افغان موج   

خروج  نافرجام دکتر نجیب الله در دقيقه ی نود

 افغانستان شايد يگانه كشورى در جهان باشد كه سير حوادث بصورت غير منتظره و بسيار سريع تغيير میکند و حتى در بعضى حالات تكرار ميگردد.

 همين تكرار حوادث تاريخى باعث آن شد تا آقاى بينن سيوان پس از مدت سى سال حاضر به مصاحبه با محترم ضیا شهریار مجری  تلویزیون " بی بی سی " شود و بگويد كه، سازمان ملل، کشور های خارجی در راس امریکا و اعضای رهبری حزبی و دولتی ان زمان مقصر اصلی ان حوادث هستند، به جز از خودم. 

ازینکه چه مسایلی پس پرده این مصاحبه ها بعد از سی سال وجود دارد، زمان جواب این سوال را خواهد داد. 

با وجود اينكه آقاى سيوان درين مصاحبه حرف ناگفته یى را بيان نكرد تا توجه همه را بخود جلب کند، اما انچه ديگران غير مستقيم شنيده بودند كه همه قرين به واقعيت هم بود، وى با اين مصاحبه یی خود مهر تاييد بر انها گذاشت و جعل كاران و دروغگويان تاريخ را رو سياه و شرمنده كرد.

طوريكه همه ميدانند، در طول سى سال اخير در ارتباط به فرار نافرجام دكتر نجيب الله و سپس پناهنده شدن ايشان به دفتر ملل متحد و سرانجام كشته شدن وى به شكل بسيار ناجوانمرادانه و فجیع بدست گماشتگان پاكستان ( طالبان ) و هم مساله انتقال قدرت به شوراى پانزده نفرى، از جانب تاريخ نويسان و تحليلگران سياسى داخل و خارج كشور، بار ها سبك و سنگين شده است؛ اما چه خوب است اگر اين واقعيت ها را از زبان شاهدان عينى ان جريان و يا انهای كه مستقيمن درين حوادث دخيل بودند بخوانيم و بشنويم.

هرگاه به پيشينه زنده گى بينن سيوان كه در سال ١٩٣٧ در يك خانواده ارمنى امريكايى در كشور قبرس بدنيا امده و تحصيلات عالى خود را در دانشگاه معروف كلمبياى امريكايى به پايان رسانيده و بعد از ختم تحصيل مستقيمن در سن ٢٨ سالگى در سازمان ملل متحد شامل وظيفه گرديده است، نظر اجمالى انداخته شود، به اين نتيجه ميرسيم كه او انسان عادى نبوده بلكه از استعداد خاص برخوردار بوده كه به همين دليل مورد توجه امريكايى ها قرار گرفته و با تضمين انها در چنين ارگان مهم جهانی شامل وظيفه شده است.

سيوان در دهه هشتاد ميلادى به صفت معاون اقاى ديكوكوردويز نماينده خاص سرمنشى ملل متحد در امور افغانستان تعيین و در مذاكرات ژنيو نقش برجسته ايفا می‌نمود و همين خدمت صادقانه اش به نفع امريكا، وى را در سال ١٩٨٩ بجاى ديكوكوردويز تعیين و سرنوشت افغانستان را به او تسليم کردند. سازمان ملل متحد به اشاره امريكايى ها و به پاس خدمات وى كه با فريب و دروغ توانست در سقوط رژيم ديموكراتيك در افغانستان و پناهنده ساختن رئيس جمهور برحال ان كشور به دفتر اين سازمان در كابل نقش برجسته ايفا نمايد، وى را به صفت اسيستانت سكرتر جنرال سازمان ملل متحد، اجلاس عمومى ان و شوراى امنيت اين سازمان تعيین کردند. اما از اینکه اقاى سيوان وجدان الوده داشت ، بعد از سال ٢٠٠٣ كه نماينده ان سازمان در امور عراق تعيین و مسوول نظارت بخش غذا در برابر نفت، نقش بازى ميکرد، در همين فاصله نقطه ضعف او را صدام حسين درك و موفق گرديد تا با دادن رشوت كلان سيوان را وادار سازد تا نفت خود را از مجراى غير قانونى به ارزش حدود يازده مليارد دالر در بازار هاى دنيا بفروش برساند. سازمان ملل و امريكايى ها ازين معامله پشت پرده اگاه ميشوند و سيوان را در سال ٢٠٠٥ ميخواهند محكمه و از وظيفه سبكدوش نمايند. اما سيوان قبل ازينكه به محاكمه كشانيده شود از وظيفه استعفا و امريكا را به قصد زادگاه اش قبرس ترك ميکند و در انجا اقامت گزين ميشود.

