افغان موج   
FacebookTwitterDiggDeliciousGoogle BookmarksRedditLinkedinRSS Feed

آه را گفتم که فریادی به  رنگ ساز شو

عقده را گفتم که همت کن! روزی  باز شو

آه گفتا: بهر تقریرم فنونی لازم است

عقده گفتا: سر رشته در میان از من گم است

در روان دردمندان عـقده وآه خـفته اند

لیک با تار جبار بی زبانی بسته اند

آه از خود آگهی فریاد موزون میشود

عقده از کاویدن جانش جیحون میشود

شِکوَه درد بی صدا را معانی میکند

ناله بُعد عـقده ها رانشانی میکند

درداحساس است، غوغا نیست،چو ن گویا نشد

عقده مکنون است، پیدا نیست، گر او وا نشد

 

شیما غفوری

ماربورگ – جرمنی