افغان موج   
FacebookTwitterDiggDeliciousGoogle BookmarksRedditLinkedinRSS Feed
این بار این بهار به تقدیر ما گریست
بر شیشه ای شکسته ای تصویر ما گریست
تا عشق ما به باغ خیال آشیانه بست
هر شاخه ای به فکر دل پیر ما گریست
بودیم درکنار هم اما گسسته تر
بیگانه هم به سستی زنجیر ما گریست
خوردیم همیشه تیر وتبر از دوسه طرف
رنگین به خون به سینه اگر تیر ما گریست
دیدیم خوابهای قشنگ رهایی را
اینگونه در زوال که تعبیر ما گریست
برفصل حاصل همه ای کشت وکار ما
دلبسته را به باغ که انجیر ما گریست
چشمان ابر تا که تماشا نمود به زیر
برحال زار وماندن دلگیر ما گریست
 
شیر رحیم