چندی قبل کتاب جنگهای کابل اثر برازنده ای سید عبدالقدوس سید را یکی از دوستان ام جهت مطالعه برایم داد. اعتراف میکنم که خواندن آن نسبت ذیقی وقت و تکلیف های که داشتم چند هفته ای را در بر گرفت.
وقتی این کتاب را میخواندم بیست و چند سال به عقب میرفتم. صحنه های دلهره آور جنگهای کابل مثل پرده ای سینما پیش رویم ظاهر میشد. شاید اثری با این همه تکرار حقایق کمتر در افغانستان به نشر برسد.
اعتراف میکنم که در زندگی ام بار نخستین بود که با نویسنده ای این اثر آشنا شدم.
دراین سلسله میخواهم بگویم که اگر تاریخ جنگ های کابل پس از سقوط داکتر نجیب الله نوشته شود هزاران تراژیدی ، هزاران تجاوز ، میخ کوبیدن ها به جمجمۀ انسان، رقص مرده ها ، تجاوز به ناموس مردم بیدفاع افغانستان و حرکات ضد شریعت اسلامی را میتوان نوشت که هزاران کتاب هزار صفحه ای خواهد شد.
همانطور که گفته بودم من نه با سید عبدالقدوس سید آشنایی دارم و نه در عمرم از طریق اخبار و رسانه های افغانستان با چنین نامی برخورده بودم. بنا بر آن طبق معمول به جستجوگر گوگل مراجعه کردم. در چندین صفحه بعد از جستجو فرهیختگان زیادی را یافتم که در باره این اثر سید عبدالقدوس قضاوت کرده بودند.
تقریبا همه این نوشته ها را مرور کردم ولی آنچه باید در باره جنگ های کابل ( 1375 ـ 1371 خورشیدی)
کتاب اقتصاد عمومی هرات تأليف رسول پویان در 10 فصل و 346 صفحه در آخرین روزهای بهار 1392خورشیدی در افغانستان، ولایتهرات، چاپخانۀ توانا به زیور چاپ آراسته شده است. در متن کتاب احصائيه و آمار زيادی وجود دارد؛ بیش از 35 جدول احصائيوی در متن کتاب آمده است.
این کتاب به مثابۀ گنجينۀ معلومات، اسناد، مدارک، آمار، احصائيه، تصاویر، جدولها، تحلیلهای علمی و اقتصادی، طيف وسيعی از استادان و محصلان، معلمان و متعلمان، کارمندان مؤسسات و ادارههای مربوطۀ داخلی و خارجی، پژوهشگران و نويسندگان و ديگر علاقهمندان را به کار آید. مشتاقان میتوانند کتاب را از کتابفروشیهای شهرهرات به دست آورند.
رسول پویان
تطبیق پروژۀ سرمایهگذاری هنگفت سران کشور چين در گوادر بندر واقع در صوبۀ بلوچستان پاکستان پیشدرآمد فاصلهگیری حکام پاکستان از استراتيژی کهنه و سنتی دوران جهان دو قطبی درعهد جنرال ضیاءالحق خواهد بود. سران پاکستان چند دهه است که از این استراتیژی سنتی (که جنگ و بحران فراگیر در افغانستان را دامن میزند)، به عنوان گاوشیری استفاده کرده اند و کمکهای وافر نظامی و اقتصادی سران غرب (خاصه ایالاتمتحدۀ امریکا) و کشورهای عربی (بویژه عربستان سعودی) را به کشور خود سرازیر ساخته اند. آرایش جدید منطقوی و جهانی و تقابل قطبین تازه به میدان آمده بر سر منابع انرژی و تقسيم دوبارۀ منطقه و جهان در آینده، امکان ادامۀ کمکهای دوران جنگ سرد را به پاکستان بسیار ضعيف کرده و احتمال کاهش شدید و ختم آن، دور از انتظار نمیباشد. طرح جلب سرمایهگذاریهای جدید توسط سران پاکستان مبین این واقعیت است.
