افغان موج   

(تحقیق، تحلیل و پژوهش درباره حامد کرزی، رییس‌جمهور اسبق افغانستان)

چکیده

 

حامد کرزی،به‌عنوان رییس‌جمهور اسبق افغانستان (۱۳۸۰-۱۳۹۳)، نقشی محوری در شکل‌دهی به تاریخ معاصر این کشور ایفا کرده است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی، به بررسی زندگی و کارنامه سیاسی حامد کرزی از دوران مبارزه ضد شوروی تا کنفرانس بن، ریاست جمهوری، و نقش کنونی او به‌عنوان یک شخصیت سیاسی می‌پردازد. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که دوران حکومت کرزی با دستاوردهای مهمی همچون تأسیس دولت مرکزی، تدوین قانون اساسی، و احیای آزادی‌های نسبی مدنی همراه بود؛ اما در مقابل، با چالش‌های بزرگی مانند گسترش شورش طالبان، فساد اداری سیستماتیک، وابستگی شدید اقتصادی به کمک‌های خارجی و ضعف نهادهای دولتی روبرو گردید. روابط خارجی او با غرب، با وجود همکاری اولیه، با تنش‌هایی همراه شد و رابطه با پاکستان همواره متشنج بود. در مقابل، روابط با ایران و هند توسعه قابل توجهی یافت. در وضعیت کنونی، کرزی اگرچه سمت رسمی در حکومت طالبان ندارد، اما به‌عنوان یک چهره مورد اعتماد و میانجی بالقوه به فعالیت خود ادامه می‌دهد و بر حق تحصیل زنان و دختران تأکید می‌ورزد. آینده سیاسی او به تحولات آتی افغانستان گره خورده است.

 

مقدمه

 

حامد کرزی،یکی از چهره‌های محوری و بحث‌برانگیز در صحنه سیاسی چهار دهه اخیر افغانستان است. نقش او از دوران جهاد ضد شوروی، تا رهبری دولت موقت در کنفرانس تاریخی بن، و سپس یک دهه ریاست جمهوری، و در نهایت حضورش به‌عنوان یک بازیگر مؤثر در سیاست پساجمهوری، او را به موضوعی درخور تحقیق و تحلیل عمیق تبدیل کرده است. این مقاله با رویکردی پژوهشی و تحلیلی، به بررسی ابعاد مختلف زندگی سیاسی حامد کرزی، از زمینه‌های خانوادگی تا نقش کنونی او در تحولات افغانستان می‌پردازد. پرسش اصلی این است که کارنامه حکمرانی کرزی با چه دستاوردها و ناکامی‌هایی روبرو بود و جایگاه کنونی او در معادلات پیچیده سیاسی افغانستان چگونه تعریف می‌شود؟

 

۱. از میدان جهاد تا کاخ ریاست جمهوری

 

۱.۱. پیشینه خانوادگی و شکل‌گیری هویت سیاسی

 

حامد کرزی در سال ۱۳۳۶ در ولسوالی«کرز» ولایت قندهار، در خاندانی پشتون از قبیله مشهور و بانفوذ «پوپلزی» دیده به جهان گشود. پیشینه خانوادگی او به‌عنوان پسر عبدالاحد کرزی، که از رهبران محترم قومی بود، سرمایه اجتماعی و سیاسی اولیه او را تشکیل داد. کرزی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و ثانوی در کابل، برای ادامه تحصیل در رشته‌های روابط بین‌الملل و علوم سیاسی به هند عزیمت کرد. این تجربه، دیدگاه‌های او را نسبت به جهان گسترش داد و شناخت او از نظام‌های سیاسی مدرن را عمق بخشید.

 

۱.۲. ورود به عرصه مبارزه سیاسی و جهاد

 

همزمان با تهاجم شوروی به افغانستان در سال ۱۳۵۸،کرزی به صفوف مجاهدین پیوست. او به دلیل تسلط به زبان‌های خارجی و هوش سیاسی، عمدتاً در نقش دیپلمات و رابط برای جنبش مجاهدین، به‌ویژه در حلقه‌های نزدیک به شهید برهان‌الدین ربانی و جمعیت اسلامی، فعالیت کرد. نقطه عطف در موضع‌گیری او، برخورد با طالبان بود؛ او که در ابتدا از سقوط دولت آقای ربانی توسط طالبان استقبال کرده بود، به دلیل مواضع افراطی، سیاست‌های قومی و وابستگی خارجی این گروه، به مخالف سرسخت آنان تبدیل شد. ترور پدرش در سال ۱۳۸۰ در کویته پاکستان، که حامدکرزی آن را کار طالبان می‌دانست، بر عمق این شکاف افزود و خصومت شخصی او با این گروه را رقم زد.

