باران چو دانه های گهر درشتاب بود
گاهی هــوا تـیـــره و گاه آفـتــاب بود
لاجـورد آســمـانی و آن پـرنـیــان ابر
سیمن تنی چواژدری درپیچ وتاب بود
پیرامون نهضت روشنگری ی درخشان شفیع عیار
سلیمان کبیر نوری
بخش سوم و پایانی
درین بخش شما میخوانید:
- بازهم پیش سخن گذرا بر نظریات هموطنان بر بخش دوم این نبشته!
- استقبال عیار از موضع سختگیرانه ی جنرال رازق و جبار قهرمان در برابر شبکه ی تروریزم انگریزی به نام طالبان و حامیان خارجی آن
- پیامد رویکرد ها و تابو شکنی شگفت انگیز عیار
- عیار چگونه تابو ها را درهم شکست؟
محمدعالم افتخار
«امر قدسی» عینی و اینجهانی است؟
مادرم؛ من را؛ در نور چراغ تیلی به دنیا آورد
و روی دستان مادر کلان دیده گشودم.
در کلبه تاقچه تاقچه که درِ بوریا داشت؛
و روزن های شاخچه گرفته؛
نغـمه هایی مست مستم می کند
چشم شوخی می پرستم می کند
از شـراب شـوق یک بار دیگر
مســت از جـام الـسـتـم می کند
مقالات دیگر...
- برگهای از کتاب « حماسه نبرد جلال اباد »
- نکاتی از کتاب جنجالی «اطاق حوادث» جان بولتون را در باره افغانستان
- دوبیتی های سرگردان
- فریادی از ژرفا
- سایت «سپیده دم» و شانس باز خوانی اسطوره ها
- ویدیوی ۷۰۳شفیع عیار
- د افغانستان حالاتو ته ځغلنده کتنه
- شعر دل
- ناکامی افغان ها در ایجاد همکاری استراتیژیک با ایالات متحده
- قدم به قدم بسوی نهادینه سازی اشغال
