افغان موج   
FacebookTwitterDiggDeliciousGoogle BookmarksRedditLinkedinRSS Feed

-ایران در مذاکرات دور نخست با گلادیاتورهای وحشی مقابل بود تا ارکان سییاسی از کشوری هم‌چو آمریکا.

-ایران! دست از حمایت طالبان افغان علیه هم‌زبانان خود بردار.

-ایران خودش تحریم را شکست و آمریکا مجلس ترحیم ناکامی گرفت.

در تاریخ جنگ‌های مختلف عمومی جهانی، میان کشوری، کشوربه کشوری، جنگ‌های متقارن و نامتقارن و در پندارهای‌ نظام‌های مقتدر نظامی، چیزی به نام گفت‌ومان‌های سیاسی جایی نه می‌داشته باشند. به این دلیل، وقتی کشوری آماج حمله قرار می‌گیرد که کشور یا کشورهای حمله‌کننده از مذاکره یا پاسخ‌گویی دیپلماتیک و سیاسی کشور موردنظرشان قطع امید کرده و حمله‌ی نظامی را گزینه‌ی نهایی می‌دانند. البته که حمله‌ی نظامی همیشه برنامه‌ی دوم‌ست، این جای‌گاه به قول مهماجمان می‌تواند به کشورهای سرکشی مانند ایران به برنامه‌ی نخست تبدیل شود، که شد. اما شرایط برای حمله به یک کشور، به یک نظام و یک ملت، گزینه‌های مختلف خود را دارد.‌ نه این‌ که هرکسی، هر زمانی خواست، بلند شده و برود بالای هر کشوری و هر مردمی حمله بکند. متأسفانه چنین حملات زورگویانه علیه کشورهای ضعیف و بی‌چاره بخشی از راه‌کارهای آمپریالیستی است که ما در درازای تاریخ خوانده ایم و حتا در نیم‌ قرن اخیرِ عمر خود گواه بوده ایم. سیستم دفاعی و سیستم ساختاری تهاجمی و تدافعی در نظام های عسکری و در نظام‌های مربوط قوای مسلح کشورها بسته‌‌گی دارد به حفظ منافع ملی کشورها در جهان. یعنی قوای مسلح هر کشور، مدافع منافع کشورش می‌باشد. نه آن که سرقوماندان اعلای قوای مسلح، خاینی مثل کرزی و غنی در خراسان- افغانستان باشد.

این که چه نا به سامانی‌هایی و نارسایی‌هایی از سوی یک دولت و یک حاکمیت در داخل کشورها وجود دارند، بحثی‌ست جدا. موجودیت چه‌گونه‌گی شاخصه‌ی شناسایی دولت‌ها در کشورها، ربطی به دفاع ارزش‌های ملی واقعی و یک دست نه دارد. البته در کشورهایی که مثل کشور ما عمداً به تروریسم قومی افغانی از سوی آمریکا و حتا همین ایران سپرده شده، یک استثنای جابرانه‌ی جهان علیه مردم ماست.

حاکمیت رژیم‌های معتدل، خشن، توتالیتار، مذهبی، مستبد‌سیاسی، دموکرات، لیبرال و فاسد یا خادم و عادل در جهان بخش‌های جدای زنده‌گی درون کشوری‌ست که نیاز مبارزه علیه آن یا پشتی‌بانی از آن در هر کشور فرق می‌کند.

در گزاره‌ی دفاع‌سرزمینی واحد و یک‌دست، نخست دفاع در برابر تهاجم خارجی ارزش‌ناک‌ست و سپس پرداختن به حل مفاسد داخلی.

حمله به کشوری که پرچم آن بر حریم ملل متحد، در کنار کشورهای مستقل جهان برافراشته است، هیچ دلیلی بدون مجوز صادر شده‌ی ملل‌متحد ‌و شورای امنیت آن نه دارد. صدور چنین مجوزها اگر چه در شکل تشریفات ظاهری، مگر نیازست برای بازدارنده‌گی قوت‌های قهاری مثل آمریکا.

