چه جلوه ها که ازعشق درنهان دیدم
طپـیدن دل صد پـاره را عـیـان دیدم
کـنــــار آب گــشــودم دفـتـــر دل را
سکوت خلوت آن را پراز فغان دیدم
هر کجا مرز کشیدند شما پل بزنید
حرف کولاب و سمرقند و سرپل بزنید
فاطمه در یازدهسال مکتب اول نمرهی صنف ما بود. اما صنف دوازده، در امتحان چارنیمماهه، سوم شد. یک روز در دهلیز مکتب بودیم صفورا آمد و گفت نتیجهی امتحان اعلانشده است. ماهم رفتیم تا ببینیم چند نمره گرفتهایم. مه هشتم شده بودم؛ صفورا دوم، احمد و انیسگل هم چارم و پنجم. ولی فاطمه سوم شده بود.
بازی های جیوپولیتیک و سرنوشت غم انگیز کشور های درگیر بحران کشور هایی که دیروز در جهان سوم پیش آهنگ تحولات اجتماعی و درفشداران آزادی، آگاهی و عدالت و مبارزان ضد استبداد و استعمار بودند و رهبران پرشور و با جاذبه ی در این کشور ها قامت آرایی می کردند؛
مقالات دیگر...
- پرتاب بم اول، از آشیانهی کتاب: انفجار مهیب از بمستان خاطرات محمدعثمان نجیب
- رهروان عشق !
- تپشهای قلب یک دختر
- جمهوریت در افغانستان سقوط نه کرد. بل، سقوط داده شد.
- رهبر ویاور( داستان كوتاه)
- اعلامیۀ (بیانیه) نهضت دادخواهانه افغانستان
- تپشهای قلب یک دختر
- امارت طالبانی؛ مخمصه تروریسم دولتی درحلقه های اطلاعاتی
- متن کتاب ( دل سوزلری - سوز دل )
- گوهر هستی و انسان
