در روزگاری که طالبان با فرمانهای پیدرپی، زنان افغانستان را از آموزش، کار، ورزش، سفر و حضور در زندگی عمومی محروم ساختهاند، خبر ایستادن یک زن افغان بر فراز قله اورست تنها یک موفقیت ورزشی نبود؛
این رویداد پاسخی کوبنده به ایدیولوژی زنستیزانهای بود که میکوشد نیمی از جامعه افغانستان را از صحنه زندگی حذف کند.
ذکیه احمد، دختر جاغوری غزنی، در حالی به بلندترین قله جهان صعود کرد که میلیونها دختر هموطنش پشت درهای بسته مکاتب زندانی شدهاند. طالبان میخواهند زنان را در چهاردیواری خانه محبوس کنند، اما او به جهان نشان داد که زن افغان را نمیتوان در زندان جهل، تبعیض و سرکوب نگه داشت.
داستان زندگی ذکیه احمد، خود روایتی از مبارزه و پایداری است. او در منطقهای کوهستانی در غزنی بزرگ شد؛ جایی که برای رسیدن به مکتب ناگزیر بود ساعتها در میان برف و کوهستان رفتوآمد کند. اما دشوارترین کوههای زندگی او نه در هندوکش، بلکه در واقعیت تلخ افغانستان جنگزده قرار داشتند.
او در سال ۲۰۱۴ برای ادامه تحصیل راهی کابل شد، اما در مسیر راه، موتر حامل او هدف حمله طالبان قرار گرفت. ذکیه بعدها روایت کرد که چگونه برای نجات جان خود، خون قاعدگی را بر چهرهاش مالید و خود را به مردن زد تا مهاجمان او را رها کنند. این تجربه تلخ تنها نمونهای از خشونتی بود که طالبان بر زندگی زنان افغانستان تحمیل کردهاند.
با وجود این، او تسلیم نشد. پس از ادامه تحصیل در کابل و فعالیت در عرصه روزنامهنگاری، سرانجام افغانستان را ترک کرد و در استرالیا زندگی تازهای را آغاز نمود. اما مهاجرت نیز پایان مبارزه او نبود. در غربت، میان دشواریهای زندگی نو، ذکیه راهی را برگزید که سرانجام او را به بام جهان رساند.
فتح اورست برای او صرفاً یک دستاورد شخصی یا ورزشی نبود. او پیش از صعود آشکارا اعلام کرده بود که «برای یک هدف، برای آزادی و برای آموزش» به سوی بلندترین قله زمین حرکت میکند. این سخن بهخوبی نشان میدهد که صعود او از همان آغاز رنگ و بوی یک پیام اجتماعی و انسانی داشت.
در ۲۱ می ۲۰۲۶، هنگامی که ذکیه احمد بر فراز قله ۸۸۴۹ متری اورست ایستاد، تنها یک رؤیای فردی تحقق نیافته بود؛ بلکه نماد دیگری از توانایی و استقامت زنان افغانستان در برابر سرکوب به نمایش درآمد. او نخستین زن افغان شد که به این افتخار دست یافت؛ افتخاری که در شرایط کنونی افغانستان معنایی فراتر از یک ریکارد ورزشی دارد.
تناقض تلخ زمانه در اینجاست که همزمان با ایستادن یک زن افغان بر بلندترین نقطه زمین، میلیونها دختر افغان از ابتداییترین حق انسانی خود، یعنی آموزش، محروم بودند. طالبان سالهاست که با بستن مکاتب دخترانه، محروم ساختن زنان از تحصیلات عالی، محدود کردن حق کار و حذف تدریجی آنان از عرصه عمومی، یکی از گستردهترین نظامهای تبعیض جنسیتی معاصر را بر افغانستان تحمیل کردهاند.
آنان گستاخانه از «فضیلت» سخن میگویند، اما حاصل همه سیاستهایشان محرومیت، انزوا و سرکوب زنان بوده است. آنان میکوشند زنان را ناتوان و وابسته معرفی کنند، اما ذکیه احمد با صعود به مرتفعترین نقطه جهان، این روایت را در هم شکست. او نشان داد که زن افغان نه تنها قادر به فتح قلههای دانش و آگاهی است، بلکه میتواند دشوارترین قلههای جهان را نیز تسخیر کند.
ذکیه احمد پس از فتح اورست، بار دیگر هدف اصلی خود را یادآور شد. او گفت: «حتی امروز میلیونها دختر افغان از حق اساسی آموزش محروم هستند و ما باید آن کوه را فتح کنیم.»
این جمله شاید از هر بیانیهٔ سیاسی رساتر باشد. در نگاه او، اورست واقعی همان دیوار تبعیض، جهل و محرومیتی است که بر گرد زندگی دختران افغانستان کشیده شده است. او بهخوبی میداند که مبارزه اصلی هنوز پایان نیافته و قله دشوارتری در برابر زنان افغانستان قرار دارد.
پیام او به زنان و دختران افغانستان نیز سرشار از امید و مقاومت بود: «قوی بمانید. به خودتان باور داشته باشید که میتوانید از این تاریکترین بخش از تاریخ ما عبور کنید و بالا بروید.»
این سخنان از زبان زنی بیان میشود که خود از خشونت طالبان جان سالم به در برده، مهاجرت را تجربه کرده و دشوارترین شرایط را پشت سر گذاشته است. از همین رو، این پیام صرفاً یک شعار انگیزشی نیست؛ بلکه حاصل تجربه زیسته زنی است که معنای واقعی مبارزه را میشناسد.
امروز ذکیه احمد تنها یک کوهنورد موفق نیست. او نماد نسلی از زنان افغانستان است که با وجود جنگ، افراطگرایی، تبعیض، مهاجرت و سرکوب، همچنان ایستادهاند و از رؤیاهای خود دست نکشیدهاند. اگر طالبان نماد بستن دروازههای مکتباند، ذکیه احمد نماد گشودن افقهای تازه برای زنان افغانستان است.
قله اورست برای او تنها یک ارتفاع جغرافیایی نبود؛ نمادی بود از عبور از تمام موانعی که تعصب، افراطگرایی و سیاستهای زنستیزانه بر سر راه زنان افغانستان قرار دادهاند.
طالبان شاید توانسته باشند دروازههای مکاتب را ببندند، اما نتوانستهاند اراده زنان افغانستان را درهم بشکنند. ذکیه احمد یکی از روشنترین گواههای این حقیقت است؛ زنی که از کوههای جاغوری برخاست، بر بام جهان ایستاد و از آنجا پیامی را به افغانستان و جهان فرستاد: هیچ قدرتی نمیتواند رؤیای آزادی، آموزش و پیشرفت زنان را برای همیشه به زنجیر بکشد.