پیشینه‌ی نشست‌های دوران جنگ عملی در نظام‌های تهاجمی و هجوم‌یافته کم‌ست.‌چون اگر مهاجم دست بلند در رسیدن به اهداف خودش علیه کشوری داشته باشد، که مراد آن‌ست، هرگز به نشست و گفت‌و‌گو تن در نه می‌دهد. آن هم آمریکا. در شکست‌های پسا حمله، حمله کننده یا حمله قرارگرفته، زودتر پرچم سفید تسلیمی بلند می‌کند.

ام‌روز جای پرچم سفید شکست را اصطلاح میان‌جی‌گری گرفته.

از دیدگاه ما، جنگ اسراییل و آمریکا علیه ایران، یک جنگ تحمیلی و ناخواسته است. ما کاری به رد یا تایید رژیم آخوندی ایران در این شرایط نه داریم و کار ما نی‌ست. مگر خرد حکم‌ می‌کند که ایران در این بزن‌گاه‌ جبری آزمون دفاع علیه تجاوز، حق دفاع دارد و گنه‌کار نی‌ست. چون تا جایی که تاریخ نشان داده، ایران از دوران شاه، تا خمینی و بعد خامنه‌یی پدر و حتا حالا خامنه‌یی پسر، دکترین دفاعی داشته، نه تهاجمی. شعار صدور انقلاب و سیاست نه شرقی و نه غربی بیش‌تر نمادین بوده، با آن که ضدیتی با اسراییل و آمریکا وجود داشته. مگر تقویت‌پای‌گاهی منطقه‌یی ایران، برای آینده‌سنجی ایران بوده که ام‌روز کارایی داد. ایران می‌توانست نام صدور انقلاب را انتخاب نه کند، در این صورت خیلی اثرگذاری داشت از بهانه‌دهی به دست دگران. ما پیوسته گفتیم و باز تکرار می‌کنیم که ایران قصد تهاجم علیه اسراییل را هرگز نه داشت. چنانی که حالا حق دفاع خودش را دارد و از این حق خیلی به درستی و دست بالا استفاده کرد.

بی‌گمان وقتی مورد حمله قرار می‌گیری، دفاع تو در برابر حمله الزامی‌ست برای بقای تو. در غیر آن حمله‌کننده که به مهمانی نیامده، برای بلعیدن تو آمده.

دست برتر ایران!

ایران در جنگ ده روزه‌ی نخست حمله‌ی اسراییل علیه خودش و در جنگ چهل روزه‌ی اخیر حمله‌ی اسراییل و آمریکا بالای ایران، از هر سویی دست بلند دفاعی پیدا کرد. نه تنها در عرصه‌ی دفاعی که در عرصه‌های مختلف، از جمله جنگ بندرگاهی آبی و آب‌راهی. تنگه‌ی هرمز شاه‌کلید پنهانی بود که ایران را به سوی‌خود فراخواند تا قفل را محکم نگه‌دارد. ارچند پیشا شروع جنگ، ایران تهدیدات جسته و گریخته‌یی برای بستن آب‌راه تنگ‌نای هرمز داده بود و عملی کردن آن در جنگ اخیر بالاتر از بم‌هسته‌یی کارایی داشت و دارد.

ایران باید هوشیاری سیاسی داشته باشد. جدا از اندیشه‌ی آخوندی و شاهی. نخستین وظیفه‌ی شاه اگر می‌بود، یا آخوند که حالا است، حفظ تمامیت ارضی و دفاع سرسخت از کشورشان‌ست. تاریخ دفاعی ایران، خطوط درخشان ‌و کم نظیر پیروزی‌های جنگی و دفاعی و بازپس‌گیری یا حفظ قلم‌رویی داشته است. از دوران هخامنشی‌ها، آشوری‌ها، بابلی‌ها، ساسانی‌ها، تا زمان کوروش کبیر ‌و تا ام‌روز پیوسته دست بلند دفاع داشته و غیر از دورانی که اسلام در آن‌حاکم‌‌ و سپس پذیرفته شد.

ایران و مذاکره‌ی دوران آتش بس!

