به دروازه های ارگ، ورکاب قدرت فاصلۀ کمی برایش باقیمانده بود،مواجه شده بود. درچنین حالی حکومت « ربانی» با دو حریف پرتوان درحالی مواجه گردیده بود که حمایت ملیشه های شمال را هم ازدست داده بود.
با این حال مسعود بخاطررهـــایی ازاین بن بست نظامی ،وجبران شکست ها وکمبودهای ستراتیژی نظامی اش، خواست یکجا با متحد نظامی خود (اتحاد اسلامی تحت رهبری سیاف) وحمایت شیخ آصف «محسنی» رهبر(حرکت اسلامی) با یک نیروی تهاجمی با حزب وحدت قاطعانه به تصفیۀ حساب پرداخته وازاو انتقام بکشد.
از منظر دیگر راه اندازی تهاجم بر افشار( قرار گاه حزب وحدت هوشداری بود به ایران، حامی دایمی حزب وحدت اسلامی که با صفیر گلوله ها به تهران بفهمانند در صورتی کم مهری و عدم تمکین به خواسته های آنها قادر اند حزب وحدت را قلع و قمع نموده از کابل به بیرون اندازند . و سپس – تهاجم بر افشار و امحای حزب وحدت، نمایش پر مدعای جهت جلب کمک های امریکا و سعودی ها بود که هر دو دشمن سر سخت ایران بودند، با پژواک گلوله ها، و جویباری از خون و تل اجساد هزاره ها در افشار بیان میشد که اگر مورد عنایت امریکا و سعودیها قرار بگیرند قادر اند دست ایران را از افغانستان قطع نمایند.شکست درجنگ با حزب وحدت برای (مسعود ) مانند جام زهری بود که می بایستی لاجرم سرمی کشید،ازاینروبا بسیج همگانی ، و گستردهء قوتها وامکانات نظامی جهت سرکوب حزب وحدت عمدتأ به دو هدف احضارات گرفته بود:
احمدشاه مسعود خواسته بود که قرارگاه سیاسی ونظامی حزب وحدت اسلامی را که درعمارت انستیتوت علوم اجتماعی ،متصل به افشارموقعیت داشت ، و به مرکزیک حکومت علیحده مبدل گردیده بود،اشغال نموده ،عبدالعلی مزاری واعضای رهبری حزب وحدت را درجریان تهاجم کشته ویا دستگیرنماید.
با یک تهاجم سازمان یافته حزب وحدت را ازساحۀ غرب کابل به دورانداخته ،مناطق تحت کنترول او را به تصرف درآورده ،ساحۀ حاکمیت خویش را درغرب شهروسعت بخشیده با مناطق تحت نفوذ (اتحاد اسلامی سیاف) متحد خود درغرب کابل وصل نماید.
قوتهای نظـــامی اشتراک داشته درتهاجم افشار:
دریکسوی جنگ قوتهای نظامی که درعملیات تهاجمی برافشار به تاریخ 21-22 دلو سال 1371 خورشیدی شرکت داشتند،به احمد شاه مسعود و ربانی وقوتهای نظامی ایتلافی او (عبدالرب رسول سیاف و شیخ آصف محسنی )مربوط بود. درسوی دیگر- قوتهای مدافع را (حزب وحدت اسلامی تشیع) تحت رهبری عبدالعلی مزاری ، کریم خلیلی و محمد اگبری که در ساحه افشار سف آراسته بودند تشکیل میداد .
فــــرماندهــــان عمومی عملیات تهاجمی برافشار:
فرماندهی عمومی عملیات تهاجمی برافشار مورخ 21-22 ماه دلو سال 1371 خورشیدی مطابق 10 و11 فبروری سال 1993 میلادی را که موجب قتل عــام شهروندان مومن ومعصوم وجنایات هول انگیزدرافشارگردید، شخص احمدشاه مسعود به عهده داشت. (مسعود) به حیث سازمان دهنده وفرمانده اصلی عملیات ،قوتهای نظامی مربوط (شورای نظار- جمیعت اسلامی) را به گونۀ مستقیم وقوتهای نظامی متحدان ائتلافی خود (اتحاد اسلامی) مربوط سیاف و حرکت اسلامی شیخ آصف محسنی را بطورغیرمستقیم دراین عملیات رهبری وسوق و ادا ره می نمودند. فرماندهی قوتهای حرکت اسلامی را فرمانده سید حسین انوری به عهده داشت .درعین حال فرماندهی قوتهای اتحاد اسلامی را که درغرب کابل آمادۀ تهاجم بودند،شخص عبدالرب رسول سیاف وفرماندهــان دیگر او درحالیکه با قرارگاه عمومی ، ومرکزفعالیت مسعود درارتباطات سیستماتیک مخابره ای قرارداشتند ،سوق و اداره می نمودند. قرارگاه فرماندهی مسعود درچهارراهی کارتۀ پروان دریک عمارت (مربوط رحیم پنجشیری معروف به رحيم غلام بچه) حدود دونیم کیلو متر ازقرارگاه حزب وحدت دورترموقعیت داشت. این قرارگاه با تدابیروسیع امنیتی ،جابجایی وسایط وسیستم های مخابره ،آتشبارهای سبک وسنگین ووسایط زرهی مجهرگردیده،وشبکه های ارتباطات آن با تمام فرماندهــــان شرکت داشته درعملیات تهاجمی بطور سیستماتیک تأمین گردیده بود. همهچنان درعملیات محاربوی افشارکه قتل عــام شهروندان بیگناه درقبال آورد،تعداد زیادی از فرماندهـــان نیروهای نظامی متخاصم ،مجاهدین ازهردو جناح جنگ اشتراک نموده بودندکه ارائه فهرست کامل وهمگانی ازآنها را دشوارگردانیده است. دراینجا به فهرستی استناد می شود که به وسیلۀ یک سازمان بین المللی (پروژۀ عدالت برای افغانستان) ارائه داده شده است:(1)
یک: فرماندهــــان جمیعت اسلامی(شورای نظار) که درعملیات تهاجمی برافشارسهم عمده داشتند، از اینقراراند: ـ احمد شاه مسعود فرمانده عمومی ( و منسوبان قرارگاه او )ـ ملامحمد قسیم فهیم ،رئیس ادارۀ استخبارات حکومت اسلامی ،مسئول کشف که دربرنامه ریزی عملیات وجریان آن نقش عمده را بعهده داشت.ـ انوردنگرفرمانده جهادی فرقۀ شکردرهـ ملاعزت فرمانده فرقۀ جهادی پغمان ـ محمد اسحاق پنجشیری فرمانده لوای جهادیـ حاجی بهلول پنجشیری فرمانده لواـ بابه جلندرپیجشیری فرمانده لواـ خنجراحمد پنجشیری فرمانده غندـ مشتاق لعلی فرمانده کندکـ بازمحمد احمدی بدخشانی فرمانده فرقۀ قرغهـ بسم الله خان محمدی فرمانده ریزرفهای تهاجمی .ـ محمد صالح ریگستانی رئیس اپراسیون .همچنان دراین عملیات محمدیونس قانونی ،داکتر عبدالرحمان، داکتر عبدالله عبدالله، بابه جان ،حاجی الماس وگل حیدرو شمار دیگر نیزسهم ویژه را ایفا نموده اند.