 

۱.۳. کنفرانس بن: نقطه عطف و رسیدن به رهبری

 

پس از حمله ایالات متحدهامریکا به افغانستان در سال ۱۳۸۰ و سقوط سریع رژیم طالبان،کنفرانس بن در آلمان با حضور نمایندگان جبهه‌های مختلف مجاهدین، روشنفکران و جامعه مدنی افغانستان تشکیل شد. در این کنفرانس، حامد کرزی به دلیل دارا بودن چند ویژگی کلیدی ، میانه‌روی، تعلق به یک خاندان مهم پشتونی، و داشتن ارتباطات مناسب بین‌المللی به‌عنوان رییس دولت موقت افغانستان انتخاب شد. این انتخاب، سرآغاز فصل جدیدی در حیات سیاسی حامد کرزی و تاریخ افغانستان بود.

 

۱.۴. تثبیت قدرت از طریق صندوق رای

 

حامد کرزی پس از رهبری دولت موقت،در اولین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال ۱۳۸۳ به‌عنوان اولین رییس‌جمهور منتخب این کشور برگزیده شد. او در سال ۱۳۸۸ نیز برای دوره دوم پنج‌ساله انتخاب گردید و در مجموع از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۳، به مدت سیزده سال، زمامدار امور افغانستان بود.

 

۲. تحلیل روابط خارجی: همسایگان و قدرت‌های بزرگ

 

۲.۱. روابط با ایالات متحده آمریکا و ناتو: از همنوایی تا تنش

 

دوران ریاست جمهوری حامدکرزی در آغاز با همکاری نزدیک و همه‌جانبه با ایالات متحده و متحدان ناتو همراه بود.این همکاری در قالب دریافت کمک‌های عظیم مالی، نظامی و فنی برای بازسازی کشور تجلی یافت. با این حال، این رابطه به تدریج دچار تیرگی شد.

 

انتقادات صریح کرزی از استراتژی نظامی نیروهای خارجی، به‌ویژه در مورد «تلفات غیرنظامیان» در عملیات‌های هوایی و شبانه، و نیز نگرانی‌های او درباره «حاکمیت ملی» افغانستان، باعث ایجاد شکاف به‌ویژه در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما گردید. با این وجود، همکاری‌های امنیتی و اقتصادی تا پایان دوره او به شکل محدودتری ادامه یافت.

 

۲.۲. پاکستان: رابطه‌ای بغرنج و مبتنی بر بی‌اعتمادی

 

روابط با پاکستان را می‌توان پرچالش‌ ترین بُعد سیاست خارجی کرزی دانست.او به‌طور مکرر و علنی، اسلام‌آباد را به «پناه دادن، آموزش و تجهیز» شورشیان طالبان و شبکه حقانی متهم می‌کرد و معتقد بود که «جنگ در افغانستان در خاک پاکستان طراحی و هدایت می‌شود». این مواضع، روابط دوجانبه را همواره تحت‌الشعاع خود قرار داد. اگرچه تلاش‌هایی برای بهبود روابط و آغاز گفت‌وگوهای صلح با طالبان با میانجیگری پاکستان صورت گرفت، اما این تلاش‌ها به دلیل عمق بی‌اعتمادی، به نتیجه ملموسی نرسید.

 

۲.۳. ایران و هند: شرکای استراتژیک

 

در مقابل،کرزی موفق شد روابط استراتژیک و نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران و هند برقرار کند. ایران در بازسازی غرب افغانستان و توسعه پروژه‌های زیربنایی و فرهنگی نقش فعالی ایفا کرد. هند نیز با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های کلان مانند احداث «سد سلما» در هرات و ساختمان جدید پارلمان افغانستان، نفوذ و حضور خود را در این کشور به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش داد. این روابط، تا حدی در تقابل با نفوذ سنتی پاکستان در افغانستان قرار داشت.

 

۲.۴. آسیای میانه، روسیه و چین: رابطه‌ای مبتنی بر منافع

 

روابط با کشورهای آسیای میانه مانند ازبکستان و ترکمنستان عمدتاً بر محور ترانزیت و انرژی متمرکز بود. روسیه و چین نیز به‌عنوان بازیگران دارای منافع امنیتی و اقتصادی، حضوری فعال داشتند. روسیه در آموزش نیروهای امنیتی و چین در بهره‌برداری از منابع طبیعی مانند معادن مس عینک سرمایه‌گذاری کرد.

 

۳. ارزیابی کارنامه داخلی: دستاوردها و ناکامی‌ها

 

۳.۱. دستاوردهای شاخص

 

· تأسیس دولت مرکزی: ایجاد یک دولت متمرکز با رسمیت بین‌المللی پس از سال‌ها هرج‌ومرج.

 

· تدوین قانون اساسی: تصویب قانون اساسی جدید در سال ۱۳۸۲ که چارچوب یک جمهوری اسلامی دموکراتیک را تعریف کرد.

 

· بازگشت پناهندگان: بازگشت میلیون‌ها آواره افغان از ایران و پاکستان.