برای ایران حضور در مذاکره، کمی دیده نه می‌شد و دست پرُ داشت. وقتی ما طی یادداشتی، از مجاری مجازی خطاب به آقای عراق‌چی گفتیم که شما مغرور پیروزی هم نه شوید و باور زیاد سیاسی هم نه کنید، معنای آن را داشت که دشمن محیل‌ست.

چه کسی پیش‌نهاد آتش بس می‌دهد؟

در جنگ‌های عظیمی مانند جنگ اخیر اسراییل و آمریکا علیه ایران، ناکامی بزرگی به مهاجمان روی داد که انتظار آن را نه داشتند و محاسبات اتاق‌های فکری و جنگی شان در دست کم‌گرفتن توانایی‌‌های دفاعی ایران غلط از آب درآمد. در این‌صورت‌، نیروهای شکست خورده، زودتر پیش نهاد آتش‌بس و مذاکره را می‌دهد.

آمریکا و اسراییل که غرور جنگی شان در شکست این نبرد صدمه دیده است، متوجه شدند که توانایی ادامه دادن جنگ را نه دارند. مستقیم که برای خود عار و ننگ می‌دانستند، غیر مستقیم دست به دامان ایران شدند تا به مذاکره بنشینند.

آمریکا در پی دریافت یک واسطه برای راه‌اندازی مذاکره بود. چون اروپا و همه جهان این جنگ آمریکا را تحریم ‌و بسیاری‌ها هم محکوم کرده بودند، آمریکا روی خواست از آن‌ها برای میان‌‌جی‌‌گری نه داشت و در خفا گزینه‌یی را جست‌وجو کرد.

چرا پاکستان میان‌جی‌ انتخاب شد؟

هنوز بیش از هشت ده سال نه گذشته که پاکستان به عنوان کشور حائل میان روسیه‌ی تزاری و هند برتانوی از سوی انگلیس تشکیل شد.

علاوه بر حائل بودن، انگلیس برنامه داشت تا یک ژاندارم حافظ منافع خودش در منطقه داشته باشد. با هند که در اشغالش بود، مناسبات چندان قابل اعتباری نه داشت. کشور دیگری در منطقه قابل باور نه بود و شاهان افغان را که ارزشی نه می‌داد، چون همه وطن‌فروش و خاک‌فروش ‌و پول‌‌پرست بودند. پس تصمیمی گرفت و پاکستان را ایجاد کرد. در ترس از آینده‌ی جنجالی، پاکستان را هم دچار دردسرهای از پیش تعیین شده ساخت و مشکلات مرزی چند جانبه را برایش رقم زد.

منابع تاریخی نشان می‌دهند که تقسیمات مرزی از پیش تعیین شده برای کشور پاکستان به اساس «طرح مونت‌باتن» و به‌ویژه خط رادکلیف انجام یافت: رادکلیف مأمور تعیین مرزها شداو دو مرز اصلی کشید:

بین هند و پاکستان در پنجاب‌ و بین هند و پاکستان در بنگال.

نمونه‌های واقعی میراث رودکلیف:

هند و پاکستان =اختلاف بر سر کشمیر

هند و چین=اختلاف بر سر هیمالیا

دیورند:

پاکستان و خراسان-افغانستان = اختلاف تنها افغانان افغانستان بر سر خیبرپښتون‌خواه تا پشاور و فراتر از آن