دو:فرماندهــــان تنظم اتحاد اسلامی که درعملیات تهاجمی برافشارنقش عمده ایفا نموده انداینها اند:ـ عبدالرب رسول سیاف رهبراتحاد اسلامی ،سوق و ادارۀ قطعات عملیاتی خود را به عهده داشت.ـ احمدشاه احمد زی وزیر داخله .ـ حاجی شیرعلم فرمانده فرقۀ پغمانـ زلمی توفان فرمانده لوای 597 که درکمپنی پغمان موقعیت داشت.ـ داکترعبدالله فرمانده غند مربوط لوای 597ـ جگرن نعیم فرمانده غند مربو ط لوای 597ـ فرمانده ملا تاج محمدکه دربرنامه ریزی واجرای عملیات سهم داشت.ـ فرمانده عبدالله شاه با قطعه مربوطه اشـ فرمانده خنجربا قطعۀ مربوطه اش،که روزدوم به جبهۀ جنگ درافشارسوق گردید.ـ عبدالمنان دیوانه فرمانده غند،با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید.ـ امان الله کوچی فرمانده غند با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید.ـ شرین فرمانده غند با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید.ـ ملاکچکول با قطعه اش روزدوم به عملیات سوق گردید.
ســه: فرماندهـــان جبهۀ مقابل،حزب وحدت اسلامی که درعملیات تدافعی افشار،سهم داشتندقرارذیل اند:ـ فرماندهی عمومی حزب وحدت اسلامی را شخص عبدالعلی مزاری و(شورای رهبری) آن ومشاور ارشد نظامی ،سید یزدان پناه ،هــاشمی که ازقرارگاه عمومی درعملیات انستیتوت علوم اجتماعی جوارافشارموقعیت داشت به عهده داشتند.
قطعات وجزوتام ها وفرماندهـــان شرکت داشتۀ حزب وحدت عبارت اند از:
ـ قطعات وجزوتام های مربوط فرقه 95 تحت قوماندۀ علی اکبرقاسمی که درساحۀ اطراف پولیتخنیک جا بجا بود. ـ جزوتام های فرقۀ 096 تحت قوماندۀ حاجی امینی . ـ قطعات مربوط فرقۀ 097 تحت قوماندۀ ابوذر ـ جزوتام های دارای اسلحۀ ثقیل تحت فرمان سخی خان ـ برعلاوه سید علی علومی منشی،عیدی محمد،ابراهیمی (خادم حسین ،اخلاص جاغوری،جان محمد ترکمنی،عباس جعفری) نیزسهم داشتند.
شرح عملیات تهاجمــی برافشــار
الف- درمرحــــلۀ احضارات: تدابیرواقدامات زیرصورت پذیرفت:
– تمام قطعات وجزوتام های شرکت داشته درعملیات افشار، دو روزقبل ازسوی احمدشاه مسعود به حال احضارات محاربوی درآورده شده ،ازلحاظ تخنیک محاربوی ،اسلحه ،مهممات وپرسونل اکمال گردیدند. – مواضع آتشی مربوط احمدشاه مسعود درچکارآسمایی،تپه های علی آباد وامتداد آن تا بلندی های مشرف به سیلووکارتۀ مامورین ،برعلاوه اکمالات قبلی ،مجددأ به وسیلۀ توپ های بی ام 21،بی ام 14 و 23Zeo و21Zeo وتوپهای 76 و57 م م وماشیندارهــای ثقیل با انبوه مهمات تقویه وتحکیم یافتند. مواضع آتشی درچکاد(آسمایی ) که عظیم ترین زراد خانۀ آتشی را درخود داشت وظیفۀ آن درجریان عملیات این بود که درساحۀ غرب کابل ،به ویژه مناطق هزاره نشین قرارگاه حزب وحدت ،مناطق افشار،اطراف سیلو،خوشحال مینه ،کوتۀ سنگی، کارتۀ سخی،کارته های 3 و4،مهتاب قلعه ودشت برچی را تحت ضربات آتش قرارداده،هرجنبنده ای را نابودکند. –
اقدامات ویژۀ استخباراتی به منظورتطمیع وباز خرید وفا داری فرماندهــان حزب وحدت و(حرکت اسلامی) مربوط شیخ آصف محسنی که درارتفاعات کوه(رادار) شمال افشارجابجا بودند،ازسوی ملاقسیم «فهیم» راه اندازی شده بود. یک نظامی ارشد که درآنزمان فرماندهی قطعات جنبش ملی مربوط رشید دوستم را درکابل به عهده داشت،ازقول عبدالعلی مزاری به نگارنده گفت که :«شماری ازفرماندهــان حزب وحدت که درارتفاعات تپه راداردرشمال افشارجابجا بودند، به وسیلۀ استخبارات قسیم فهیم خریداری شده بودند که حین حمله ازجنگ ومقاومت دست بکشند،به آنها مبلغ یکصدهزاردالرامریکایی پرداخته شده بود،بعدأ معلوم شد که این دالرها تقلبی بوده اند».
– دراین مرحله تدابیرتبلیغاتی به منظورتقویت روحیه ومورال مجاهدین شرکت داشته درعملیات وعمدتأ با تشدید مرزبندی های قومی ومذهبی تسنن وتشیع وهمچنان اقدامات به منظورتضعیف روحیه ومورال پرسونل حزب وحدت ،با پخش افواهات ترس آوراتخاذ وعملی گردیده بود. – مساعی کشفی واستخبارات جهت تثبیت کوردینات ها ، و آتش گاه های حزب وحدت ،مواضع تانکها ، محلات مقاومت ،محلات تجمع درعقب جبهه آن جهت وارد آوردن ضربات هــوایی برآنها صورت گرفته بود.