 

· فضای باز رسانه‌ای و مدنی: شکوفایی نسبی آزادی بیان و فعالیت صدها رسانه خصوصی.

 

· تحول در آموزش: افزایش چشمگیر شمار متعلمین

 

(به‌ویژه دختران) و گسترش مؤسسات تحصیلات عالی.

 

· بازسازی زیرساخت‌ها: اجرای پروژه‌های متعدد در حوزه جاده‌ها، پل‌ها و انرژی.

 

۳.۲. چالش‌ها و ناکامی‌های جدی

 

· باززایی و گسترش طالبان: مهمترین ناکامی امنیتی دوران او، ناتوانی در مهار شورش طالبان بود که به تدریج دامنه آن گسترش یافت.

 

· فساد اداری لجام‌گسیخته: حکومت او به دلیل فساد سیستماتیک و شبکه‌ بندی‌های قومی و خانوادگی، به شدت مورد انتقاد بود.

 

· ضعف شدید نهادهای دولتی: نهادهای حکومتی از ضعف ساختاری رنج می‌بردند و حکومت مرکزی نفوذ کاملی بر تمام خاک کشور نداشت.

 

· اقتصاد وابسته: اقتصاد کشور به کمک‌های بین‌المللی وابسته بود و بخش مولد داخلی رشد نکرد.

 

· سیاست‌های قوم‌گرایانه: انتقادات فراوانی وجود داشت که کرزی قدرت را بر اساس وفاداری‌های قومی و خانوادگی توزیع می‌کرد.

 

۴. تحلیل وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در عصر کرزی

 

۴.۱وضعیت اقتصادی: اقتصاد با رشد اسمی مواجه بود، اما این رشد ناشی از تزریق کمک‌های خارجی بود و پایدار نماند. بخش عمده‌ای از اقتصاد به کشت و قاچاق مواد مخدر وابسته بود و فقر و بیکاری گسترده باقی ماند.

 

۴.۲وضعیت اجتماعی:جامعه شاهد تحولات مثبتی مانند بازگشت دختران به مکاتب و حضور نسبی زنان در عرصه‌های اجتماعی بود. با این حال، این تحولات عمدتاً در کلان‌ شهرها متمرکز بود و با مقاومت شدید ارزش‌های سنتی و محافظه‌کار در مناطق روستایی مواجه می‌شد. شکاف بین شهر مدرن و روستای سنتی عمیق‌تر شد.

 

۴.۳وضعیت سیاسی:اگرچه ساختارهای دموکراتیک مانند پارلمان و انتخابات ایجاد شد، اما در عمل، قدرت در دست شبکه‌های سنتی قومی، جناحی و شخصی متمرکز بود. نهادهای دموکراتیک از استقلال کافی برخوردار نبودند و رقابت‌های سیاسی گاهی به خشونت می‌انجامید.

 

۵. نقش کرزی در دوران پس از ریاست جمهوری

 

۵.۱. دوران اشرف غنی: نقش منتقد

 

پس از ترک قدرت،کرزی به‌عنوان یک چهره سیاسی بانفوذ به انتقاد از دولت اشرف غنی پرداخت. او به‌ویژه بر این موضوع تأکید داشت که روند صلح باید «تحت رهبری افغان‌ها» باشد، نه تحت کنترل مستقیم آمریکا. روابط او با رییس‌جمهور غنی، که پیشتر رقیب او بود، بسیار تیره بود.

 

۵.۲. دوران حاکمیت دوم طالبان: نقش میانجی و مشاور

 

پس از سقوط جمهوری در سال ۱۴۰۰،کرزی در کابل ماند و به‌عنوان یک چهره شناخته‌شده و سیاسی مورد مشورت طالبان قرار گرفت. اگرچه هیچ سمت رسمی در ساختار حکومت طالبان ندارد، اما در جلسات و مشورت‌های سطح بالا شرکت می‌کند. این موقعیت، او را در جایگاهی مبهم و درعین‌ حال منحصر به فرد قرار داده است.

 

۶. مواضع کرزی در قبال حقوق زنان و دختران تحت حاکمیت طالبان

 

حامد کرزی پس از بازگشت طالبان، در موارد متعددی به صورت علنی و در دیدار با مقامات ارشد طالبان، بر «حق تحصیل دختران در تمام سطوح» و «حق کار زنان» تأکید ورزیده است. او بسته ماندن دروازه دانشگاه‌ها و مکاتب به روی دختران را محکوم کرده و آن را مخالف موازین اسلامی و منافع ملی خوانده است. تحلیلگران معتقدند این مواضع اگرچه از جایگاه داخلی و قومی او نشأت می‌گیرد، اما تاکنون تأثیر عملی محسوسی بر تغییر سیاست‌های طالبان نداشته است. به نظر می‌رسد استراتژی او، تأثیرگذاری از طریق دیالوگ درون‌ سیستمی و فشار نرم است.