 

حالا اين دايه بهتر از مادر كه خود را دوست زنده یاد داکتر نجیب و تمام مردم افغانستان قلمداد نمود و حتى ازين هم پيشتر رفته و سنگ افغان بودن را به سينه می زند. اقاى بينن سيوان اگر در گفتارش صادق مي‌بود ، بايد به نكات كليدى زیر تماس ميگرفت و جواب ميداد!

• چرا ملل متحد در قبال حوادث آن وقت افغانستان برنامه مشخص نداشت؟

• چرا اقاى سيوان دكتر نجيب الله را فريب داد و تا دقيقه نود بازى وعده انتقال شوراى پانزده نفرى را به او میداد؟

• زمانيكه اقاى سيوان از تعيین و موجوديت شوراى پانزده نفرى در ظاهر مايوس شد، پیش از اينكه از اسلام اباد پرواز كند چرا به دكتر نجيب الله اطلاع نداد كه شورايى ( حكومت انتقالى) در كار نيست و تو به كار خود ادامه بدى. و یا دکتر نجیب الله فهمید که شورای انتقالی وجود ندارد، با وجود ان تاکید ورزیده هر طور میشود مرا از کشور خارج کن؟

• چرا به دكتر نجيب الله مشوره دادى تا به دفتر تو برود؟

• ايا دكتر نجيب الله ميدانست كه شوراى پانزده نفرى وجود فزيكى ندارد و اين يك فريبى بيش نيست؟

• مهم ترين سوال در برابر محقيقين و تاريخ نويسان اينست كه، اقاى سيوان واقعن دكتر نجيب الله را به هندوستان انتقال ميداد؟

• چرا سازمان ملل و يا اقاى سيوان تا به امروز جواب ندادند كه روى كدام دلايل حقوقى و يا بين المللى نتوانستند دكتر نجيب الله پناهنده شان را به خارج انتقال دهند؟

• چگونه ملل متحد توانست خانواده اقاى توخى دستيار دكتر نجيب الله را از كابل به خارج انتقال دهد و دكتر نجيب را نتوانست؟

• چگونه دو پناهنده رسمى ملل متحد هر يك اقاى توخى و اقاى جفسر را از كابل ظاهرا به پاكستان و از انجا به اروپا انتقال میدهند، ولی دكتر نجيب الله را نتوانستند؟

• چرا ملل متحد جواب نامه ها و تقاضا هاى مكرر دكتر نجيب الله را بيجواب ماند؟

• از اقای سیوان باید پرسیده میشد که، در طول چهار ماه که خودت در کابل رفت و امد داشتی، مساله خروج دکتر نجیب الله را با صبغت الله مجددی و بعدا با استاد ربانی، چرا مطرح نکردی. اگر مطرح کردی جواب انها در زمینه چه بوده است؟ 

• چرا ملل متحد از مردم افغانستان نسبت اين بى تفاوتى و بى توجهى كه در نهايت باعث سقوط آن رژيم و كشته شدن رهبر ان گرديد، معذرت نخواست؟

• ايا سازمان ملل متحد در برابر خانواده دكتر نجيب الله و در كل، مردم افغانستان مسوول نيست؟

• و ده ها چون و چرا ديگر.

اينها پرسشهای هستند كه مردم افغانستان از سازمان ملل و بخصوص اقاى بينن سيوان انتظار پاسخ روشن را داشتند و در اينده نيز خواهند داشت.

اما اينجا لازم است بصورت اختصار در ارتباط به نكات ياد شده مكثى داشته باشم.

اقاى سيوان درين مصاحبه با نهايت هوشيارى و زيركى خواست تا تمام ملامتى ها و گويا تطبيق نشدن برنامه ها و پلانهاى ملل متحد را متوجه دولت وقت و حاكميت حزب ديموكراتيك خلق افغانستان و در مجموع خود افغانها بسازد كه گويا انها بودند كه مانع اين پروسه انتقال قدرت شدند و نگذاشتند تا دكتر نجيب الله بصورت مصون از افغانستان خارج شود.

