ز دسـت روزه شـده ماه نـو هـلال امشب
چونان ضعیف که باریکترازخلال امشب
نـوای عـیـد ز سـاز فـلـک بـه گـوش آیـد
شراب وشادی وشور وشکرحلال امشب
خشم باطنی در وجود هر شخص ولو خندان در ظاهر از خیرخانهی کابل تا پامیر بدخشان علیه طالب که فعلن به عنوان نیروی متجاوز بی محابا در اراضی اقوام غیر پشتون بر اسب مراد سوار اند وجود دارد، ضرورت حتمی بر کارزار دستهجمعی برای پردازش و گسترش این احساس طبیعی که محرک آن محفوظ نبودن جان ، مال، ناموس و هویت شان است هم وجود دارد و در میان مدت این خشم باید به تنفر تبدیل گردد و از تنفر به عنوان عنصر مبارزه استفاده شود و در جدال با این نیروی متجاوز بایستی به تنفر و خشونت چنگ زد.
در حالی که نور آفتاب از پنجره فضای کارگاه را روشن کرده است، پشت هر دستگاه قالینبافی سه تا چهار زن در حال شانه زدن اند. صدای تق تق شانههای زنان، سکوت کارگاه را شکسته است.
طالبان فعلا در افغانستان مستقر استند. ظاهرا نشان میدهند که با داعش خراسان در جدال اند و تلاش اعظمی قرار دارند تا در پهنای آن مخالفان مسلح خود را سرکوب کنند و امتیازی از منطقه و دنیا بگیرند. از طرف دیگر در میدان دیپلماسی و سیاست، تلاش های دوساله این گروه ناکام بوده است. حتی نمایندگان این گروه در نشست های منطقه ای که در ارتباط افغانستان دایر می گردند یا دعوت نمی شوند و یا هم حضور کمرنگ و بی معنی دارند. این موضوع چه پیامی برای آینده افغانستان تحت تسلط طالبان دارند؟
زری خانوم قربانی حقیقی نادانی اتهام همبستری داشتن از فخر رازی که چند صد سال پیش از او فوت کرده بود.
ادامهی بررسی سلسلهی هولوکاست در برابر زبان فارسی توسط خود فارسی گفتار ها و فارسی تبار ها
این موردیست که سوگمندانه در درازای تاریخ پیشا ما و دوران ما را درگیر هم ساخته و بازدارندهی تصمیمگیری های مفید در تعیین سرنوشت و جایگاه فارسی زبانان شده. به تازهگی نشانه های چند دستهگی را در دو حادثهی اسفبار دیدیم.
مقالات دیگر...
- غزل
- زبان فارسی و یخن پاره کردن های دیرینه و حالینهی میان خودی فارسیگویان
- تاملی در گستره چگونگی فراز و فرود عملیات نظامی ویژه روسیه در اوکراین
- رمز و راز هستی
- رهبرانِ اروپا و سردرگمی های تصمیمگیری! ماکرون طیاره فروش خوب بود ولی سیاستدان خوب نه.
- معنی پوهاند، پروفیسور است، نه دانشمند!
- نظم انسانی
- پوتین برای افغانستان چه در سر دارد؟
- نگاهی گذرا به داستان کوتاه « جد و فرزند» جنرال حسین فخری
- پَرهای برنده، چون خانه های کاغذی می افتند