ب- تشریک مساعی وتدابیرهمآهنگ کننده درتهــاجــم افشـــــار:
احمدشاه مسعود فرمانده عمومی تهاجم برافشار،اقدامات وتدابیرهمآهنگ کننده را جهت تشریک مساعی قوتهای شرکت داشته درعملیات اتخاذ و مورد تطبیق قرار داد بدین منظور: – دو روز قبل ازشروع عملیات تهاجمی،همایش رهنمودی را در(بادام باغ ) با جمع فرماندهــان ارشد مربوط خود به شمول فرماندهـــان اتحاد اسلامی مربوط سیاف (حاجی شیرعلم وزلمی توفان) وفرمانده سید حسین انوری مربوط (حرکت اسلامی) نیزدرآن شرکت داشت،دایرکرد. وطی آن برنامۀ تهاجم برافشار را درمراحل مختلف توضیح نموده،اقدامات ومساعی قاطعانۀ همه را درراه پیروزی وسرکوب قطعی حزب وحدت مطالبه کرد. – همایش دیگر دراین راستا تحت رهبری شخص «مسعود» شب قبل ازتهاجم به افشاردرقرارگاه اش درکارتۀ پروان،جاییکه که او ازآنجا عملیات تهاجمی را سوق واداده میکرد،ومرکزفعالیت های ویژۀ استخباراتی بود با شرکت تمام اعضای رهبری وفرماندهــان مربوط خود که درعملیات شرکت داشتند، برگزارکرد.
مسعود دراین همایش با توضیح اهداف سیاسی ونظامی عملیات دربارۀ وضح ،احضارات محاربوی،تعدادپرسونل،سلاح ووسایط ،خطوط تدافعی،محلات مقاومت،ریزرف های حزب وحدت معلومات ارائه داده ،مساعی قاطعانۀ فرماندهـــان مربوط را درسر کوب وشکست حزب وحدت،اشغال قرارگاه سیاسی ونظامی،او وراندن او ازغرب کابل وافشارطلب کرد.
همایش های مشابه ازسوی عبدالرسول «سیاف» درشب عملیات تهاجمی به افشاربا فرماندهـــان مربوطه اش که درعملیات روزاول، وروزدوم شرکت داشتند برگزارگردید،اوفرماندهـــان خود را جهت سرکوب کامل حزب وحدت، وراندن هــزاره هــا ازغرب کابل وتصرف مناطق تحت تسلط آنها بسیج کرد. ســربریده سخن ندارد، هــزارۀ خوب هــزارۀ مرده است، روُوس خشن ترین وتکاندهنده ترین شعارهـــا وعملکردهای بود که به وسیلۀ فرماندهـــان او درافشارعملی شد. که بدون هدایت« سیاف» جامۀ عمل نمی پوشید.
شــــام فـاجعــــــه ســـرمیرســــد:
روز20 دلو1371خورشیدی هنوزنبرد روشنی وتاریکی به پایان نرسیده بود، جبهۀ نورلحظه به لحظه ضعیف تروکوتاه ترمی شد. اهریمن تاریکی برخاسته ازعقب کوه های مغرب ضربه های بیشتری برپیکربی رمق نوروروشنی فرود می آورد،غرب شهرازافشارتا قرغه ازخوشحال خان مینه تا پغمان را درتاریکی مبهمی فرو برده بود .
با نزدیک شدن تاریکی حجم خطرنیزبیشترمی گردید،تاریکی حکم پاسدارمرگ را داشت،اجرام وصورت های فلکی ازآن بالا ستیغ پربرف کوه ها،بلندیها وشهرفررفته درسیاهی زیرشلاق سرمای زمستان،کوچه های یخ زده وبه ماتم کشیده به وسیلۀ ابوالهول جنگ را به بی توجهی نظاره میکرد.درروزگاری ،مدتها قبل ازجنگ افشار،ساحۀ گردنۀ باغ بالا،سرک هوتل انترکانتیننتال وبرعکس آن تا کارتۀ مامورین به خط فاصل میان جناح های جنگ مبدل شده بود،درهردو سوی خط جبهه هیولای جنگ زانو زده با وسوسه های رعب انگیز،جنگسالاران را که قصد کشتن،نابودی وویرانگری را داشتند به بازی گرفته بود.
اوایل شام آرامش خلسه آوری درجبهات جنگ حکمفرما شده بود،اما جناح های جنگ ازطریق شبکه های استخباراتی خود میدانستند که فردا نبردِ سخت وکلانی درپیش رو دارند،ازاینرو با شروع تاریکی هردوجناح با آرایش نیروها ،جابجایی آتشبارها ،تخنیک محاربوی درخطوط مقدم جبهه به نبردآماده می شدند،درآن ساعات شروع تاریکی صدای غرش تانکها ،زرهپوش ها ،وسایط ثقیل با شکافتن سقف هوا غوغای پرهیبتی برپا کرده ونسبت به همه صدا ها واضح ترشنیده میشد.
آتشباری قبل ازتهـــاجــــم:
شب 21 دلو یکی ازخونبارترین،فاجعــه بارترین شب هــای جنگ کابل فرا رسیده بود،دستگاه جهنمی جنگ این باربسیارقهــارترازگذشته هـــا به کارافتیده بود.
درمحاربات معاصردرجنگهـــای منظم ،دراراضی دردشت وصحرا،متداول است که قبل ازآغاز تهاجم برمواضع دشمن ،ضربات آتشی به نام آتش احضارات برای مدت یک الی دوساعت با استفاده ازتمام انواع آتش های اسلحۀ ثقیل وقوای هــوایی صورت می گیرد ومواضع دشمن به شدت کوبیده می شود،تازمینه برای تهاجم مهیا گردد.اما دراینجا طول شب به مدت آتش احضارات جهت کوبیدن یک ساحۀ شهر،خانه وکاشانۀ دهها هزارانسان صبور و مستمند، گیر افتاده در میدان جنگ اختصاص یافته بود.
قطعات تحت امراحمدشاه مسعود، وعبدالرب رسول سیاف و سید حسین انوری ازاوایل شب 21 دلوبا تمام قدرت با استفاده ازانواع توپ هــا ،تانک ها ،هاوانها،ماشیندارهای ثقیل
برافشارگلوله ریختند،توپچی21 BM, ، توپ ها وماشیندارها درتیغه های آسمایی،بلندیهای تپۀ کارتۀ مامورین مشرف به سیلو، و،مناطق افشار را ازسرشب تا سحر کوبیدند.