پاکستان= جنجال بلوچستان

پاکستان= جنجال منجر به جنگ و تجزیه با بنگله‌دیش

به هر رو، پاکستان با وجود تمام مشکلات توانست نقش ژاندارمری انگلیس در منطقه را به خوبی انجام دهد و با همه منطقه درگیری کرده و می‌کند. در کنار آن یک باریکی را متوجه می‌شوید که انگلیس با وجود تسلط سال‌ها به هند برتانوی، گزینه‌ی اعتماد بالای هندی‌ها را صفر ساخته بود. نتیجه‌ی موفقیت پاکستان در ژاندامری منطقه به نفع انگلیس، در تقریباً سه بار جنگ با هند، حفظ آشوب نیم‌قرن در افغانستان، رفتار کج‌دار و مه‌ریز با ایران بالای موضوع بلوچستان، سبب شد که انگلیس حمایت دایمی خود را نسبت به آن کشور فراموش نه کند. در تحولات جدید سیاسی جهان و انتقال نرم قدرت کنترل جهان از انگلیس به آمریکا، آمریکا کماکان پاکستان را به عنوان فرزند میراثی نگه‌داشت و پروراند، تا آن که هم منطقه را در آشوب‌ نگه‌داشت و هم خود پاکستان به قدرت اتمی و دارای ارتش مقتدر منطقه تبدیل شد. ام‌روز پاکستان به صورت کل افغانستان را تا مرزهای آمو در اختیار دارد، موردی که گاندی برای جناح هوش‌دار رسیدن به آن‌جا را داده بود.

در این کوتاه‌نوشته دیدیم که انگلیس از بطن هند برتانوی فرزندی تولد کرد، علیه پدر ‌و مادرش. جدا از مسلمان بودن پاکستان، هم‌خونی‌ هندی ‌و پاکستانی تا ابد شست‌وشو نه می‌‌شود، مگر فقط به خاطر کشمیر، یک‌دگر را تا زنده اند می‌کُشند یا با هم می‌جنگند.

پاکستان میان‌جی:

-خودخواسته؟

-یا دستور گرفته؟

چنین نظام‌ها هرقدر هم مقتدر باشند، نیاز به حمایت حامیان شان دارند و مجریان هدایات آن‌هاستند، نه برنامه دهنده برای باداران شان.

در معضل جنگ اسراییل و آمریکا علیه ایران، گزینه‌ی دوم برای میان‌جی شدن پاکستان در دستور کار قصر سفید قرار گرفت، تا ناچاری شکست را در یک نوعی توجیه کنند و هم فضا به تنفس از شکست بیش‌تر مساعد سازند و هم آب‌ِ‌روی ساخته‌‌گی برای خود و اسراییل بیابند. در کنار آن زمینه‌ی اکمالات برای تعرض دوباره علیه ایران را داشته باشند.

در نتیجه به آصف منیر و شهباز شریف هدایت میان‌جی بودن و شدن را دادند. آنان اجرای این نقش را از باداران شان یادگرفته اند و خوب هم پیش رفتند. با آن که تصاویر تایید نه شده از بازرسی توهین آمیز مقامات پاکستانی در خاک پاکستان توسط نیروهای آمریکایی منتشر گردیدند، مگر پاکستان در این مورد خمی به ابرو نیاورد و برای نشان دادن قدرت مهارت‌ خود در منطقه، خواست هند را مجاب کند و کرد. هندی را مجاب کرد که ناندرا مودی از آن‌جا به پابوسی نتانیاهو در تل‌آیو رفت، شاید برای تضرع در جلوگیری از افشای بیش‌تر اسرارش در پرونده‌ی اپستین. اما آمریکا و انگلیس باردگر به شمول اسراییل با میان‌جی ساختن پاکستان، به هند مخابره کردند که هرگز شریک قابل اعتماد شان نی‌ست. هند موقعیت خود در سال‌های پسین را با بازی‌های چندگانه حتا میان اعضای بریکس هم متزل‌زل ساخته.

پیغام به ایران توسط آصف منیر!

رسانه‌ها خبری را با تصویر منتشر کردند که آصف منیر در سفر عاجلی به ایران، پیغام آمریکا برای رهایی چند میلیارد از دارایی‌های منجمد شده‌ی ایران را خیلی مسرانه به سران ایران رسانید، تا در ازای واگذاری یورانیوم غنی شده به آمریکا یا کشور سوم، آن پول‌ها را دریابند.

آب سرد پاشیدن ایران به دست گرم منیر:

واکنش سران و مقامات ایرانی در برابر این پیش‌نهاد گویا هیجان‌انگیز آصف منیر، درست آن‌گونه بود که بالای دست گرم و سوزان کسی، کوهی از آب یخ زده را بپاشی و یارو را میان گرمی و سردی مدفون کنی.

