فاطمه در یازدهسال مکتب اول نمرهی صنف ما بود. اما صنف دوازده، در امتحان چارنیمماهه، سوم شد. یک روز در دهلیز مکتب بودیم صفورا آمد و گفت نتیجهی امتحان اعلانشده است. ماهم رفتیم تا ببینیم چند نمره گرفتهایم. مه هشتم شده بودم؛ صفورا دوم، احمد و انیسگل هم چارم و پنجم. ولی فاطمه سوم شده بود.
بازی های جیوپولیتیک و سرنوشت غم انگیز کشور های درگیر بحران کشور هایی که دیروز در جهان سوم پیش آهنگ تحولات اجتماعی و درفشداران آزادی، آگاهی و عدالت و مبارزان ضد استبداد و استعمار بودند و رهبران پرشور و با جاذبه ی در این کشور ها قامت آرایی می کردند؛
هیچ ملتی در جهان بالای مردمِ افغانستان حقی و دَیْنِیْ ندارد. اگر دیروز میلیون ها بار طعنهی مالیه دهندهگانِ شان را به ما میدادند، امروز همان مالیه های شان را سیاسیون و نظامی های شان دوباره دزدیدند و کشورِ ما را فروپاشاندند. در درازای بیست سال همه منابع زیر زمینی و رُوْ زمینی ما را دزدیدند.
مقالات دیگر...
- تپشهای قلب یک دختر
- جمهوریت در افغانستان سقوط نه کرد. بل، سقوط داده شد.
- رهبر ویاور( داستان كوتاه)
- اعلامیۀ (بیانیه) نهضت دادخواهانه افغانستان
- تپشهای قلب یک دختر
- امارت طالبانی؛ مخمصه تروریسم دولتی درحلقه های اطلاعاتی
- متن کتاب ( دل سوزلری - سوز دل )
- گوهر هستی و انسان
- تاریخ در جزیره
- خلق در دانه لری - در دانه های خلق ادب عامیانه تورکان افغانستان با ترجمه دری