جزوتام های آتشی اتحاد اسلامی تحت امرسیاف که درمناطق کمپنی وباغ داود جابجا بودند،فرقۀ قرغه مربوط جمیعت اسلامی که برای تهاجم به افشاردرمواضع انتظاربسرمیبردندبا تمام قوت آتشی دردرازای شب به افشاروحوالی آن سیلی ازآتش وخمپاره باریدند.
یکی ازباشنده هــای باغ بالا به اسم آقای« شریف عطایی» که درآتشباری های آن شب درمنزل اش بود، خاطراتش را به نگارنده چنین بیان کرد:« شب قبل ازجنگ افشار، که یکی ازهولناکترین شبهای جنگ کابل بود،منطقۀ افشاروخوشحال خان ،اطراف کوه آسمایی درجهنم آتش هــا وانفلاق ها گیرافتاده بود. منطقۀ افشارازسه استقامت تحت ضربات آتش قرارگرفته. آتش های که ازبام آسمایی ازمواضع مجاهدین «مسعود» رهــا می شد با آتش های که ازسوی کمپنی ازمواضع مجاهدین «سیاف»، وازقرغه به سوی افشارمی آمد،درهم می آمیخت. افشاربه نقطۀ تقاطع آتش ها،انفجارها بدل شده بود،آنجا را درتلاطم آتش سوزی ها وانفلاق هــا فرو برده بود.
ما ازپنجرۀ منزل خود که چشم اندازوسیعی دارد می دیدیم که گلوله های شب تاب مانند شهاب گریزانی به سوی افشارره می کشودند.ابتدا یک شعلۀ فروزنده ،متعاقبأ صدای انفجاردرمنطقه می پیچید وصاعقه وارمنطقه را روشن میکرد. موج آتش های که ازبام آسمایی رهــا میشد، وافشاررا هدف قرارمیداد، نیرومند ترازهمه بود. ازاینرو ازشدت فیرها ،خانه ها مانند بید دروزش باد می لرزید .ازپرتورنگارنگ آتش وانفجار ،افشار درتاریکی شب،مانند روز روشن دیده میشد.
درآنشب همزمان قوتهای توپچی وراکتی حزب وحدت اسلامی نیزبه صدا درآمده بودند،بربلندیهای آسمایی ،باغ بالا،ساحۀ کمپنی وقرغه پیهم آتش می باریدند، ما خطوط روشن ومتقاطع آتش ها را دربالای سرخود می دیدیم که دررفت وآمد بودند،درواقع ما درزیریک پل عریض آتشین قرارگرفته بودیم . آتشباری های هردو جناح جنگ که درتاریکی های شب بدون اساسات نشانگیری به وسیلۀ افراد عجمی فیرمیگردید،اکثرأ به خانه وکاشانۀ مردم نگون بخت درافشار، وکمربند کوه آسمایی اصابت میکرد،موجب قتل وکشتارگستردۀ ساکنان میگردید».
ضربات آتش احضارات درطول شب ازچکاد آسمایی،ازکمپنی پغمان،ازقرغه به افشارطوری سازمان داده شده بود،که شکل حمله های بی امان پی درپی ،مواضع ومحلات طرف مقابل را که اکثرأ درمحلات مسکونی جابجا بودند به گونه ای بکوبد که زنده جانی باقی نگذارد،تا تهاجم فردا بدونمقاومت به نتیجه برسد.ازهمینرو ساکنان افشاربا قرار گرفتن زیرضربات آتش ها ،درگرداب خون ،مرگ وتباهی فرورفته بودند.
واقعیتهای این مرحلۀ جنگ نشان میدهد،قتل عــام شهروندان درافشاردرهمین شب آغازگردیده ، افشاربه میدان جنگ تبهکارانه وکشتاروحشیانه مبدل گردیده بود،بسیاری ازاصابت مستقیم آتش هــای اسلحۀ ثقیل ،مرمی های توپچی،راکت،ماشیندارهای ثقیل به خانه های شان وشماردیگردراثرسقوط وفروریختن سقف خانه ها جان باختند وزیرخروارها خاک وسنگ مدفون گردیند.
جنگسالاران که درهردو سو فرمان ماشین کشتاررا بدست داشتند،آخرین محصولات دانایی جهادی و ایدلوژی جنگ آفرین خود را درجنگ افشاربه کارگرفته بودند،با سرکوب خونین شهروندان بیگناه که منبع اصلی آن انتقامجویی های مذهبی وقومی وعظمت طلبی بود دست به کشتاربزنند.
فاجعــۀ قتل عــام درافشاردرآن شب وروزحادثه ای نیست که بتوان آنرا به سادگی توضیح داد، این فاجعـــه را می توان زنجیری بی پایان خیانت وانتقامجویی وقدرت طلبی هـــای نامشروع تصور کرد، فاجعـــۀ افشارعروج جباریت،توفان خونریزی وآدمکشی بود. تقریبأ هیچ خانه ای نمانده بود که سقف آنرا گلولۀ ثقیل نشگافته باشد ،فرارازآن جهنم آتش،درآن ظلمت شب وسردی هــوا که مانند بیداد جنگ خونخوارگردیده بود،کارساده ای نبود،ازاینرو همه درخانه های خود،تن به تقدیرسپرده باقی مانده بودند،خانه ها بدون تهکاوی به شدید ترین تلفات انسانی مواجه گردیده بود. افشاردرآن شب به میدان کربلا تبدیل شده بود ویزیدهای زمان( مسعود ، ربانی، سیاف، محسنی ) آنرا درگرداب خون وآتش فروبرده بود، گویی چرخ افلاک هم ازآن بالا با نظارۀ محشرجنگ با خون کشته شدگان می چرخید وسیراب نمی شد.
