محمد عالم افتخار
پیشاپیش وظیفه وجدانی خود میدانم که مراتب احترامات خود را خدمت آن هموطنان مؤمن و مسلمانان باورمند به حج و عازم ادای این مناسک سنتی چندین قرنه؛ ابراز بدارم. من یقین دارم آنانکه با خلوص نیت و ایمان و ارادت؛ قصد عبادت و ریاضت دارند؛ اجر روحی و روانی عمل خویش را نصیب میگردند.
ولی به خصوص در روزگار آفتابی شده کنونی؛ داشتن این چنین احترام به تصورات و باور های ایمانی مردمان ساده و پاکنهاد؛ نباید ما را از جستجو و کشف حقیقت در باره میراث های ایمانی و کان و کیف آنها باز دارد. بخصوص که همه روزه با خون و گوشت و پوست خود و فرزندان و عزیزان خویش لمس و درک میکنیم که دین و آئین؛ بسیار بیرحمانه و وحشیانه ملعبه دست وحشی ترین و جنایتکار ترین گروه ها و حلقات و افراد دور و نزدیک گردیده است و به نام اسلام و الله اکبر و جهاد و تکفیر و تفسیق ... حتی خودِ انسانیت؛ در معرض مخاطرات هولناکی قرار گرفته است.
عید قربان
دلم دایم به روز عــــید قــربان
به غـــم آغشته میگردد فــراوان
که اگر در کعبه آدم میشود پاک!
به آب زمزم است یا خون حیوان ؟
https://www.youtube.com/watch?v=N34cvsaEmqE
ارسالی: سلیمان کبیر نوری
مهاجرت چنان عمومی شده است که دیگر باید یکی از موضوعاتِ مطالعات خانواده باشد.
مولف : لورتا بالداسار ، مجلیا کیلکی، لورا مرلا و رائلن وایلدینگ
مترجم : محمد معماریان
مراقبتگری فراملی، همانند مراقبتگری در تمامی خانوادهها، اعضای خانواده را از طریق شبکههای میاننسلیِ مبتنی بر جبران لطف و تعهد، عشق و اعتماد به یکدیگر پیوند میدهد. در عینِ حال، این شبکهها آکنده از تنش، رقابت و روابط مبتنی بر قدرتهای نابرابر نیز هستند. مبادلۀ مراقبت در خانوادهها اساساً غیرمتقارن و بر پایۀ جبران لطف است که هنجار «جبران لطف » بر آن حکم میراند: انتظار اینکه مراقبتکردن باید بالاخره مقابله بهمثل شود، هرچند این اتفاق همیشه محقق نمیشود. افراد مراقبت میکنند بیآنکه میزان مراقبتِ دریافتیشان را دقیق اندازه بگیرند، اما انتظار و تعهدِ بازگرداندن آن مراقبتگری وجود دارد. نظر به این نکته، اعضای خانواده اغلب به دقت بر این بدهبستانها نظارت دارند، و «تعهدات خانوادگی» که متکثر و همواره محل مذاکرهاند، بر این مبادلات حکمرانی میکنند. از آنجا که این مراقبتها در جریان زندگی در زمانهای متفاوت و به میزانهای مختلف داده و ستانده میشوند، باید این مراقبتگری را در طولِ زمان و عرضِ مکان در «گردش» میان اعضای خانواده دانست.
برخى از حوادث تاريخى را با استدلال و منطق و قياس از زمان قبل با زمان حال بطور نسبى ميتوان فهميد كه اصل موضوع از چه قرار بوده ؛ حتى اگر همه تواريخ جعلى هم باشد.
تاريخ نويسان - طوريكه امريكايى ها ميگويند : " تاريخ را فاتحين مينويسند " - مخصوصاً در كشورهاى مانند افغانستان ، به ذوق و سليقه خود و يا به امر و هدايت ديگران مينويسند ، نه آنچه كه اتفاق افتاده است.
