رییس جمهور کرزی ملعبه ای در دست سازمان های جاسوسی!؟
سلیمان کبیر نوری
"تَشَکُل استراتیژیست های افغانستان برای تامین صلح و امنیت پایدار"
سال پار(جولای 2012)راجا پرویز اشرف نخست وزیر پاکستان و رییس جمهور افغانستان در دیدار مشترکی با کامرون نخست وزیر بریتانیا، توافق کردند که گفتگوهای مفید صلح را از سر گیرند. نخست وزیر پاکستان وعده کرد که افغانستان را در گفتگویش با نمایندگان طالبان کمک می کند. این در حالیست که پیش ازین، این نشست سه جانبه برای سه بار بدون هیچگونه پیا مدی ثمر بخشصورت پذیرفته بود. اکنون جناب حامد کرزی برای بار چهارم آمادگی برای یک سفر فریبنده دارند وعازم بریتانیا میشوند.
همانطوریکه تمامی سیاسیون افغانستان بیستمین سفر آقای کرزی را به پاکستان، پیش ازسفر، بیمورد و بی نتیجه پیشبینی کرده بودند؛ اما آقای کرزی بدون احترام به پیشنهادات سیاسیون و اندیشمندان وطنش بازهم به پاکستان سفر کرد. سفر بیستم ایشان بازهم نتیجه مطلوبی بدست نداد. طالبان همه روزه انسان های بیگناه را به خاک و خون میکشانند، اما کرزی بازهم اوشان را برادر خطاب میکند.من تصور میکنم که حتا یک رگ غیرت هم در وجود این انتصاب شده ی کمپنی یونیکال بنام ولسمشر افغانستان، با ملبس ساختن ایشان با کلاه قره قلی و چپن ابریشمی بفرمایش استخبارات خارجی(که الان گویند که این لباس دراروپا سمبول مقام تولید تریاک، ترور و انفجار، فساد اداری است؛؛؛ وقتی کرزی را در پرده های تلویزیون میبینی، یاد ها از هیروئین و تریاک و انتحار و برادران ناراضش طالبان را در ذهنیت ها متبادر میسازد. یعنی که الان این چهره شرم وطن و مردم شده است.)پای میز مذاکره ی پنجابی های سرافراز و باشهامت و باغیرت! نشست.
جناب کرزی! از صد ها نگارش و توصیه برای بیهوده بودن بیستمین سفر پوچ تان به پاکستان شما اگاهی نداشتید؟ یا اینکه به دانشمندان و اهل خبره ی وطن احترام نداشتید، تا استشاره سازمانهای استخباراتی.
من منحیث یکی از شاگردان مکتب دیپلوماسی به جلالتمابی حامد کرزی پیشنهاد مینمایم که چهارمین سفر خویش برای نشست سه جانبه ی(افپاک - بریتانیا)را لغو نمایند.
اسناد تاریخی نشان میدهد که جلالتمابی آقای حامد کرزی، امروز، از همه بیشتر وبیشتر وسیله ی بازی بهتر برای سازمان های جاسوسی بوده و بصورت خود آگاه و شاید هم ناخود آگاه! در دست و در اختیار سازمان های انگریز و بعدن پاکستان قرار گرفته اند.
من فکر میکنم که امروز هرگونه اکت های وطنپرستانه و ملی گرایانه ی جناب ایشان، برای مردم افغانستان چندان جذابیت و جالبیتی ندارد.
کرزی خود اعتراف کرده است که در تائسیس گروهک طالبان ، یعنی پروژه ی انگریزی به مزدوری آی ایس آی، بنام تحریک طالبان و ایجاد شورای کویته نقش داشته است.
