یادداشتی از محمدعثمان نجیب:
دوستانِ گرامی معذرت میخواهم که ناگزیر شده و برای رفعِ ابهاماتی علیه خودم، به توضیح گذشتهی خود میپردازم .
Musa Weiss ناگزیر از خودم تعریف کنم تا شما قانع شوید.
شکستنِ قامتِ کاخ های خیالاتِ کاج نشینان
آقایان و بانوانِ معترض و معترضه علیه من!
همهی ما میدانیم، چند چندیست که خزانِ ما هیچ بهار نمیشود. آها هموطن! گناهِ ما چیست که هیچ صبحِ ما با قرار نمیشود؟
اعلامیۀ سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان
بامداد هفتم ماه میزان، جانیان اسلامی این دست پروردهگان نظام سرمایهداری، دست به جنایت هولناک دیگری در مرکز آموزشی "کاج" در دشت برچی کابل زدند؛ بر اساس گزارشها و آمار منتشر شده توسط رسانهها در این حملۀ خونین حد اقل ٢٣ دانش آموز کشته و ٣٥ تن دیگر زخم برداشتهاند.
جهـان نظاره گـر قـتـل عـام انسـان است
نه رحم وشفقت انسانیت چه وجدان است
بـه چنگ طالـب وحشـی داده انـد قـدرت
که قتل کودک وپیروجوان چه آسان است
کوه، درّه، درخت، گل و گیاه و رودخانه؛ نخستین پدیدههایی بودند که قهار عاصی در سالهای نخست زندگی، در زادگاهش، ملیمه، با آن سر و کار داشت. سالهای بعدش که به کابل آمد، اگر چه با کوره و آتش سر و کارش شده بود و آهنگری میکرد، در خلوتهای شاعرانهی خود اما بیشتر با همان کوه و درخت و رودخانه در گفتوگو بود. او اگر چه شهر نشین شده بود ولی تا آخر عمر دلی آکنده با صفا و سادهگی روستایی و اصالت ازلی در سینه داشت.
مقالات دیگر...
- دردسرهای طالبان پس از مرگ الظواهری
- آزادی و حق زندگی
- دوستم پیش گام در فروپاشی قابل پیشبینی
- دختر افغان در مجمع عمومی:اجازه ندهید سرزمینمان گورستان رویاهای دختران شود
- نامهی سرگشاده فرهاد دریا هنرمند افغانستان به رییس جمهور جمهوری تاجیکستان
- تکامل عشق
- کنار بروید؛ شرمساران درگاه تاریخ!
- در حاشیۀ مباحثه با تاریخ
- شوروغوغای تمدن
- ربابی
