هیچ ملتی در جهان بالای مردمِ افغانستان حقی و دَیْنِیْ ندارد. اگر دیروز میلیون ها بار طعنهی مالیه دهندهگانِ شان را به ما میدادند، امروز همان مالیه های شان را سیاسیون و نظامی های شان دوباره دزدیدند و کشورِ ما را فروپاشاندند. در درازای بیست سال همه منابع زیر زمینی و رُوْ زمینی ما را دزدیدند.
پدرم و کاکا جاوید دوستتان جوانی بودند. کاکا جاوید مرد بزرگ، مهربان و صمیمی بود وپدرم اورا دوست داشت حتا بیشتر از برادران تنیخود.
پاسخی به چند پرسش:
جمهوری ها چرا سقوط کردند؟ آیا ما، جمهوری های واقعی به معنای اصل کلمه داشتیم؟ تاجیک و او بیک و هزاره را پشتون در به در کرد یا پشتون پرست های خودی شان؟ چرا استاد ربانی شهید، در فابریکهی نساجی گلبهار حبس شد؟
جوان حیران بود، رهبرتغییرمیکرد. جوان یاوررهبر بود، از همان روزهای اول که شروع کردند، رهبر از جوان مشوره میگرفت. بگویاور، توکه شاعری و نویسنده، تدبیری بگو برای این مشکل که چه کنم ویاور مشوره میداد. یک ویرانه آباد میشد ویا جلو سرازیر شدن سیل خطرناکی گرفته میشد.
مقالات دیگر...
- اعلامیۀ (بیانیه) نهضت دادخواهانه افغانستان
- تپشهای قلب یک دختر
- امارت طالبانی؛ مخمصه تروریسم دولتی درحلقه های اطلاعاتی
- متن کتاب ( دل سوزلری - سوز دل )
- گوهر هستی و انسان
- تاریخ در جزیره
- خلق در دانه لری - در دانه های خلق ادب عامیانه تورکان افغانستان با ترجمه دری
- صد تیر پاسخ از یک کمان پرتاب!
- همت
- زن زن است ( تأملی به زننامه کتاب یعقوب یسنا )
