افغان موج   
FacebookTwitterDiggDeliciousGoogle BookmarksRedditLinkedinRSS Feed

از پوهندوی شیما غفوری

 

قطرۀ نوازش بر زخم های دخت جاغوری ام

 

محبت هدیۀ  والای  یزدان

که بخشید از محبت بهر انسان

ولیکن دخت ما شانزه  گلابش

هنوز نشگفته پرپر گشت و پا شان

چو مرغ  بینوای  دشت  لیلی

صدایش خفته شد از دُره باران

مسلمان زاد من خود شو مسلمان

که نوش جان کنی دالر فراوان

خداوند  گر  گناۀ  تو  ببخشد

نمی بخشد مگر زان نو جوانان؟

نه دست شان به خون رنگین زمانی

نه روح شان به قبض نفس شیطان

چه میشد گر نکاحی شان نمودی

رضایت را نکرده ست حکم، سبحان؟

هزاران وصلت جبری ببستی

یکی هم با صفای عشق و ایمان

سخاوت قطره شد، ته در زمین رفت

شقاوت بر ضعیفان کرده طوفان

 

ماربورگ 20.09.12