 

۷. تحلیل وضعیت کنونی و چشم‌انداز آینده سیاسی کرزی

 

حامد کرزی به‌عنوان یک رییس‌جمهور سابق و رهبر قومی پشتون، هنوز از نفوذ و احترام نسبی در میان بخش‌هایی از جامعه برخوردار است. نقش کنونی او را می‌توان «مشاور ارشد بدون سمت» یا یک میانجی بالقوه توصیف کرد. آینده سیاسی او به شدت به تحولات سیاسی افغانستان گره خورده و چند سناریوی محتمل برای آن قابل تصور است:

 

۷.۱. تثبیت نقش به‌عنوان بزرگ قومی: ادامه نقش کنونی به‌عنوان چهره‌ای میانه‌رو که مورد پذیرش نسبی طالبان و بخشی از جامعه است.

 

۷.۲. افزایش نقش در صورت تغییر درون طالبان:در صورت بروز اختلافات درونی در جناح‌های طالبان، کرزی ممکن است به‌عنوان عاملی برای تعادل‌بخشی، نقش مهم‌تری ایفا کند.

 

۷.۳. کاهش تدریجی نفوذ:در صورت تثبیت کامل حاکمیت طالبان و نادیده گرفتن خواسته‌های او و دیگر شخصیت‌های غیرطالبان، نفوذ او ممکن است به تدریج کاهش یابد.

 

۷.۴. ایفای نقش در یک دولت فراگیر آینده:در صورت آغاز گفت‌وگوهای جدی برای تشکیل یک دولت فراگیر و مورد قبول بین‌المللی، کرزی به دلیل سابقه، نفوذ قومی و ارتباطات بین‌المللی، می‌تواند یکی از بازیگران اصلی باشد.

 

نتیجه‌گیری

 

حامد کرزی به‌عنوان معمار اصلی دوره گذار افغانستان از جنگ داخلی به نظام جمهوری، میراثی پیچیده و دوگانه از خود به جای گذاشته است. دوران ریاست جمهوری او با دستاوردهای بنیادین در زمینه‌های دولتداری، بازسازی و آزادی‌های مدنی همراه بود، اما همزمان با چالش‌های عظیم امنیتی، فساد اداری و ضعف نهادهای دولتی دست به گریبان بود. روابط او با جهان و همسایگان، به‌ویژه آمریکا و پاکستان، پر از فراز و نشیب و تنش بود.

 

در وضعیت کنونی، او به‌عنوان یک شخصیت سیاسی بانفوذ در تعامل با طالبان قرار دارد و از موضعی داخلی بر حق تحصیل دختران و حقوق زنان پافشاری می‌کند، اگرچه تأثیر این پافشاری تاکنون محدود بوده است. آینده سیاسی کرزی، همانند آینده افغانستان، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما تجربه تاریخی، نفوذ قومی و موقعیت کنونی او، همچنان وی را به بازیگری مهم و غیرقابل انکار در معادلات پیچیده سیاسی این کشور تبدیل کرده است.

 

منابع و مآخذ

 

1. روزنامه‌های داخلی افغانستان: ۸صبح، اطلاعات روز، مشارکت ملی.

 

2. مصاحبه‌ها و اظهارات عمومی حامد کرزی (منتشر شده در رسانه‌های تصویری و نوشتاری مختلف طی سال‌های ۱۳۸۰ تا کنون).

 

3. گزارش‌های دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) با عنوان «وضعیت افغانستان» (دوره زمانی ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴).

 

4. گزارش‌های موسسات تحقیقاتی بین‌المللی:

 

   · بنیاد آسیایی (The Asia Foundation): گزارش‌های سالانه «پیمایش افغانستان».

 

   · مؤسسه صلح ایالات متحده آمریکا (United States Institute of Peace): گزارش‌های تحلیلی درباره افغانستان.

 

   · گروه بین‌المللی بحران (International Crisis Group): گزارش‌هایی درباره تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان.

 

5. کالدریسی، فرانکو (دیپلمات و تحلیلگر ایتالیایی). (۱۳۹۸). افغانستان در آینه تاریخ. کابل: نشر سعید.

 

6. راشد، احمد. (۱۳۸۱). طالبان: دین، قدرت و قاچاق مواد مخدر در آسیای میانه. ترجمه عبدالغفور روان‌بد. کابل: انتشارات میوند.

 

7. پژوهش جمعی از نویسندگان زیر نظر «مرکز مطالعات استراتژیک و منطقه‌ای». (۱۳۸۹). افغانستان در دهه حکومت کرزی: ارزیابی یک تجربه. کابل: انتشارات امید.

 

نویسنده:خلیل الله فائز تیموری روزنامه نگار ،فعال مدنی و پژوهشگر حقوق بشر

مقاله اصلی......

