جنگابزار دیگری که از سوی مصطفا کمال و یاران آسیاگرای او در برابر امپراتوری بریتانیا آهیخته میگردد، افغانستان است. افسران کمالیست گروههای [ارتش] افغانستان را زیادتر از یک سال آموزش و پرورش داده اند تا برای هنگامۀ یورش سنگین تیار باشند. اکنون آنان آماده هستند.
نقش اشخاص در ساختار های سختافزاری قدرت تنها به توانایی های رهبری و مدیریتی آنان وابسته است. نه در پایایی یا فنایی یک ساختار. چون هرگونه ساختار قدرت، بدون حمایت اهرم قدرت دولت ها میسر و پاینده نیست. جغرافیا، مدیریت کشوری، طراحی سیاست های درونی و بیرونی کشوری، نه تنها از اجزای متشکله و مکملهی قدرت دولت هاستند، بلکه از وظایف آنها اند.
خب، اینکه ما در کدام محدوده یا وسعتی به پدیدههای تاریخی میتوانیم نگاه کنیم، ناگزیر وابسطه به اسنادیست که در دسترسِ ما قرار دارند.
جورج سانتیانا حرف نغز و پر مغزی دارد، می گوید: "ملتی که گذشته ی تاریخی اش را فراموش کند، محکوم به تکرار آن است" سخنی که در تاریخ دوصد و اند ساله ی سرزمین ما همواره نمایان است! پیشاپیش عرض شود که خدماتی که مرحوم امیر امان الله خان به افغانستان انجام داده است، در خور ستایش است.
چه جلوه ها که ازعشق درنهان دیدم
طپـیدن دل صد پـاره را عـیـان دیدم
کـنــــار آب گــشــودم دفـتـــر دل را
سکوت خلوت آن را پراز فغان دیدم
مقالات دیگر...
- سایت ماریا دارو
- غزل
- فاطمه چرا خودکشی کرد؟ (داستان کوتاه)
- ازمردان سرنوشت ساز دیروزی تا مردان منتظر به سرنوشت امروزی
- پرتاب بم اول، از آشیانهی کتاب: انفجار مهیب از بمستان خاطرات محمدعثمان نجیب
- رهروان عشق !
- تپشهای قلب یک دختر
- جمهوریت در افغانستان سقوط نه کرد. بل، سقوط داده شد.
- رهبر ویاور( داستان كوتاه)
- اعلامیۀ (بیانیه) نهضت دادخواهانه افغانستان