رسانه گفتند که مقامات ایران گفته ما چهل سال‌ بیش‌تر این راه رفته ایم و نیاز به این دلارها با چنان شرایطی چه که با هیچ شرطی نه داریم. پیک آمریکا دست خالی برگشت.

اشتباه راه‌بردی ایران!

موافقت ایران در اوج موفقیت و دست برتر داشتن، برای مذاکره، بدترین اقدام ممکن بود. حضور هیأت ایرانی در پاکستان با نماینده‌های مستقیم اسراییل، خودش اشتباه را‌بردی بود، به ویژه که طرف ایران در آن ملاقات با یک مشت گلادیاتورهای وحشی مقابل بودند تا ارکان سیاست و خرد.

عدول از آجندای تعیین شده و بحث بی‌اندیشه‌ی ایران بالای سلاح هسته‌‌یی که نیازی نه بود. برگ بهانه‌یی برای آمریکا داد. به هر سانی که بود، مذاکره شکست خورد و این شکست با وجود اشتباهات ایران برای اشتراک و طرح مسئله‌ی هسته‌یی باز هم دست ایران را در ملاقات بلند کرد.

محاصره‌ی دریایی ایران پسا مذاکره‌ نخست، ثبوت فریب‌کاری دشمنانش!

ارکان سیاست و نظام در ایران و ناظران سیاسی و نظامی جهان می‌‌دانند که محاصر‌ه‌ی دریایی ایران با گستره‌ی پهناور آبی‌، فانتزیی بیش نی‌ست. تو کار بر را نکو ساختی که دست بر بحر انداختی. محاصره‌های دریایی دست مانند محاصره‌های خشکی، مگر خیلی سنگین‌تر و پرهزینه‌تر و ناممکن‌تر اند، چون از روی عمق و بحر و موقعیت‌های زیرین اثرگذار آن کسی نه می‌تواند معلومات دقیق داشته باشد، به ویژه که نیروهای مهاجم و نابلد از هزاران مایل دورتر بیایند، مانند آن‌ست که دزد نابلد در به جای رفتن سوی خزینه، به طرف غرق شدن می‌رود. این محاصره‌گونه با نا‌‌وگان‌های بی‌روح و رمق و کهنه و از پا افتاده، خیلی ناممکن و از پیش، شکننده است. دیدیم که علی‌الرغم ادعاهای ترامپ، هیچ نشانه‌یی از محاصره دیده نه می‌شود ‌و حتا کشتی‌های شامل تحریم ایران هم از آب‌راه هرمز بدون هیچ مشکلی می‌گذرند. این اسراییل و امریکاستند که حسرت تردد بی دردسر و بی‌هزینه‌ی کشتی ‌های شان را می‌خورند.

ایران خودش تحریم را شکست و آمریکا مجلس ترحیم ناکامی گرفت!

در پی برتری ایران، بود که دگر نیازی به تحریم دیده نه شد و خود تهران با بستن تنگه‌ی هرمز و گرفتن عوارض گمرکی، بستن قراردادهای جدید احتمالی، پرداخت از سوی خریداران نفت و گاز به یوان چینی، بلند رفتن سطح درآمد دریایی و نفتی و عوارض‌‌‌گیری از سوی ایران، دگر اثر از تحریم‌ها نه مانده، مگر اعلام رسمی رفع تحریم‌ها. در عوض اروپا و جهان غیر آمریکا و غیر اسراییل تمایل زیادی برای برقراری تماس‌های بازرگانی حتا سیاسی با ایران دارند و آلمان پسا اسپانیا و ایتالیا نوعی موافقت برای کمی تحریم‌های ایران نشان داد که ایران رد کرد.

ایجاد شکاف عمیق میان شرکای دی‌روز آمریکا در موضوع ایران، یک موفقیت مهم دیگری‌ست برای ایران و مجلس ترحیمی‌ست برای آمریکا و اسراییل.

کشورهای خلیج و عرب‌های اسراییل‌پرست در برابر ایران ملامت اند!