 

بمناسبت یادواره روز بقدرت رسیدن حامد کرزی

(تحقیق، تحلیل و پژوهش درباره حامد کرزی، رییس‌جمهور اسبق افغانستان)

چکیده

حامد کرزی،به‌عنوان رییس‌جمهور اسبق افغانستان (۱۳۸۰-۱۳۹۳)، نقشی محوری در شکل‌دهی به تاریخ معاصر این کشور ایفا کرده است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی، به بررسی زندگی و کارنامه سیاسی حامد کرزی از دوران مبارزه ضد شوروی تا کنفرانس بن، ریاست جمهوری، و نقش کنونی او به‌عنوان یک شخصیت سیاسی می‌پردازد. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که دوران حکومت کرزی با دستاوردهای مهمی همچون تأسیس دولت مرکزی، تدوین قانون اساسی، و احیای آزادی‌های نسبی مدنی همراه بود؛ اما در مقابل، با چالش‌های بزرگی مانند گسترش شورش طالبان، فساد اداری سیستماتیک، وابستگی شدید اقتصادی به کمک‌های خارجی و ضعف نهادهای دولتی روبرو گردید. روابط خارجی او با غرب، با وجود همکاری اولیه، با تنش‌هایی همراه شد و رابطه با پاکستان همواره متشنج بود. در مقابل، روابط با ایران و هند توسعه قابل توجهی یافت. در وضعیت کنونی، کرزی اگرچه سمت رسمی در حکومت طالبان ندارد، اما به‌عنوان یک چهره مورد اعتماد و میانجی بالقوه به فعالیت خود ادامه می‌دهد و بر حق تحصیل زنان و دختران تأکید می‌ورزد. آینده سیاسی او به تحولات آتی افغانستان گره خورده است.

 

مقدمه

 

حامد کرزی،یکی از چهره‌های محوری و بحث‌برانگیز در صحنه سیاسی چهار دهه اخیر افغانستان است. نقش او از دوران جهاد ضد شوروی، تا رهبری دولت موقت در کنفرانس تاریخی بن، و سپس یک دهه ریاست جمهوری، و در نهایت حضورش به‌عنوان یک بازیگر مؤثر در سیاست پساجمهوری، او را به موضوعی درخور تحقیق و تحلیل عمیق تبدیل کرده است. این مقاله با رویکردی پژوهشی و تحلیلی، به بررسی ابعاد مختلف زندگی سیاسی حامد کرزی، از زمینه‌های خانوادگی تا نقش کنونی او در تحولات افغانستان می‌پردازد. پرسش اصلی این است که کارنامه حکمرانی کرزی با چه دستاوردها و ناکامی‌هایی روبرو بود و جایگاه کنونی او در معادلات پیچیده سیاسی افغانستان چگونه تعریف می‌شود؟

 

۱. از میدان جهاد تا کاخ ریاست جمهوری

 

۱.۱. پیشینه خانوادگی و شکل‌گیری هویت سیاسی

 

حامد کرزی در سال ۱۳۳۶در ولسوالی«کرز» ولایت قندهار، در خاندانی پشتون از قبیله مشهور و بانفوذ «پوپلزی» دیده به جهان گشود. پیشینه خانوادگی او به‌عنوان پسر عبدالاحد کرزی، که از رهبران محترم قومی بود، سرمایه اجتماعی و سیاسی اولیه او را تشکیل داد. کرزی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و ثانوی در کابل، برای ادامه تحصیل در رشته‌های روابط بین‌الملل و علوم سیاسی به هند عزیمت کرد. این تجربه، دیدگاه‌های او را نسبت به جهان گسترش داد و شناخت او از نظام‌های سیاسی مدرن را عمق بخشید.

 

۱.۲. ورود به عرصه مبارزه سیاسی و جهاد

 

همزمان با تهاجم شوروی به افغانستان در سال ۱۳۵۸،کرزی به صفوف مجاهدین پیوست. او به دلیل تسلط به زبان‌های خارجی و هوش سیاسی، عمدتاً در نقش دیپلمات و رابط برای جنبش مجاهدین، به‌ویژه در حلقه‌های نزدیک به شهید برهان‌الدین ربانی و جمعیت اسلامی، فعالیت کرد. نقطه عطف در موضع‌گیری او، برخورد با طالبان بود؛ او که در ابتدا از سقوط دولت آقای ربانی توسط طالبان استقبال کرده بود، به دلیل مواضع افراطی، سیاست‌های قومی و وابستگی خارجی این گروه، به مخالف سرسخت آنان تبدیل شد. ترور پدرش در سال ۱۳۸۰در کویته پاکستان، که حامدکرزی آن را کار طالبان می‌دانست، بر عمق این شکاف افزود و خصومت شخصی او با این گروه را رقم زد.