اقاى سيوان در جاى ديگر با صراحت اعتراف مينمايد و ميگويد كه، ملل متحد كدام برنامه خاص براى اينده افغانستان نداشت و طرح پنج فقره یى ان واقعيت ندارد و در هيچ ارگان رسمى و دولتى از ان ياد نشده و ثبت نگرديده است. و ان تنها يك اعلاميه بوده است و بس. همزمان با اين فريب، نيرنگ ديگر اقاى سيوان با دولت افغانستان و شخص دكتر نجيب الله اينست كه وى در تمام ملاقات هاى خود از شورا يا حكومت موقت پانزده نفرى كه وجود واقعى نداشته صحبت مينموده و براى دكتر نجيب الله اطمينان ميداده كه با استعفا و رفتن خودت از افغانستان خلا قدرت بوجود نمى ايد.

فلیپ کاروین شاهد عينى و يكى از مهره هاى اساسى سقوط نظام چنين می نویسد:

ساعت ٥:١٥ صبح سفیر هند خبر بدی برای ما آورد. «دهلی جدید در صورت اعطای پناهندگی به نجیب از انتقام جویی محتمل علیه جامعه هندو در کابل در هراس است بنآ میل ندارد تا به نجیب پناهندگی اعطا کند.»

چگونه امكان دارد كه دولت هند يك شبه تغيير عقيده دهد و از پناهنده گى دكتر نجيب الله انصراف ورزد.

اين پيش امد از دو حالت خارج نيست:

ممكن دولت هند از آمدن دكتر نجيب به كشورش از قبل اگاهى نداشته و اين تقاضاى پناهنده گى برايشان غير مترقبه بوده باشد.

دوم اينكه، دولت امريكا يا مستقيم و يا غير مستقيم دولت هند را از دادن پناهنده گى به دكتر نجيب الله منصرف ساخته باشد.

پس در هر دو حالت اين بازى هاى پيچيده كه در پس پرده جريان داشت گواه اين حقيقت است كه، گرداننده گان اين بازى ها خود ملل متحد و در راس امريكا با شركايش بوده تا قدرت را بدون تقسيم به مخالفين دولت تسليم نمايند و دكتر نجيب را هم دو دسته به پاكستانى ها بفروشند.

کاروین در ادامه مينويسد، ساعت ٦:٤٥ صبح، پاکستان موافقه کرد تا به نجیب در سفارت پاکستان در کابل پناهنده گی بدهد... و گفت ما یک واسطه زرهی را آماده ساختیم تا نجیب و همراهانش را از قرارگاه اسکاپ به سفارت پاکستان انتقال دهد. امیدوار بودیم که این انتقال در ظرف چند دقیقه صورت میگیرد و پیش از اینکه شهر بیدار شود، کار به پایان میرسد.»

ساعت ٦:٥٥ صبح سيوان پیشنهاد پاکستان را به دكتر نجیب الله ارایه کرد. همان لحظه در دفتر سيوان علاوه بر سيوان ، عونی، اینجانب(فیلیپ گاروین) نمایندگان ایران و پاکستان حاضر بودند. عونی وظیفه ترجمانی را داشت.

نجیب خطاب به دیگران میگوید:" من گفته بودم که به مقصد عملی شدن پلان ملل متحد وکمک برفع مخاصمت ها در صورتیکه دیگر حمله ای بکابل صورت نگیرد، استعفا خواهم داد. بشما اخطار کرده بودم، در صورتیکه قبل از جابجا شدن حکومت موقت استعفا نمایم، خلای قدرت ایجاد میشود. این درست همان چیزیست که امروز بوقوع پیوسته. من با این وضع سه سال است که مبارزه میکنم. میدانستم چه اتفاقی رُخ میدهد. یکبار اگر خلای قدرت ایجاد شد. چه کسی از امنیت، نظم و نسق، مسئوولیت خواهد داشت؟ در اینجا تنها افتخار و حرمت نجیب الله مطرح نیست، بلکه افتخار و حرمت ملل متحد مطرح است. "من به پاکستان نمیروم! این راه حل نیست. من ترجیح میدهم در همین محوطه ملل متحد باقی بمانم. جوابگو، پلان صلح ملل متحد و شورای بیطرف است که بزودی ممکن ارگان انتقالی، قدرت را تسلیم خواهد شد."

