بهار
بهار آمد نشانی از گلی نیست
به غیر خار دیگر حاصلی نیست
همه با هم شدند بیگانه امروز
به ملک ما کسی را همدلی نیست
محمد عالم افتخار
در واپسین لحظات روز که ذله و کوفته از «تلاش معاش» برگشته بودم فرصتی را وقف مرور به رسانه های آشنا و مأنوس کردم. در میانه؛ این چکامه تازه محترم نجیب بارور؛ گرفتار نوعی برق گرفتگی و صاعقه زدگی ام ساخت:
*****
عقابها همه تسلیم یک مگس شدهاند
چنارهای بلند زمانه؛خس شدهاند
چه حسرتیست که آزادگان دیروزی؛
اسیر شیطنت صاحبِ قفس شدهاند
گاه آن آمـــــد که فکرهمنوایی داشتن
کینه و بغض وتعصب را زسربر داشتن
ازخصـومت بر شده برورطۀ محووفنا
بس جفا باشد که تخم کینه بردل کاشتن
https://www.youtube.com/watch?v=fHjEW8AhK54
ارسالی : سلیمان کبیر نوری
محمد عالم افتخار
درین روز ها بحث و مناقشه دامنه دار و بی پیشینه ی بیشتر منفی و کمتر مثبت و معتدل؛ در مطبوعات و انترنیت و رسانه های ارتباط جمعی و در محافل اجتماعی و سیاسی و میان گروه هایی از جوانان و سالخوردگان پیرامون توافقات عطامحمد نور با ارگ ریاست جمهوری و به تبع آن کناره گیری اش از ولایت بلخ؛ جوشان و خروشان است.