 

۱.۳. کنفرانس بن: نقطه عطف و رسیدن به رهبری

 

پس از حمله ایالات متحدهامریکا به افغانستان در سال ۱۳۸۰و سقوط سریع رژیم طالبان،کنفرانس بن در آلمان با حضور نمایندگان جبهه‌های مختلف مجاهدین، روشنفکران و جامعه مدنی افغانستان تشکیل شد. در این کنفرانس، حامد کرزی به دلیل دارا بودن چند ویژگی کلیدی ، میانه‌روی، تعلق به یک خاندان مهم پشتونی، و داشتن ارتباطات مناسب بین‌المللی به‌عنوان رییس دولت موقت افغانستان انتخاب شد. این انتخاب، سرآغاز فصل جدیدی در حیات سیاسی حامد کرزی و تاریخ افغانستان بود.

 

۱.۴. تثبیت قدرت از طریق صندوق رای

 

حامد کرزی پس از رهبری دولت موقت،در اولین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال ۱۳۸۳به‌عنوان اولین رییس‌جمهور منتخب این کشور برگزیده شد. او در سال ۱۳۸۸نیز برای دوره دوم پنج‌ساله انتخاب گردید و در مجموع از سال ۱۳۸۰تا ۱۳۹۳، به مدت سیزده سال، زمامدار امور افغانستان بود.

 

۲. تحلیل روابط خارجی: همسایگان و قدرت‌های بزرگ

 

۲.۱. روابط با ایالات متحده آمریکا و ناتو: از همنوایی تا تنش

 

دوران ریاست جمهوری حامدکرزی در آغاز با همکاری نزدیک و همه‌جانبه با ایالات متحده و متحدان ناتو همراه بود.این همکاری در قالب دریافت کمک‌های عظیم مالی، نظامی و فنی برای بازسازی کشور تجلی یافت. با این حال، این رابطه به تدریج دچار تیرگی شد.

 

انتقادات صریح کرزی از استراتژی نظامی نیروهای خارجی، به‌ویژه در مورد «تلفات غیرنظامیان» در عملیات‌های هوایی و شبانه، و نیز نگرانی‌های او درباره «حاکمیت ملی» افغانستان، باعث ایجاد شکاف به‌ویژه در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما گردید. با این وجود، همکاری‌های امنیتی و اقتصادی تا پایان دوره او به شکل محدودتری ادامه یافت.

 

۲.۲. پاکستان: رابطه‌ای بغرنج و مبتنی بر بی‌اعتمادی

 

روابط با پاکستان را می‌توان پرچالش‌ ترین بُعد سیاست خارجی کرزی دانست.او به‌طور مکرر و علنی، اسلام‌آباد را به «پناه دادن، آموزش و تجهیز» شورشیان طالبان و شبکه حقانی متهم می‌کرد و معتقد بود که «جنگ در افغانستان در خاک پاکستان طراحی و هدایت می‌شود». این مواضع، روابط دوجانبه را همواره تحت‌الشعاع خود قرار داد. اگرچه تلاش‌هایی برای بهبود روابط و آغاز گفت‌وگوهای صلح با طالبان با میانجیگری پاکستان صورت گرفت، اما این تلاش‌ها به دلیل عمق بی‌اعتمادی، به نتیجه ملموسی نرسید.

 

۲.۳. ایران و هند: شرکای استراتژیک

 

در مقابل،کرزی موفق شد روابط استراتژیک و نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران و هند برقرار کند. ایران در بازسازی غرب افغانستان و توسعه پروژه‌های زیربنایی و فرهنگی نقش فعالی ایفا کرد. هند نیز با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های کلان مانند احداث «سد سلما» در هرات و ساختمان جدید پارلمان افغانستان، نفوذ و حضور خود را در این کشور به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش داد. این روابط، تا حدی در تقابل با نفوذ سنتی پاکستان در افغانستان قرار داشت.

 

۲.۴. آسیای میانه، روسیه و چین: رابطه‌ای مبتنی بر منافع

 

روابط با کشورهای آسیای میانه مانند ازبکستان و ترکمنستان عمدتاً بر محور ترانزیت و انرژی متمرکز بود. روسیه و چین نیز به‌عنوان بازیگران دارای منافع امنیتی و اقتصادی، حضوری فعال داشتند. روسیه در آموزش نیروهای امنیتی و چین در بهره‌برداری از منابع طبیعی مانند معادن مس عینک سرمایه‌گذاری کرد.

 

۳. ارزیابی کارنامه داخلی: دستاوردها و ناکامی‌ها

 

۳.۱. دستاوردهای شاخص

 

· تأسیس دولت مرکزی: ایجاد یک دولت متمرکز با رسمیت بین‌المللی پس از سال‌ها هرج‌ومرج.

 

· تدوین قانون اساسی: تصویب قانون اساسی جدید در سال ۱۳۸۲که چارچوب یک جمهوری اسلامی دموکراتیک را تعریف کرد.

 

· بازگشت پناهندگان: بازگشت میلیون‌ها آواره افغان از ایران و پاکستان.