بعد ازين اظهارات دكتر نجيب الله، از انعده مردميكه ميخواهند سبوتاژ نمايند و واقعيت ها را وارونه جلوه دهند، پرسيده شود كه، کجاست کودتا؟ دکتر نجيب الله حاضر به تسلیمی قدرت شده و استعفا داده است و حتى معاونين خود را سبکدوش نموده و از خلای قدرت میگوید، او در آن لحظه اعتراض دارد و ملل متحد را مسوول تطبيق نشدن برنامه اش ميداند.

اقاى بينن سيوان در جاى ديگرى از مصاحبه خود ميگويد: نواز شريف صدراعظم وقت پاكستان رهبران احزاب هفتگانه را در منزل خود خواست و با انها صحبت نمود تا در ارتباط به خارج شدن دكتر نجيب الله از افغانستان و تسليم نمودن قدرت به حكومت موقت ديدگاه انها را بداند. سيوان در ادامه بيان ميدارد، اين ملاقات تا ساعت نو همان شب ادامه يافت و به نتيجه نرسيد. من به اقاى نواز شريف گفتم كه اينها نميتوانند به نتيجه برسند و انتظار بيشتر فايده ندارد، من ميروم تا دكتر نجيب الله را از افغانستان خارج نمايم. درين شرايط بود كه من مجبور شدم بطرف كابل پرواز نمايم و قرار وعده قبلى كه با دكتر نجيب الله داشتم او را از افغانستان خارج نمايم.

اما اقاى سيوان بصورت اشكار نگفت كه ، دكتر نجيب الله را بكجا ميبرد و به كدام كشور انتقال ميداد؟ اما در بخشى از صحبت خود گفت؛ زمانيكه نيرو هاى دوستم اطراف هواپيماى مرا محاصره نمودند، من برايشان گفتم كه من به پاكستان ميروم. پس اقاى سيوان غير مستقيم هدف خود را براى انتقال دكتر نجيب الله به پاكستان بيان مينمايد. از جانب ديگر اقاى سيوان به مردم افغانستان بايد جواب بدهد كه، ظاهرا تو به دكتر نجيب الله وعده داده بودى كه من شوراى پانزده نفرى را با خود مى اورم و در همان هواپيما خودت را از افغانستان خارج ميسازم. اقاى سيوان در ان مقطع زمانى به اين مساله فكر نكرد كه من بدون اعضاى اين شورا و با دست خالى به افغانستان ميروم. آيا دكتر نجيب الله از من نخواهد پرسيد كه اعضاى حكومت موقت كه قرار بود در همين هواپيما به كابل بيايند، كجا هستند و چرا نيامدند؟ من در مقابل چه جواب بدهم.

پس معلوم ميشود كه، اقاى سيوان با اطمينان خاطر به طرف كابل حركت ميكند و مطمين است با فريبى كه دكتر نجيب الله را داده است، او را با خود از افغانستان خارج ميسازد.

محترم عبدالوكيل وزير خارجه وقت دولت جمهورى افغانستان در كتاب شان زير عنوان از پادشاهى مطلقه تا سقوط ج د ا در ارتباط به پروژه اصلى بينن سيوان مينويسند:

بينن سيوان نماينده ويژه سرمنشى عمومى سازمان ملل متحد براى افغانستان بود. در ماه مى سال ١٩٩١ سرمنشى وقت سازمان ملل يك اعلاميه پنج فقره اى صادر كرد كه در ان امده بود، جنگ افغانستان راه حل نظامى ندارد و تنها يك راه حل سياسى ميتواند اين مشكل را حل نمايد. در ان اعلاميه امده بود كه ، همه اى نيرو هاى مسلط در سياست و جنگ افغانستان بايد به وساطت ملل متحد با هم گفت و گو كنند و روى يك اداره انتقالى به توافق برسند تا اين اداره ، زمينه اى انتخابات ازاد را فراهم كند. موضوع نقش داكتر نجيب در دولت انتقالى بايد در جريان گفت و گو ها حل ميشد. بينن سیوان ظاهرا ماموريت داشت كه اين اعلاميه سرمنشى عمومى ملل متحد را عملياتى كند. محترم عبدالوكيل در كتاب خود نوشته است كه، بينن سيوان اما اجنداى پنهانى داشت. نظر به نوشته جناب وكيل، پروژه سيوان در واقع براندازى حكومت داكتر نجيب بود كه در پوشش تطبيق اعلاميه‌ى پنج فقره یى سر منشى سازمان ملل متحد ، انرا اجرا ميكرد. در جاى ديگرى مينويسند: بينن سيوان تلاش ميكرد تا روابط تنظيم هاى هفت گانه را كه در پاكستان مستقر بودند، با ايران و ديگر قدرت هاى منطقه نزديك كند.

