افغان موج   

افغانستان، سرزمینی با منابع طبیعی بینظیر و تاریخی غنی، در آستانه ‌ای بحرانی قرار دارد که در آن ثروت‌ های ملی به طرز بیرحمانه‌ ای به تاراج میبرند. 

 معادن طلا، مس، لیتیوم و دیگر منابع غنی این کشور، که باید موجب شکوفایی و رفاه مردم می‌ شد، به دست مشتی دلال غارتگر افتاده است. شواهد نشان می‌دهد که منابع ملی به ‌صورت قاچاق و سازمانیافته، اغلب در شب، از کشور خارج می‌ شود. نتیجه این روند، گسترش فقر و افزایش نابرابری‌هاست.

این غارت منابع تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه استخراج بی‌ ضابطه آنها موجب تخریب گسترده معادن، آلودگی و کاهش منابع آب و نابودی تنوع زیستی شده است. سرمایه‌ های طبیعی ‌ای که طی قرن‌ ها شکل گرفته‌ اند، در مدت کوتاهی آسیب دیده و از بین میروند.

در همین حال، با برجسته‌ سازی اختلافات نمایشی در رأس قدرت، دامن‌ زدن به تنش‌ های مصنوعی با همسایگان و اجرای پروژه‌ هائی که بیش از آنکه توسعه ‌ای باشند، استراتیژیک، نظامی وعوامفریبانه  اند، افکار عمومی از مسئله اصلی، یعنی مدیریت و مالکیت منابع ملی، منحرف می ‌شود؛ روشی شناخته‌ شده در حکومت‌ های اقتدارگرا برای کنترول افکار و مهار مطالبات اجتماعی.

در طول دو دهه اشغال افغانستان توسط نیروهای ناتو، مردم این سرزمین نه تنها زیر لگام ظلم و ارعاب نیروهای خارجی خرد شدند، بلکه رژیم‌ های مزدور و دولت‌ های دست‌ نشانده نیز منابع ملی را بیرحمانه به تاراج بردند. میلیون‌ ها دالر از ثروت‌ های سرزمین افغانستان به جیب مقامات فاسد و مهره‌ های گماشته شده ریخته شد و نتیجه این غارت سازمانبافته چیزی جز گسترش فقر، بیکاری، فلاکت عمومی و فساد سیستماتیک نبود.

پس از خروج نیروهای اشغالگر و بازگشت طالبان به قدرت، وضعیت به مراتب بدتر شد. طالبان، که خود همواره به عنوان یک نیروی مزدور می‌شود، در همکاری با قاچاقچیان و گروه‌ های جنایتکار جهانی منابع طبیعی افغانستان را در انحصار خود گرفتند. معادن غنی لیتیوم، طلا و دیگر ذخایر ارزشمند کشور، به‌طور سیستماتیک در اختیار این گروه‌ قرار گرفت و به صورت پنهانی به خارج از کشور قاچاق شد. در حالی که مردم افغانستان در فقر و گرسنگی دست و پا می‌ زنند، سودهای کلان حاصل از این قاچاق ها به جیب دشمنان ملت افغانستان میرود.

این وضعیت به طور جدی بر زندگی مردم تأثیر منفی گذاشته است. فقر و بیکاری گسترده، موجب مهاجرت ‌های اجباری و تگدی در داخل کشور شده است. جوانان که باید در آینده کشور نقشی سازنده ایفا کنند، به دلیل نبود فرصت‌ های شغلی و بحران‌ های اجتماعی به ناچار راه‌ های دشوار مهاجرت را انتخاب کرده ‌اند. معادن و منابع طبیعی افغانستان که باید به سرمایه ‌ای برای توسعه و رفاه مردم تبدیل می ‌شدند، به ابزارهائی برای سودجویی و بهره‌ برداری از ناتوانی مردم تبدیل شده است.

اما در این وضعیت بحرانی، امید هنوز زنده است. تنها با اتحاد و آگاهی مردمی می ‌توان با فساد و غارت مقابله کرد. مردم افغانستان باید با تمام توان خود علیه این جنایات و فساد ایستادگی کنند. ما باید از حقوق خود دفاع کنیم و در برابر غارتگرانی که سرنوشت مردم را در دست گرفته ‌اند، مبارزه کنیم. این مبارزه نه تنها برای حفظ منابع طبیعی و ملی است، بلکه برای ساختن آینده‌ای روشن و عادلانه برای نسل ‌های آینده این سرزمین نیز ضروری است.

از اینرو، باید علیه فساد و غارت ‌هائی که منجر به ویرانی اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی کشور شده‌ اند، قیام کنیم. باید پرده از روی غارتگری‌ ها برداریم، هما‌نطور که پرده از روی ستون پنجمی‌های «رژیم تازیانه‌ و تنفگ» برمی‌ داریم. این نبرد، نبردی برای آزادی، عدالت و استقلال است. باید با تمام نیرو علیه این جنایت‌ ها ایستاد و با ایجاد همبستگی و اتحاد، منابع طبیعی و ملی کشور را از دست غارتگران آزاد ساخت. تنها از طریق آگاهی و مقاومت می ‌توانیم آینده‌ ای بهتر و روشنتر برای مردم افغانستان بسازیم؛ آینده‌ ای که در آن مردم دیگر نیازی به گدایی و مهاجرت نداشته باشند و بتوانند از منابع سرزمین خود به طور عادلانه بهره‌ مند شوند.

مرگ بر غارتگران، مرگ بر خیانتکاران، و زنده باد مردم افغانستان   !

 

احمد آریا