کشور پاکستان در حقيقت زادۀ دوران جهان دوقطبی و جنگ سرد میباشد. پس از جنگ دوم جهانی و شکلگیری بلاک شرق و غرب در هيئت پیمان ناتو و وارسا ضرورت وجودی پاکستان با اردوی بزرگ، استخبارات قوی و ارتباطات تنگاتنگ با جهان غرب و دول محافظهکار عرب به میان آمد. از آن زمان به بعد این کشور به پایگاه استراتیژیک پیمان ناتو و تربیۀ افراطیون ضد دیموکراتیک و ضد آزادیهای مدنی، سیاسی و اجتماعی تبدیل شد که ما اوج آن را پس از تجاوز ارتش شوروی سابق به افغانستان در زمان جنرال ضیاءالحق دیده میتوانیم. سران نظامی و استخباراتی پاکستان طی چند دهۀ اخیر توانستند از این موقعیت سودهای کلان و کمکهای زیادی به دست آورند؛ اما با فروپاشی جهان دوقطبی و خاتمۀ جنگ سرد از یک جانب و آرایش جدید قطبین در منطقه و جهان از جانب دیگر این مرحله دارد به پایان خود میرسد و سران پاکستان در جستجوی منابع مالی جدید میباشند.
پناهنده ام
سر و کارم همه با مثل خودم
اینجا ...
بر در قاضی و قانون...
همقطاران من هستند همگی
قصه پرداز چنین!
یکی ناراض ازین است که کافر شده ام
بر در خانه ای من
دار به پاست
محمد عالم افتخار
نتیجه گیری ها از بحث:
با درود بر شما.
اخیراً شماری از کادر ها و فعالان و شاید هم رهبران ح.د.خ.ا که برایم عزیز و محترم اند؛ طی نشست هایی خصوصی و معمولی در جرمنی؛ کار ها و آثار بنده را مورد مباحثه قرار داده به این نتیجه رسیده اند که آنها برای اکنونی ها و این زمانی ها قابل فهم و استفاده نیستند و شاید برای مردمان 50 سال بعد فهمیدنی و مفید واقع گردند.
ایشان بر علاوه ابراز نگرانی فرموده اند که در 50 سال بعد شاید هم آنقدر ها؛ ادبیات و گفتار و نوشتار دیگر گونی یابد که باز؛ نوشته های امروزی من؛ به چیز هایی چون نگارش های خط میخی اولیه و غارنگاره ها مبدل گردد.
در هرحال؛ 50 سال بعدی ها اندیشمند و نویسنده وغیره خود را میداشته باشند.تصور میکنم این ارزیابی ها خیلی جدی است و لهذا آرزومندم در مورد رهنمایی ام فرمائید تا...
نمونه ای از نظر های دریافتی :
Bad az salaam, Ayakash aenra 35 sal qabel kase dar jalasayee ba buzurgan H.D.K.A. mashwara medad,ke awzaee Afghanistan,barayee "anqelabe saour" hamada nest wa shayad baese qatle amha showad! Wali hanch ra shuma emroze mefarmahed jebae Eftekhar, waqean baraee aemroz ast,wa agar nagehed,50 sal bad nafreen meshawed.
( بعد از سلام . ایکاش 35 سال قبل کس در جلسه ای به بزرگان ح.د.خ.ا مشوره میداد که اوضاع افغانستان برای "انقلاب ثور" آماده نیست و شاید باعث قتل عام ها شود!
ولی آنچه را که شما امروز میفرمائید جناب افتخار؛ واقعاً برای امروز است و اگر نگوئید؛ 50 سال بعد نفرین می شوید.)
قابل یاد آوری است که نظر شما (و عدم نظر) به حیث سند تاریخی و رهنما آرشیف خواهد شد و مورد استفاده قرار خواهد گرفت و در حالیکه با اجازه توأم باشد؛ نشر نیز خواهد شد.
* دومین بنای مسلمانی ی قرآنی؛ انفاق و سومین بنا؛ تعقل است!
* قرآن؛ منطبق بر وسع عقلانی مخلوق میباشد نه بر علم غیب بیکران خالق!
* آیات خداوندی صِرف مندرجات کتب مقدس نبوده بلکه تمام هستی؛ و پدیده ها و جریانات آن است و حتی خلاقیت های بشری نیز؛ آیات الهی محسوب میشوند!
* زمان و مکان؛ از جمله آیات خداوندی ی مقدم و مؤثر بر قرآن است!
* تعدد پیامبران در زمانها و مکانهای مختلف؛ دلیل تغییرات و تطورات در وضع عقلی و معاشی بشر است نه در وضع خداوند!
* احکام مدنی ی قرآن؛ بر وضع زمانی و مکانی ی معین انطباق دارد نه بر همه زمان ها و مکان ها!