كشور هاى پيرامونى را به پيروزى نظامى تنظيم ها باورمند سازد، فدراتيف روسيه را به توقف حمايت از حكومت داكتر نجيب وا دارد و بر مبناى يك پلان استوار بر فريب، نجيب را از كابل خارج كند تا حاكميت حزب وطن از هم بپاشد.

نظر به نوشته‌ى محترم عبدالوكيل، بينن سيوان گويا براى حلقاتى كار ميكرد كه خواستار سقوط استراتژيك حكومت دكتر نجيب الله از راه زور بودند. و ممكن اين حلقه همان استخبارات پاكستان باشد. جناب عبدالوكيل در بخش ديگر اين كتاب مينويسند: در كنار اختلاف هاى درون حزب وطن، انشعاب جنرال هاى شمال از حكومت، توقف حمايت استراتژيك مسكو ، پروژه پنهانى بينن سيوان هم یكى از عوامل اصلى سقرط حكومت دكتر نجيب الله و دوام جنگ بود. نظر به يادداشتهاى جناب عبدالوكيل ، تلاش ناكام دكتر نجيب الله براى فرار از كشور و پناه بردن او به دفتر ملل متحد در كابل ، هم بخشى از برنامه اى مبتنى بر فريب سيوان بود. محترم عبدالوكيل در ادامه مينويسند: سيوان به نجيب وعده داده بود كه مصونيت او و خانواده اش را تامين ميكند و نقش سياسى او را هم پس از مدتى اعاده خواهد كرد.

اقاى سيوان در ارتباط به ملاقات روز بعدى اش با رهبران حزبى و دولتى ميگويد: زمانيكه من جريان را به اقاى سليمان لايق معاون اول حزب وطن بيان داشتم و استعفا نامه دكتر نجيب الله را به ايشان سپردم، وى با قهر مرا خطاب نموده و گفت؛ اين "شياد" را بما بسپاريد تا تصميم بگيريم كه باشد يا برود.

فليپ كاروين در كتاب خود كه در ان صحنه نيز حضور داشت مينويسد كه اقاى لايق دكتر نجيب الله را دروغگو نيز خطاب نموده بود. بيان اين كلمات شياد و دروغگو به ادرس دكتر نجيب الله باشد در جايش. اما اينكه اقاى لايق ميگويد، وى را به ما بسپاريد از ديد حقوقى و بين المللى قابل دقت است.

 

در حقوق بين الملل امده است كه، علاوه بر خاك و يا سرحدات تعيین شده اى هر كشور، سفارت خانه ها، نماينده گى هاى سياسى در خارج و حتى هوا پيما هاى ان، مالكيت و خاك همان كشور به حساب ميرود. با اين تعريف دكتر نجيب الله عملا در محوطه يا خاك ملل متحد موقعيت داشت كه هيچ شخص و يا كشورى حق دسترسى به ايشان را نداشت.

روى همين ملحوظ حزب حاكم وقت و بعدن در حاكميت مجاهدين، نتوانستند به دكتر نجيب الله دسترسى داشته باشند.

اما در مقابل ملل متحد در طول چهار سال پناهنده گى دكتر نجيب الله با همراهان شان كه خوب ميدانستند كه اين تعمير در حقيقت مالكيت ان سازمان است و بايد سرنوشت اين شخص را تعيین و از ان محوطه خارج کنند، كوچكترين اقدام عملى انجام ندادند. اقاى سيوان ميگويد كه من تا ماه اگست همان سال در كابل رفت و امد داشتم و با دكتر نجيب الله ملاقات مينمودم؛ ولى ايشان اينرا نميگويد كه كدام عوامل و دست هاى بيرونى باعث آن گرديد كه ملل متحد در برابر اين حادثه خاموشى اختيار نمايد و حتى به نامه هاى دكتر نجيب الله پاسخ ندهند.

