افغان موج

موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما زنده بر آنیم که آرام نداریم

 
دلخورده گشته ام من از اتحاد اسلام
از کشتن برادر از این ســــواد اسلام
 
دنیای ماست امروز بنیاد عشق و هستی
آرد یزید حـــــرفی از عدل و داد اسلام
با خون کودکان شد صد قصه در کتابی
این سُنت هر کجایی... باشد مفاد اسل
 
پند ام نده که عمر ام در معصیت گذشته!
از کشتن مسلمان ... و از اعتیاد اسلام
 
آرامی و محبت... هـــر جا بُود به آدم
رنج و بلا و درد است در هر بلاد اسلام
 
نه کودک است بیغم نه پیر و نه جوانی
گویی که غــــم همیشه باشد مُراد اسلام
 
***
 
ای شیــــخ این زمان ام باور نمیکنی تو
جغــــرافیای دین ات بی غم نزاد... اسلام
 
 
 
نعمت الله ترکانی