شعور در لغتنامۀ دهخدا به معنای فهم و درک و دریافت و معرفت است و معنای ریشهای این واژه در زبان عربی از واژۀ مو است. علامه طباطبایی تعریف شعور را چنین شرح می دهد که "شعور به معنای ادراک دقیق است از ماده شَعر که به معنای مو است و ادراک دقیق را از آنجا که مانند مو باریک می باشد شعورخواندهاند. مورد استفادۀ این کلمه در محسوسات غالب است نه معقولات، به همین جهت حواس ظاهری را مشاعر میگویند".
گردش چشم خماری مست مستم می کند
غمـزۀ مسـت نگاهی می پرسـتم می کند
گـوهـری در سیـنۀ امـواج دریا گـم شـدم
حلقۀ مهـر و وفـایی تـا بـه شستم می کند
ارسلی: سلیمان کبیر نوری
به تازه گی، آقای فضل سهیلی، دوسبچه مو آلا موشهت دوران مکتب ام در لیسه سلطان هرات، که اکنون در شهر هامبورگ، شمال جرمنی زیست دارد، نوشته یی را زیر نام٫٫ بچه مو آلا موشه،، را به صورت قلمی برایم ارسال نمودند.
از آن جایی که او، هنوز دست به قلم دارد و با کلید کمپیوتر، نا آشنا، من این را ـ مانند نوشته های پیشین اش ـ تایپ نمود.
این شما و اینک همان یادداشت دوست گرامی ام، تا شما را چی در نظر آید!
ارسالی: سلیمان کبیر نوری