 

· فضای باز رسانه‌ای و مدنی: شکوفایی نسبی آزادی بیان و فعالیت صدها رسانه خصوصی.

 

· تحول در آموزش: افزایش چشمگیر شمار متعلمین

 

(به‌ویژه دختران) و گسترش مؤسسات تحصیلات عالی.

 

· بازسازی زیرساخت‌ها: اجرای پروژه‌های متعدد در حوزه جاده‌ها، پل‌ها و انرژی.

 

۳.۲. چالش‌ها و ناکامی‌های جدی

 

· باززایی و گسترش طالبان: مهمترین ناکامی امنیتی دوران او، ناتوانی در مهار شورش طالبان بود که به تدریج دامنه آن گسترش یافت.

 

· فساد اداری لجام‌گسیخته: حکومت او به دلیل فساد سیستماتیک و شبکه‌ بندی‌های قومی و خانوادگی، به شدت مورد انتقاد بود.

 

· ضعف شدید نهادهای دولتی: نهادهای حکومتی از ضعف ساختاری رنج می‌بردند و حکومت مرکزی نفوذ کاملی بر تمام خاک کشور نداشت.

 

· اقتصاد وابسته: اقتصاد کشور به کمک‌های بین‌المللی وابسته بود و بخش مولد داخلی رشد نکرد.

 

· سیاست‌های قوم‌گرایانه: انتقادات فراوانی وجود داشت که کرزی قدرت را بر اساس وفاداری‌های قومی و خانوادگی توزیع می‌کرد.

 

۴. تحلیل وضعیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در عصر کرزی

 

۴.۱وضعیت اقتصادی: اقتصاد با رشد اسمی مواجه بود، اما این رشد ناشی از تزریق کمک‌های خارجی بود و پایدار نماند. بخش عمده‌ای از اقتصاد به کشت و قاچاق مواد مخدر وابسته بود و فقر و بیکاری گسترده باقی ماند.

 

۴.۲وضعیت اجتماعی:جامعه شاهد تحولات مثبتی مانند بازگشت دختران به مکاتب و حضور نسبی زنان در عرصه‌های اجتماعی بود. با این حال، این تحولات عمدتاً در کلان‌ شهرها متمرکز بود و با مقاومت شدید ارزش‌های سنتی و محافظه‌کار در مناطق روستایی مواجه می‌شد. شکاف بین شهر مدرن و روستای سنتی عمیق‌تر شد.

 

۴.۳وضعیت سیاسی:اگرچه ساختارهای دموکراتیک مانند پارلمان و انتخابات ایجاد شد، اما در عمل، قدرت در دست شبکه‌های سنتی قومی، جناحی و شخصی متمرکز بود. نهادهای دموکراتیک از استقلال کافی برخوردار نبودند و رقابت‌های سیاسی گاهی به خشونت می‌انجامید.

 

۵. نقش کرزی در دوران پس از ریاست جمهوری

 

۵.۱. دوران اشرف غنی: نقش منتقد

 

پس از ترک قدرت،کرزی به‌عنوان یک چهره سیاسی بانفوذ به انتقاد از دولت اشرف غنی پرداخت. او به‌ویژه بر این موضوع تأکید داشت که روند صلح باید «تحت رهبری افغان‌ها» باشد، نه تحت کنترل مستقیم آمریکا. روابط او با رییس‌جمهور غنی، که پیشتر رقیب او بود، بسیار تیره بود.

 

۵.۲. دوران حاکمیت دوم طالبان: نقش میانجی و مشاور

 

پس از سقوط جمهوری در سال ۱۴۰۰،کرزی در کابل ماند و به‌عنوان یک چهره شناخته‌شده و سیاسی مورد مشورت طالبان قرار گرفت. اگرچه هیچ سمت رسمی در ساختار حکومت طالبان ندارد، اما در جلسات و مشورت‌های سطح بالا شرکت می‌کند. این موقعیت، او را در جایگاهی مبهم و درعین‌ حال منحصر به فرد قرار داده است.

 

۶. مواضع کرزی در قبال حقوق زنان و دختران تحت حاکمیت طالبان

 

حامد کرزی پس از بازگشت طالبان، در موارد متعددی به صورت علنی و در دیدار با مقامات ارشد طالبان، بر «حق تحصیل دختران در تمام سطوح» و «حق کار زنان» تأکید ورزیده است. او بسته ماندن دروازه دانشگاه‌ها و مکاتب به روی دختران را محکوم کرده و آن را مخالف موازین اسلامی و منافع ملی خوانده است. تحلیلگران معتقدند این مواضع اگرچه از جایگاه داخلی و قومی او نشأت می‌گیرد، اما تاکنون تأثیر عملی محسوسی بر تغییر سیاست‌های طالبان نداشته است. به نظر می‌رسد استراتژی او، تأثیرگذاری از طریق دیالوگ درون‌ سیستمی و فشار نرم است.