تهــــاجـــم برافشارآغــــــازمی شـــود : به طلیعۀ بامدادی ساعتی نمانده بود،وآخرین ستارگان دربسترآبی وسرد فلک محومی شدند،وموج سپیده برخاسته ازمشرق دریای آسمان را ازتاریکی می شست. تهاجم برافشارساعت پنج صبح مورخ 21دلو سال 1371 خورشیدی به امرفرمانده کل،احمدشاه مسعودازسه استقامت آغازگردید:
1- ازاستقامت بادام باغ: قطعات وجزوتام های جابجا شده درخط مبدأ تهاجم که حدود پنجصد نفرتخمین زده می شدند تحت امر انوردنگر ازبادام باغ دست به تهاجم زده،پیشروی را به سوی ارتفاعات تپه های رادارکه درشمال افشار،حاکم برمنطقه موقعیت دارد ودربخشهای آن قوت های حزب وحدت داخل موضع بودند،ادامه دادند. مواضع حزب وحدت درآن بلندیها دستخوش آشفتگی وورشکشتگی گردیده ،وگزارشات دوبارۀ خرید آنها ازسوی استخبارات (ربانی ومسعود) به وسیلۀ ي قسیم فهیم نیزداده شده بود. علی توسلی غزنوی ضمن توضیح نمیرخ حوادث آنروز،ازخیانت یکی ازفرماندهـــان حزب وحدت به نام فرمانده « صداقت » گزارش داده است.(2)
2- ازاستقامت سرک عمومی کارتۀ پروان به افشار: نیروهای شورای نظار«جمیعت اسلامی» که در مناطق کارتۀ پروان وباغ بالا،تپۀ هوتل انترکانتیننتل که درمواضع مبدأ تهاجم جابجا گردیده بودند،ازطریق سرک عمومی با تانک ها ووسایط رزهی به استقامت قرارگاه حزب وحدت که درعمارت انستیتوت علوم اجتماعی درساحۀ افشارموقعیت داشت به تهاجم پرداختند.
3- ازاستقامت غرب وخوشحال مینه: قوتهای اتحاد اسلامی تحت رهبری سیاف وفر قۀ مقیم قرغه تحت قومانده،فرمانده بازمحمد احمدی با وسایط زرهداردست به تهاجم زده به سوی افشارتاختند. تهاجم قوتهای «مسعود» درهرسه استقامت به وسیلۀ آتش تانک ها ،توپچی ،راکت اندازها، به ویژه ازبام آسمایی وفرقه قرغه حمایه گردیده،قرارگاه حزب وحدت ،ودرمجموع مناطق هزاره نشین شهربه منظورجلوگیری از تجمع وتقرب قوتهای تازه نفس واحتیاط به خط مقدم جهۀ حزب وحدت، دوامدار کوبیده می شد.
حزب وحدت نیزدرهمه استقامت ها به دفاع برخاسته بود،توپچی وتانک ها واسلحۀ ثقیل آن درچند استقامت ،به فعالیت پرداخته ،مناطق باغ بالا ،کوه آسمایی ،قرغه ،کپمنی را به شدت تحت ضربه قرار میداد. موج آتش ها ،صدای پیهم فیرها ،غرش تانک ها ،انفلاق ها منطقه را درجهنم سوزانی فرو برده ،فضا از بوی باروت و سوختگی انباشته بود.
چند ساعت اول جنگ با پیشرفت ها ،مقاومت ها وعقب نشینی های وقفه ای ولحظه ای هردوجناح جنگ همراه بود. دراین حال دراولین یورش ها ،مواضع دفاعی حزب وحدت درتپه های رادارممتد درشمال افشاربه وسیلۀ نیروهای مهاجم ازبادام باغ درهم شکست وبه تصرف نیروهای مهاجم احمدشاه مسعود درآمد.
سقوط تپۀ رادارکه دراثریک توطئه وخیانت صورت گرفت،چون ضربت خنجری بود که برقلب حزب وحدت فرود آمد،وازآن ضربت قد راست نکرد. سقوط تپۀ رادار با موقعیت ستراتیژیک اش درواقع جبهۀ جدیدی دیگری را با قویترین آتشبارها برعلیه حزب وحدت کشود. متعاقبأ شدت آتشباریها ازآنجا شگاف عمیقی را درمواضع وقرارگاه و درسیستم تدافعی حزب وحدت بازکرد وبا عث سرعت تهاجم قوتهای مسعود درسرک عمومی گردید. ازآن به بعد شدت جنگها به اطراف پولیتخنیک درسرک عمومی ،سه راهی کارتۀ مامورین کشانده شد ،افراد مهاجم با تانکها ی شان درمسیرجادۀ عمومی ،گام به گام زیرتأثیرآتش های حزب وحدت به ویژه آتش راکت اندازها که از عقب هردیوار وموضع فیرمیگردید،به پیش می رفتند.
حزب وحدت دریک تلاش خود بعد ازسقوط تپۀ راداربه سوق ریزرف های خود به جبهۀ نبرد پرداخت. حوالی ساعت هفت صبح ،حدود یکصد نفرداوطلب را با وسایط زرهی تحت فرماندهی تورن «قیس» به خط جبهه وارد کرده وشامل صف محاربه کرد.(3)
درچاشتگاه روز21دلو سال 1371 خورشیدی دراطراف پولتخنیک انستیتوت علوم اجتماعی ، قرارگاه حزب وحدت جنگهای شدیدی درگرفته بود،مجاهدین حزب وحدت با تمام قوت سعی می نمودند که قوتهای مهاجم مجاهدین شورای نظاررا درسرک عمومی وسه راهی کارتۀ مامورین متوقف نموده به آنها تلفات وضایعات وارد آورده،آنها را به عقب نشینی وادارنموده ،زمان را جهت داخل نمودن قوتهای ریزرف وتازه نفس که ازکوتۀ سنگی درحال تقرب به جبهۀ جنگ بود کمایی نماید.
اما مجاهدین مسعود،به اطراف پلتخنیک وانستیتوت علوم اجتماعی(قرارگاه حزب وحدت) رخنه نموده وخواسته بودند ،حلقۀ محاصره را به دورا دورقرارگاه حزب وحدت تنگترنموده ازعقب نشینی رهبری حزب وحدت جلوگیری به عمل آورده، همه را کشته یا دستگیر نمایند.
همزمان دراستقامت غرب افشارمیان مجاهدین اتحاد اسلامی،تحت رهبری سیاف وقوای قرغه تحت قوماندۀ،فرمانده احمدی با مجاهدین حزب وحدت که درعمارت های پرورشگاه وطن،مرکزتعلیمی امنیت دولتی وغرب افشارجابجا بودند نبردهای شدیدی درگرفته بود،دراین حال مقاومت های سرسختانۀ حزب وحدت باعث توقف هجوم های اتحاد اسلامی گردید،تانک ها ووسایط زرهی اتحاد اسلامی برای آنکه شکارراکت اندازهای حزب وحدت نگردند درعقب بلاکهای رهایشی قرغه ودیوارها درغرب خوشحال خان داخل موضع گردیده به آتش باری ادامه میدادند.
