خود شیفته ای که در حلقه ای متشکل از یک مشت تبارگرای افراطی لجوجانه و طبق نقشه زبان میانجی، پویا و تاریخی مردم افغانستان را در سطح زبان «یک شهر و محله» نزول میدهد و آنرا «زبان دری کابلی» نام نهاده و تبلیغ میکند، در یک متن حقیر که بوی تعصب خشک قبیلوی و توهینات کوچه بازاری ای از آن بالا بود، نوشته است:
شیشۀ عمر زمین در دست حرص قدرت است
تا که در دوران ما جنگ اتم در سـرعت است
پیره بارزنگی بـه درب بانک مالی خفـته است
انحصارات درخت چـل صـدا بی بـرکت است
من طرفدار مقرری مجدد بسماالله خان نه بودم.
محمدعثمان نجیب نوشت:
کشوری به نام امروز افغانستان با موقعیت دورنمایی جغرافیایی عالی، ولی نه داشتن رهبران ماهر و وطن دوست به جای سود جستن از موقعیت طلایی چهار راه اتصالی جهانی خود همیشه پامال بوده است.
این داستان را آقای حسین فخری در پایان سال 1372 خورشیدی نگاشه و در مجموعه اش زیر نام (در انتظار ابابیل) چاپش کرده است (1 ) فضای داستان زمان جنگ های تنظیمی در کابل است شرایط قحطی و بی برقی کابل.
سخن روز
ما ـ مهم نیست که در درازای تاریخ و حتا پیش از تاریخ، با چی نام هایی خوانده می شدیم ـ در این جایگاه، باز هم که به چی نام هایی یاد می شدیم، ـ از تمدن سند و هلمند ـ با اندوه که هنوز به خاطر شکسته نشدن طلسم خط در این سامان به پیش از تاریخ تعلق دارد ـ یک مخرج مشترک را داشته ایم و آن مقاومت در برابر بیگانه گان.
مقالات دیگر...
- دختران هرات بهشت می روند به شرطی که در لب تنور هم حجاب کنند!
- حال دل
- بادهای ویرانگر و سوزانِ جنوب را فقط با مقاومت و قربانی مهار کنیم.
- گوهر اخلاص
- آقای مشعل! شما فقط وطن فروشی وجاسوسی را بلدید و بس.
- امروز با بیدل
- دختران قربانی ازدواج های سنتی در افغانستان هستند !
- تنهای تنها
- عصبیت از دید ابن خلدون
- غزل
