افغان موج

موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما زنده بر آنیم که آرام نداریم

 
دلم بسیار پُر درد است امروز
فضای زندگی سرد است امروز
نمیشه لحظه ای آرام بگیرم
که غمگین هر زن و مرد است امروز!
 
وطن از دست نامردان دوران
تمام هست و بودش گشته ویران
نمیداند کسی خشم خدا است
که شیطان گشته امروز حاکم مان؟
 
به ملک ما اتاترکی بکار است
که هر ملای ما بی ننگ و عار است
فروشد هر چه داریم بهر کفار
و بر خر جهالت او سوار است
 
مهاجر گشته ام در ملک مردم
همیشه ناتوان و خیلی سردُم
خدا میداند و سلطان مودود
چسان دارو نمایم رنج و دردُم
 
نعمت الله تُرکانی