دراین گیرودارجنگی ،علی الرغم آنکه حزب وحدت ازمدتها قبل درآنجا حضورداشته وصف جنگی آراسته،ونیروهای زیادی را درآنجا تمرکزداده بود،به آنهم مجاهدین حزب وحدت به زودی بی نفس گردیده ،لاک ها ودیوارهای دفاعی آن درجوارقرارگاهش«انستیتوت علوم اجتماعی» درهم شکست، وقبل ازنفوذ مجاهدین مسعود به داخل قرارگاه،عبدالعلی مزاری وافراد ارشد رهبری حزب وحدت حوالی ساعت های یک بعد ازظهربا پای پیاده ازآنجا موفق به فرارگردیده ،به سوی خوشحال مینه عقب نشستند،مسعود نتوانست یا نخواست حزب وحدت را مورد تعقیب قراردهد،ازینروحزب وحدت به ویژه به ابتکاریکی ازفرماندهــان به اسم« قاسمی»(4) به زودی قادرگردید که خط تدافعی جدیدی را دروسط خوشحال خان وامتداد آن به سوی سیلو،علی آباد ،کارتۀ سخی تاسیس ودرآن به مدافعه بگذرد.
قوتهای مسعود بعد ازاشغال قرارگاه حزب وحدت که درآن ذخایرعظیمی اسلحه ومهمات،اسناد سیاسی وتبلیغاتی فراوانی وجود داشت،به سرکوب متباقی نیروهای حزب وحدت که درعمارت های اکادمی پولیس،پرورشگاه وطن،اطراف افشارومرکزتعلیمی امنیت دولتی که به جنگ ومقاومت ادامه داده بودند وپوسته ها،داروغه های که درمسیرجادۀ عمومی (باغ بالا قرغه) که ازمدتها قبل درکنترول حزب وحدت بوده واکمالات وحرکت فرقۀ جهادی مقیم قرغه را به چالش کشیده بود،پرداخت. به این ترتیب روزاول جنگ به پایان رسید،ودرآن شامگاه تیره وتار،هیولای خون آشام جنگ،جهت بلعیدن زندگی وانتقام گیری مکررازشهروندان افشاربه دورا دورآن حلقه بست.
شــب دوم وروز دوم جنــگ درافـشـــار: روزاول جنگ با همۀ مصیبت ها،خونریزی وویرانگری اش به پایان می رسید،درغروب کناره های آبی آسمان رنگ قرمزی بخود گرفته بود،گویی آسمان ازشدت خونریزی درزمین وشهرازشدت سرما و و رفتن خورشید ماتم گرفته بود.
جنگ ودرگیری ها ازاوایل شب میان نیروهای متخاصم به شدت آغازیافته بودـ اما نیروهای تحت فرمان احمدشاه مسعود وسیاف درشب دوم ازدخول به داخل ساحۀ رهایشی مردم که درافشار هنوز مقاومت ادامه داشت احتراز نموده بودند. ازاینرو افشاربازهم یکباردیگر هدف آتشباری های اسلحۀ ثقیل قرارگرفته،حجم گستردۀ آتش های ضربوی شبانه بخصوص ازبام آسمایی وازتیغه های (تپۀ رادار) وازساحۀ کمپنی وقرغه درتمام طول شب برافشارفرود آمد.
این آتشباری ها مانند شب قبل جویباری ازخون وآتش جاری کرد،تلفات و ویرانی جانگدازی بجا گذاشت،دراین شب وضع وحشتناکی پیش آمده بود،شهروندان افشارکه تحت آتشباری شدید ثقیله قرار گرفته بودند،خواسته بودند با استفاده ازتاریکی های شب ازخانه های خود برآمده بهرسوبگریزند،اما هدف آتشباری ها قرارگرفته،دسته دسته درکوچه ها وسرکها کشته شدند. وآنهاییکه درخانه های خود باقی مانده بودند به شدت تلفات دیدند.
آتشباری های ثقیل درشب دوم برافشار،رزمندگان حزب وحدت را نیزدرآنجا ازپا درانداخت،وآنها درتاریکی های شب ساحه را ترک داده به خوشحال مینه عقب نشینی نمودند،بدین ترتیب اوضاع برای دخول قوتهای مهاجم (مسعود وسیاف ) به افشارکه تعداد شان درحدود دوهزارنفرتخمین زده می شدند، مساعدگردید.
درصبحدم روزدوم جنگ ،نیروهای مهاجم ازشرق وغرب درافشارباهم ملاقی ووصل شدندو نیرو های تازه نفس اتحاد اسلامی که دراوایل صبح به جبهۀ افشارسوق گردیده بودند،درمجموع توان قوتهای مهاجم را ارتقا داده بود.
دراوایل صبح با فروکش کردن مقاومت حزب وحدت درافشارعملیات تهاجمی نیزبطی گردیده بود، دراین حال دو لشکرخونریز وچپاولگر،مربوط احمدشاه مسعود وسیاف به افشارسرازیرگردیده به بهانۀ جستجوی افراد حزب وحدت اسلامی به تلاشی اماکن شخصی پرداخته ،به دستگیری وتوقیف بیگناهان، تجاوزبه زنان،چوروچپاول آنجا مبادرت ورزیدند.دراین جریان شمارزیادی ازساکنان مظلوم به جرم هزاره وشیعه بودن ازدم تیغ گذشتند.
درتصفیۀ افشاربدست مهاجمین(مسعود وسیاف) انتقامجویی های مذهبی وقومی،شوق دست یافتن به غنیمت جنگی ازجمله مال ودارایی های شخصی شهروندان،تجاوزبه زنان به گشترش ابعاد وشدت فاجعه، قتل عام درآنجا افزوده بود. ساعات اندوهبارمردم افشارفرا رسیده بود،درآنروزهردم حجم فاجعه های هولناک بزرگترمیشد، افشاریان جزالتجا به خداوند ،وخواندن اوراد رد بلا چاره ای نداشتند،فاتحین افراد مسعود وسیاف خانه به خانۀ افشاررا مورد پیگردقرارداده وبه کشتار،تاراج وتجاوزپرداخته بودند،ماشین کشتاربه حرکت آمده بود،سیلاب وارخون میریخت،شهروندانیکه طی شب ها وروزگذشته به گونۀ جان به سلامت برده بودند،اینک درحریم خانه وکاشانۀ شان به بی رحمانه ترین اشکال به قتل رسیدند.
درغروب روزدوم 22دلو سال 1371 خورشیدی که هنوزخونریزی درافشارقطع نگردیده بود، احمدشاه مسعودبه حیث فرمانده عمومی عملیات که رهبری جنگ وفتح ؟ درافشاربا نام او تشخص یافته است با سیمای فاتحانه ومافوق و غرق در غرور و افتخارهمایشی را درهوتل انترکانتیننتل کابل برگزارکرد.