در زمان ایجاد این به اصطلاح تحریک " 50000" دالر امریکایی که شاید از ذخیره های آی ایس آی، برای این ملعبه ی انگریزی کمک کرده است؛ سرمایه گذاری کرده بود. نقش این شخصیت بارز!، به خاطر کار در کمپنی نفتی یونیکال امریکایی(یکجا با مخرب ترین سیاستگذار در امور افغانستان بنام زلمی خلیلزاد و یارانش که سنگپایه ی همه بدبختی های مردم افغانستان را در کنفرانس بن بنا نهاده و بعدن تعمیل کرد)و کسب اعتماد و وفاداری نسبت به این کمپنی، نقش در ایجاد و رشد و انکشاف ویروس مدهش و مهلک و بسیار خطرناک انگریزی ی بنام طالبان، بسیار بارز و برازنده مینماید.
ببینید ! جناب حامد کرزی از بسیاری راز های پت و پنهان بزرگترین استخبارات جهانی، ازجمله مبتکر ایجاد پروژه طالبان(تروریزم؛ که بهانه ای برای اشغال افغانستان بود)، با مدیریت امریکا، این سازو برگ گروه تروریستی و حامیان مالی یا نوکران حلقه بگوش شیوخ کشور های حوزه خلیج به خوبی آگاهی دارند.
افشای اولین رابطه انگریز با طالبان در تعاملات و معادلات تازه درون مرزی افغانستان، موافقتنامه ی موسی قلعه بود که آگاهان افغانستان را شگفتزده ساخت. انگریز با ساز و برگ نیروهای سهمگین و سنگین و ثقیل نظامی دوازده هزار نفری در ولایت هلمند؛ و با آخرین فراورده ها و تکنالوژی مدرن قرن بیست، موسی قلعه را به طالبان سپرد.(هلمند ولایتی بود که در دوران حکومت دوکتور نجیب الله به نسبت موقعیت جغرافیایی و سرزمین هموار؛ پاکستان و ایران به هیچصورتی توانمدی آن را نداشتند تا شرایط و اوضاع را به نفع خود دگرگون و خراب سازند. بخاطر داشته باشید که بعد از حکومت دوکتور نجیب ا لله؛ هلمند یکی از اخرین ولایاتی بود که به دست مجاهدین سقوط کرد. یعنی که به نسبت داشتن اراضی هموار، میتوانست فقط با چند هلیکوپتر معدود؛ بصورت جدی و قاطع از ورود فرستادگان سازمان جاسوسی " آی ایس آی " پاکستان ویا در سرحدات غربی از نفوذ نیرو های افغانی ی سپاه پاسداران ایران جلوگیری کند.
به قول برادرم که در نیمه ی دوم سالهای 1980 در یکی از موئسسات ولایت هلمند ایفای وظیفه مینمود، هلمند یکی از ولایات آرام بشمار میرفت. و به قول همو" دشمن؛ بالش میسوخت که به لشکر گاه برسد". اما امروز نیرو های بزرگ نظامی انگریز تشریف دارند و دشمن در تمامی نقاط هلمند حضور یافته است.
اما کرزی ی که دست را بالای قرآن شریف گذاشت و حلف وفاداری و خدمتگذاری صادقانه نسبت به وطن و مردم یاد کرد، چرا ازین قرار داد ضد مردمی و بر ضد نوامیس ملی مردم افغانستان طفره رفته و با چشمپوشی خموشی اختیار کرده "خود را به کوچه حسن چپ زد"؟
نمایندگان مردم هلمند بار ها از ایجاد مراکز تروریستی در هلمند شکایت کرده اند. از پرتاب کانتینر های سلاح و مهمات و مواد غذایی برای طالبان، بوسیله نیرو های خارجی تا سطح پارلمان فریاد براورده اند.
نمایندگان ولایات بدخشان، تخار، قندوز، سمنگان در پارلمان کشور حنجره پاره کردند؛؛؛ که هلیکوپتر های خارجی طالبان بنیادگرا را از پاکستان به ولایات شمال و شمال شرق انتقال و جابجا میکند، سلاح هایی که نزد طالبان است، همان سلاح های سربازان ناتو است که در جنگ افغانستان بکار گرفته میشود، ترجمان های نیروهای خارجی صد ها راز و رمز را از جمله غذا های یکسان نیرو های ناتو و گروهک های طالبان که هنگام عملیات بدست نیرو های دولتی افتاده است را به افشا گرفته اند.