 

۷. تحلیل وضعیت کنونی و چشم‌انداز آینده سیاسی کرزی

 

حامد کرزی به‌عنوان یک رییس‌جمهور سابق و رهبر قومی پشتون، هنوز از نفوذ و احترام نسبی در میان بخش‌هایی از جامعه برخوردار است. نقش کنونی او را می‌توان «مشاور ارشد بدون سمت» یا یک میانجی بالقوه توصیف کرد. آینده سیاسی او به شدت به تحولات سیاسی افغانستان گره خورده و چند سناریوی محتمل برای آن قابل تصور است:

 

۷.۱. تثبیت نقش به‌عنوان بزرگ قومی: ادامه نقش کنونی به‌عنوان چهره‌ای میانه‌رو که مورد پذیرش نسبی طالبان و بخشی از جامعه است.

 

۷.۲. افزایش نقش در صورت تغییر درون طالبان:در صورت بروز اختلافات درونی در جناح‌های طالبان، کرزی ممکن است به‌عنوان عاملی برای تعادل‌بخشی، نقش مهم‌تری ایفا کند.

 

۷.۳. کاهش تدریجی نفوذ:در صورت تثبیت کامل حاکمیت طالبان و نادیده گرفتن خواسته‌های او و دیگر شخصیت‌های غیرطالبان، نفوذ او ممکن است به تدریج کاهش یابد.

 

۷.۴. ایفای نقش در یک دولت فراگیر آینده:در صورت آغاز گفت‌وگوهای جدی برای تشکیل یک دولت فراگیر و مورد قبول بین‌المللی، کرزی به دلیل سابقه، نفوذ قومی و ارتباطات بین‌المللی، می‌تواند یکی از بازیگران اصلی باشد.

 

نتیجه‌گیری

 

حامد کرزی به‌عنوان معمار اصلی دوره گذار افغانستان از جنگ داخلی به نظام جمهوری، میراثی پیچیده و دوگانه از خود به جای گذاشته است. دوران ریاست جمهوری او با دستاوردهای بنیادین در زمینه‌های دولتداری، بازسازی و آزادی‌های مدنی همراه بود، اما همزمان با چالش‌های عظیم امنیتی، فساد اداری و ضعف نهادهای دولتی دست به گریبان بود. روابط او با جهان و همسایگان، به‌ویژه آمریکا و پاکستان، پر از فراز و نشیب و تنش بود.

 

در وضعیت کنونی، او به‌عنوان یک شخصیت سیاسی بانفوذ در تعامل با طالبان قرار دارد و از موضعی داخلی بر حق تحصیل دختران و حقوق زنان پافشاری می‌کند، اگرچه تأثیر این پافشاری تاکنون محدود بوده است. آینده سیاسی کرزی، همانند آینده افغانستان، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما تجربه تاریخی، نفوذ قومی و موقعیت کنونی او، همچنان وی را به بازیگری مهم و غیرقابل انکار در معادلات پیچیده سیاسی این کشور تبدیل کرده است.

 

منابع و مآخذ

 

1. روزنامه‌های داخلی افغانستان: ۸صبح، اطلاعات روز، مشارکت ملی.

 

2. مصاحبه‌ها و اظهارات عمومی حامد کرزی (منتشر شده در رسانه‌های تصویری و نوشتاری مختلف طی سال‌های ۱۳۸۰تا کنون).

 

3. گزارش‌های دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) با عنوان «وضعیت افغانستان» (دوره زمانی ۲۰۰۱تا ۲۰۱۴).

 

4. گزارش‌های موسسات تحقیقاتی بین‌المللی:

 

   · بنیاد آسیایی (The Asia Foundation): گزارش‌های سالانه «پیمایش افغانستان».

 

   · مؤسسه صلح ایالات متحده آمریکا (United States Institute of Peace): گزارش‌های تحلیلی درباره افغانستان.

 

   · گروه بین‌المللی بحران (International Crisis Group): گزارش‌هایی درباره تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان.

 

5. کالدریسی، فرانکو (دیپلمات و تحلیلگر ایتالیایی). (۱۳۹۸). افغانستان در آینه تاریخ. کابل: نشر سعید.

 

6. راشد، احمد. (۱۳۸۱). طالبان: دین، قدرت و قاچاق مواد مخدر در آسیای میانه. ترجمه عبدالغفور روان‌بد. کابل: انتشارات میوند.

 

7. پژوهش جمعی از نویسندگان زیر نظر «مرکز مطالعات استراتژیک و منطقه‌ای». (۱۳۸۹). افغانستان در دهه حکومت کرزی: ارزیابی یک تجربه. کابل: انتشارات امید.

 

نویسنده:خلیل الله فائز تیموری روزنامه نگار ،فعال مدنی و پژوهشگر حقوق بشر