دراین همایش چهره های سرشناس حکومت اسلامی،برهان الدین ربانی ،عبدالرب رسول سیاف، آیت الله محسنی،آیت الله فاضل،ملا فهیم قسیم ،رهبری جمیعت اسلامی وشورای نظار،افرادارشد وزارت دفاع وفرماندهانی که درفتح جنگ افشارنقش آفریده بودند،حضوربهم رسانیده بودند.
احمدشاه مسعود پیروزی درافشاررا که دراثرتشریک مساعی قوتها بدست آمده بود،درنتیجه قرارگاه حزب وحدت وانسجام مدافعه ای آن درهم کوبیده شده ، ومنطقۀ افشارکه گویا به محل تجمع قوتهای دشمن مبدل گشته ،تصفیه گردیده وبه حریف ضربۀ کاری وارد آورده بود به همه تبریک گفت. « مسعود » پیروزی درافشاررا که ظرفیت حیرت انگیزستیزه جویی وقتل عام شهروندان بیگناه وپاک گهررا به نمایش گذاشته بود،نشانی ازغیرت وشجاعت ومایۀ فخرخود وهمرزمان خود دانست. دراین همایش به فرمانده سید حسین انوری مربوط تنظیم حرکت اسلامی « تشیع» که متحد مسعود وربانی درجنگ افشاربود، واو ازسوی شهروندان پیرو تشیع نسبت اشتراکش درپیکارافشارکه مرگ وتباهی وقتل عام تشیع وهــزاره ها را درقبال آورده بود،تحت فشارقرارگرفته بود،به وی وظیفه سپرده شد که به مسئله تبادلۀ اسرا اقدامات به عمل آورد.
مسعود هدایت داد یک گارنیزیون نظامی جهت حفظ منطقۀ افشاربوجودآید،متباقی قوتهای عملیاتی ازآنجا خارج گردند.اما اسناد حاکی ازآنند که بعد ازهمایش متذکره،چپاول وتجاوزهمچنان درافشارادامه داشت. شام همانروز این خبرازطریق رادیو کابل نشرگردید(5): « یک تعداد باند افراد فتنه انگیزوآشوب طلب «مزاری»که درمرکزانستیتوت علوم اجتماعی مستقربودند،انستیتوت علوم اجتماعی ومنقطۀ افشاربا کمک یک تعداد نیروهای مخلص هزاره ها با شورای نظارپاکسازی شد وقطعات تصفیوی وزارت دفاع به عملیات خود ادامه میدهند».
خـــاطـــره ای ازروزسوم جنگ درافـشار: یکی ازباشنده هــای باغ بالا جوانِ فرهیخته به نام حمدالله (6) لیسانسۀ حقوق خاطرات اش را از روزسوم جنگ افشاربه نگارنده اینگونه بازگوکرد:« دوروزجنگ تاریخ های 21 و22 دلو سال 1371 خورشیدی با تمام اضطراب وخطرات آن سپری گردید،روزسوم که صدای دلخراش گلوله ها درساحۀ افشاربند آمده بود،خستگی ناشی ازتداوم دهشت جنگ چند روزه واجبارباقی ماندن وپنهان بودن در تهکاوی های خانه ،دلتنگی وخستگی تحمل ناپذیری به بارآورده بود،آنروزبا چهارتن ازجوانان،رفقای محله قدم زنان به ایستگاه باغ بالا ،مقابل سرک هوتل انترکانتننتال راه کشودیم،درآنجا مصلحت آن شد به جای گردش درسایه زار کاجستان باغ بالا سری به افشاربزنیم ، وازپی آمد های جنگ مطلع گردیم.
درمسیرراه افشارازمیان کتاره های آهنی درهم شکسته وفروریختۀ پولیتخنیک وانستیتوت علوم اجتماعی که قرارگاه حزب وحدت درآن قرارداشت،نقش اصابت مرمی های ثقیل ،راکت ها خمپاره ها،شکستگی وسوختگی دردرودیوارها به مشاهده میرسید،انبوهی ازشیشه های شکسته ،سنگ وسمنت فروریخته پراگنده بود. موج آتش های ویرانگربرپیکرعمارت ها وصحن چمن ها فرود آمده ،زیبایی های آنان را داغان کرده بود.عبورومرورتانک ها بروی جادۀ اسفالت،صیقل سیاه آنرا روبیده وعمرسرکها را به آخررسانده بود.همه جا انباشته ازپوچک های خالی اسلحۀ خفیفه،راکت ها وخول ها خالی برنجی توپ ها ونارنجک ها خالی منفلق شده بود.
وقتی به افشارپای نهادیم گویی به شهرارواح،متروک ومخروبه وهراسناک پا گذاشته ایم،تا چشم کارمی کردخانه ها ودیوارهای درهم شکسته،راکت خورده،سوخته و ویران جلب نظرمیکرد،تقریبأ خانه ای نبود که سقف آنرا راکت یا شرانیل توپچی سوراخ نکرده وفرو نریخته بود. درکوچه ها به ویژه حاشیۀ سایه زاروبرف دارآن درحویلی های درودیوارشکسته ،لکه ها وداغ های قرمزخون نقش بسته بود. گفتی چند حیوان وحشی ،تعمه وشکاری را دریده وبلعیده بودند. آنگاهیکه به جوارتکیه خانۀ افشاررسیدیم ،گویی به یک مقتل وذبح گاه غرق تالاب خون پای گداشته ایم ،آنچه درپندارم نمی آمد به وقوع پیوسته بود، ازآنروزسالهای زیادی می گذرد، اما چشم دید آن مانند کابوس وحشتناک دراعماق جانم رخنه زده است،هرچه میکوشم رهــایم نمی کند،ای کاش آنرا ندیده بودم. درشب های اول و روزتهاجم برافشارحینیکه ساکنان آنجا تحت ضربات آتش های اسلحۀ ثقیل قرار گرفته بودند،شماری ازآنها با ترک خانه های شان به امید یافتن پناهگاه مصئون تر،به تصوراینکه مهاجمین همشهری آنها مسلمان وازجملۀ فرزندان آدم اندومکانهای مذهبی را موردتهاجم قرارنمی دهند به « تکیه خانۀ » افشارپناه برده بودند.اما حینیکه دژخیمان ازتجمع شهروندان درآنجا آگاه می شوند، تکیه خانه ازرزاد خانۀ آتشی چکادآسمایی ،مربوط احمدشاه مسعود ومواضع آتشی سیاف ازکمپنی آماج حملات وآتشباری های شدید قرارمی گیرد،وشماری زیادی ازپناهجویان، اطفال وزنان،جوانان ومردان درآنجا قربانی می گردند. علاوه ازآنکه یک تعداد زیاد اجساد دراوایل صبح به وسیلۀ اقارب شان ازآنجا بهرطرف منتقل گردیده بودند،اما ما دربعد ازظهرآن روزاجساد زیادی را درصحن وداخل تکیه خانه دیدیم که با لباسهای آغشته به خون ،نیمه سوخته وداغان شده درهرطرف افتاده بودند.