ما در پی دفاع از رژیم یا سیستم حاکم در ایران نی‌ستیم. مگر تنها دیدگاه‌مان را از روی واقعیت‌های میدانی ابراز می‌داریم.

مادامی که کشورهای خلیج خدا را فراموش کرده، به اسراییل و آمریکا پناه می‌برند و کشورهای شان را تخته‌های خیز و سکوهای پرتاب علیه کشور دگری می‌سازند ‌و حتا برای سرکوب یک کشور به آمریکا پول می‌پردازند، منابع جوی و جغرافیایی شان را هدف خشک‌سازی قرار می‌دهند، پس متضرر هرکسی باشد، ایران یا یک کشور دگری، حق دفاع از خودش را دارد. ایران هم در دفاع ازخودش کاری کرد که هر کشور دگری می‌کرد. پس ایران در این مورد ملامتی نه دارد. حتا شکایت از ایران هم در دادگاه‌های جهانی سودی نه دارد. چون نخستین حمله از پای‌گاه‌های آمریکا مستقر در خلیج فارس بالای ایران و مکتب کودکانه‌ی میناب صورت گرفت و لشکری از شهدا را بار آورد.

قواعد جنگی تعرض بالای کشوری که در دفاع است و اقدامی علیه کشوری نه کرده، الزام پرداخت غرامت را به متضرر بالای مهاجم یا زمینه‌سازان تهاجم حتمی می‌سازد. پس خیزک‌زدن‌های اعراب برای گرفتن غرامت از ایران، مضحکه‌بار و خنده‌آورست در نادانی مشاوران شان از قانون. خود شان که چیزی را نه می‌دانند، جزء طلاپرستی و عیاشی. اینان باید از آمریکا جبران خساره بخواهند، کشوری که حتا یک فیر کلاشینکوف از تمام پای‌گاه‌های خود، در دفاع از خودش نه توانست. چه محک تجربه آمد به میان که هوای بالون هوایی بادکرده‌ی قدرت آمریکا را کشید و خودش را سقوط داد.

توصیه به دولت‌‌مداران ایرانی!

-هرگز به آمریکا باور نه کنید.

-در هیچ مذاکره‌یی شرکت نه کنید.

-از پیروزی‌ها مغرور نه شوید،

-با مردم تان آشتی کنید، مردم ایران سزاوار همه بایسته‌گی‌هاستند و ثابت ساختند که کشور شان برای شان بیش‌تر از جان شان ارزش دارد.

-برای ایرانیانی که در خارج اند و مرتکب جنایات کشوری نه شده اند، به شمول ایرانیان داخل کشور، فرمان عفو صادر کنید و صادقانه عملی کنید.

-اعدام‌ها را توقف دهید.

-دو دسته‌‌گی و چند دسته‌گی ناشی از افتراق و اختلاف را میان تان راه نه دهید، ورنه تباه می‌شوید.

-متوجه ترفندهای استخباراتی باشید.

-به هم‌سایه‌های جفا نه کنید، چنانی که با هم‌تباران و هم زبانان تان در خراسان-افغانستان کردید، همه تاجیکان، پارسی‌زبانان و غیر افغانان و جغرافیای شان را نادیده انگاشتید و طالبی را در بغل گرفتید که مخالف تمدن ایران شهری‌ست و هم‌زبانان شما و غیر افغانان را پیوسته به شهادت می‌رسانند

  • از اسراییل و آمریکا و نتانیاهو و شخص ترامپ برای حمله به کشورتان و تهدید به نابودی تمدن تان که برابر نسل‌کشی‌ست، شکایت کرده، طلب غرامت و ضمانت بعدی عدم حمله کنید.
  • به اهل تسنن اجازه‌ی انجام عبادات شان را بدهید تا در تهران مسجد بزرگی داشته باشند.
  • حقوق پناه‌جویان خراسان-افغانستان را بدون تعصب مذهبی و لشکربندی بدهید و احترام کنید و کمک نمایید.

پایان بخش نخست

 

 

 

محمدعثمان نجیب

نماینده‌ی مبان


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Sent from my iPad