از کشوری استم که ۹۰ در صد ما کم آور نیستیم. صدها لقب دروغ تاریخی و مذهبی و سیاسی و دینی بالای خود میگذاریم. کلیگفتاری داریم، نه ثبوت و نه شجره نه مطالعه و نه قناعت. معمای شخصی به نام سیدجمال را هم نه میدانیم که او اصل از کشور ما نیست و یک آدم با هویت های مختلف و مجهول است.
پیش از حاحرت اجباری و جلای وطن، یکبار بناچار گذرم به تلویزیون جمهوری اسلامی و سر و کارم با «برادرانی!!» افتاد که در بارة فیلم نامههائی تصمیم میگرفتند که قرار بود ساخته میشد و ازتلویزیون پخش میکردند،
بخش نخست پاسخ دوم، در دامنهی گفت و مان من با ساحل صاحب گرامی:
برای آگاهی بیشتر خواننده های گرامی و خودِمان، از جابهجایی پشتون ها در شمال چه که در تمام کشور ما، نیاز است تا پیدا کنیم که سرز مین امروزی نام گذاشتهی زور به نام افغانستان، به راستی سرزمین کیهاست و چهگونه از دسترس شان خارج شد؟
هوا سرد شده می رفت، خشکه خنک اثرش را مثل هر سال بر هر جا و بر هر کس داشت. ترس از فصل چهارم سال مثل زمستانهای دیگر به دلها رخنه کرده بود. گپ از چله کلان و درازای تاریکی شب بود.
مقالات دیگر...
- درنگـــی بر پیشینه شب یلدا در آریانای باستان
- چطوراندروپف اتحاد جماهیر شوروی سوسیالستی را به جنگ افغانستان کشاند
- حمید نوری، یکی از ویرانگران انسانیت است
- روشن فکران ناکام؛ چرا روایت روشن فکری در افغانستان، مجهول است؟
- یلدا شب هجران
- متن مصاحبهی من، محمدشبان، خبرنگار آزاد و دانشجوی مقطع ماستری در آمریکا، با آقای محمدعثمان نجیب
- آتش ، دُود ، خاکستر !
- چه میکنی؟
- آفتا ب از کدام سو دمیده بود( داستان كوتاه)
- موسیقی از دیدگاه علم