صحن وداخل تکیه خانه بیک میدان وقتلگاه مئومنان مبدل شده بود،مهاجمین تا توانسته بودند آدم کشته وخون ریخته بودند، جسدخانم جوانی را دیدیم که دریک جویچه افتاده بود،ما بدن نیمه عریان او را با پیراهــن پرازلکه های خونش پوشاندیم. درآنروزهرچند صفیرگلوله ها خاموش گردیده بود،اما وحشت هولناک هنوزدرآنجا مستولی بود، فریادرسی نبود که کاری انجام دهــد. ازیکی ازباشنده های افشارکه خود به دنبال فرزند گمشده اش می گشت پرسیدیم ،چرا به دفن این شهــدا کسی اقدام نمی کند،مردکه مانند یک کالبد نیمه جان بود گفت،یک تعداد زیاد اجساد را گروههای مهاجم ازخانه وکوچه ها جمع نموده ،میت ها را مانند لاشه ها برموترهای لاری بارنموده بهرسو برده درقبرهای دسته جمعی زیرخاک نمودند،اما یک تعداد را نگذاشتند ،یا نخواستند کسی دفن کند،آنها می گفتند بگذاراجساد درهمه جا پراگنده باشد تا دیگران ببینند، پند بگیرند، وبا ما دیگر نجنگند».
جنایات جنگ درافشــــار کــابل جنگ درافشارکابل میان جناحهای رقیب مجاهدین ،ازیکسو ربانی- مسعودوسیاف ومحسنی وازسوی دیگر «مزاری وهیئت رهبری حزب وحدت»،یکی ازبرهـــه هـــای تزاژیک وفاجعه بارجنگهـــای کابل است. این جنگ مولود جنون عظمت طلبی،تعصب وعصبیت های مذهبی وقومی ،پوتنسیال وحشتناکی ر ادرخونریزی وکشتارهموطنان بیگناه ازخود نشان داد.
بررسی وتحقیقات مدافعان حقوق بشرنشان میدهد که درجریان جنگ درافشار،محلات مسکونی مردم درمقایسه با قرارگاه حزب وحدت اسلامی که درانستیتوت علوم اجتماعی قرارداشت،هدف آتشباری هــای بیشتری اسلحۀ ثقیل ،توپچی ،راکت وتانک قرارگرفته است. این مسئله نشانگرآنست که انتقامجویی هـــای مذهبــی وقومی منبع اصلــی عملیات تهاجمی برافشاربوده ،شهـــروندانی که تعلق جنگی نداشتند ،به جــرم شیعــــه بودن وسکونت دریک ساحـــــۀ شیعـــه نشین فجیعـــانه کـشتــارگردیده اند.
عملیات تهاجــمی سازمان یافته برافشار، مورخ 21 و22 دلو سال 1371 خورشیدی تحول جدیدی را درشیوۀ جنگیدن مجاهدین علیه یکدیگر ارائه داد،دراین جنگ فاکتورهای مذهــبی ونــژادی کاملأ مشهود گردید،انتقامجویی ها که درمیان گروههــای مجاهدین شدت یافته بودبه وحشیانه ترین وکم نظیرترین شکل آن به نمایش گذاشته شد. با نگاهــی به گـــزارشات سازمانهای مــدافع حقـــوق بــشر جهـــانی،چشمدیدهـــا وروایاتی کسانی که خود جــریان جــنـــگهــا وکشتـارهـــا را درافشاردیده اند،انسان را به واقعـــات دردناکی مــواجه می سازد،شهـــروندان بیگناه ومعــصوم دریک جنگ تبهکارانه وانتقام گیری هــولناک قــــربانی گردیدند.
هـــزاران زن ومرد،هـــزاران فــرزند دلبــند و دوشیزۀ نوباوه،هـــزاران جــوان نورسته درخــانه وکاشــــانه شان دراثرانتقامگیری وحشیانه ،یا ازاثرآتشباری ها وهجــوم هـــا کشته شده،یا اسیرگرفته شده ومورد تجـــاوز جنسی قـــرارگرفتند،مـــردان به اردوگــــاه هـــای کارشاقه واجباری مربوط سیاف ومسعود شبیه اردوگاهــای فاشیسم هــتلری به انتظارمرگ فرستاده شدند.
به اساس یک گزارش رسمی(6) ازاین جنگ ازجمله «800» تن افــراد اسیرشده که دارای سنین 10-35 ساله بودند «750 » نفر آنها دراسارت به قتل رسیده یا مرده اند.دراین راپوررقم «80» نفرغیرنظامیان که درکوچه ها وسرکهای افشارکشته شده بودند وچوروچپاول «5000» خانه نیز گزارش داده شده است. گستردگی قتل عـــام وفجــایع انجام شده به وسیلۀ نیروهای مسعود وسیاف ومحسنی درافشارکابل که تا سطح یک « ژنوساید » بلند رفته است ،متأسفانه آماردقیقی ازقــربانیـــان جنگ درافشاردردست نیست تا میزان باورنکردنی کشتارجمعی درافشارکابل دردوسه روز جنگ 21-22 دلو دانسته شود.
شهادت های شهود: ......................................
مأخــذ:(1) –« پروژۀ عدالت برای افغانستان»، گزارش سال 2005 متن انگلیسی فاجعـــۀ افـشار.
(2) –« جنگ داخلی افغانستان »، توسلی غزنوی ، صفحــه 30 و 31(3)- همانجا صفحه 30(4)- همانجــا،صفحــه30(5)- همان اثـر،صفحه 31(6)- آقای حمدالله ،حقوقدان،فعلأ مهاجــردرشهرفرانکفورت درآلمـان(7)- گزارشی پروژۀ عدالت برای افغانستان (
سید عبدالقدوس سید