پس در آخرين تحليل به اين نتيجه ميرسيم، با وجوديكه دكتر نجيب الله از اغاز مذاكرات با نماينده هاى ملل متحد و خاصتا شخص بينن سيوان به توافق رسيد كه نظر به تضمين اين سازمان و انتقال مصون شان به هندوستان استعفا ميدهد و قدرت را به حكومت انتقالى ميسپارد؛ اما ديده شد كه اين سازمان در تبانى با امريكا و شركاي شان بخصوص دولت پاكستان در قول و قرار خود صادق نبود و همه یى اين وعده ها صرف در حرف باقى ماند و بس.

با وجود اين همه فاكتها و اعترافها باز هم اقاى سيوان تلاش ميورزد تا برف ملامتى را بالاى خود افغانها انداخته و با پر رویی ميگويد كه، رفقاى خودش مانع انتقال قدرت و هم مانع خارج شدن دكتر نجيب الله از كشور شدند.

در فرجام بايد خاطر نشان ساخت كه، شرايط ان دوران با شرايط امروزى اصلا قابل مقايسه نيست و نميتواند تكرار گردد. زيرا در سالهاى اخير حاكميت حزب ديموكراتيك خلق افغانستان، شوروى از هم پاشيده بود و رهبران تازه بدوران رسيده‌ى ان مانند ايلسين اصلا علاقه نداشتند تا دولت افغانستان را حمايت مالى و نظامى کنند. و گذشته از ان دولت روسيه در برابر خروج مصون شان از افغانستان ، حاكميت و مردم ما را به امريكايى ها و متحدين شان مانند پاكستانى ها معامله کردند.

از جانب ديگر اتحاد شوروى با رهبران مجاهدين کدام مذاکره یی نداشت، بلكه اين مذاكرات بين شوروى، امريكا، پاكستان و افغانستان صورت گرفت. و مجاهدين درين مذاكرات كدام نقشى كليدى نداشتند.

اما بعدا دیدیم که، امريكايى ها با وجودیکه هم دولت اقاى غنى را با تمام دم و دستگاه آن با خود داشتند و هم طالبان را. انها با استفاده از تجارب گذشته، مذاكرات را مستقيمن با طالبان اغاز کردند. نتيجه اين مذاكرات هر چيزيكه بود،  باز هم به نفع امريكا و شركاى شان تمام شد. براى انها فرقى نداشت كه، طالب نكتايى پوش در قدرت باشد يا عساكر بى دريشى انها( طالبان). مهم اين بود كه كدام یک ازين طرفها بيشتر براى امريكايى ها در افغانستان موثريت دارند و در اينده منافع انها را تامين ميکنند.

ايجاد امارت اسلامى يا جمهورى اسلامى و در نهايت حكومت ايتلافى ، اين صرف يك نام براى امريكايى ها بود. رنج و درد آنرا مردم افغانستان بايد تحمل کنند و هميشه برده و غلام اين گروه جنايتكار و تروريستى بمانند، چنانچه خود شان نيز در خدمت پاكستان و امريكايى ها قرار دارند.

درين اوضاع و شرايط نهايت بغرنج و سرنوشت ساز، مردم  افغانستان نبايد غافل شوند و نگذارند تا سرنوشت اينده شانرا ملل متحد، امريكايى ها، پاکستانی ها یا هر کشور خارجی دیگر با طالبان و در حقیقت با پاکستان رقم زنند. ضرور است تا هر چه زود تر از خواب غفلت بايد بيدار شوند و نگذارند تا حوادث سالهاى ١٩٩٢تا ٢٠٠١ دوباره تكرار گردد.

***

منابع!

- فیلیپ کاروین نویسنده‌ای کتاب " سرنوشت غم‌انگیز در افغانستان"

-  عبدالوكيل سابق وزير خارجه ج ا

" از پادشاهى مطلقه تا سقوط ج ا

- مصاحبه اخير اقاى سيوان با تلويزيون بی بی سی.

 اکتوبر سال ۲۰۲۶

 

دکتر حیدر عدل