نظام ظـلم و سـتم پایـدار نخواهد بود
ترورووحشت تان برقرارنخواهد بود
مناز طالـب وحـشی بـه تیغ عـریانت
که تیغ تشنۀ خـون آبـدار نخواهد بود
بیست وسوم جدی، سالروز درگذشت «ضیاء قاریزاده» شاعر و آهنگساز خوش نام افغانستان است. وی در سال ۱۳۰۱خورشیدی، در شهر کابل زاده شد. پدرش قاری «دوست محمد» از فعالان نهضت فرهنگی افغانستان در دوره امانالله خان بود که با سقوط دولت امانی، در کابل به قتل رسید.
من در این نوشتهی کوتاه تنها به یک بخش از عواملی معطوف است که بنیاد داخلی دارد و بسیار ویرانکننده است.
فرزندان و بستهگان مقامات:
فرزندان مقامات هرچند در حمایت پدران یا مادران یا خویشان صاحب قدرت شان بودند، ولی هرگز اجازهی دستدرازی به امورتعیین کنندهی کشوری را نه داشتند. مثلاً آقای صمد خواهرزادهی رفیق نوراحمد نور دورهی سرباز اش را نزد من گذشتاند یاآقای محمدشفیع غرزی فرزند شادروان بارق شفیعی هم سرباز من بودند.
در فرعی ترین دره شهر(یکی ازشهرهای خراسان) یک شهرستان واقع است که در داشتن هوای سرد، فرهنگ نو ونمود تازه، نام دارد. مردمش شبیه مغول ها اند، هَیکل قوی ونازک، چشمان تَنگ تَنگ، وبینی های بُریده دارند. در مهمان داری ومهمان نوازی مَشهور اند،حتی مهمان نواز ترین های شَهر حساب می شوند.
نگاهی به گفته های آقای فاطمی به پرسش های رزاق مأمون، در برنامهی ۷۸۸ جمهوری پنجم!
کهنکاوی در تمام عرصه های زدهگی آدم ها ورود و وقوف دارد. بیشترین مباحثی که از این شیوه یا راوی دینه روزی به حالینه روز انسان ها را به سوی خود میکشاند، همان روایت های سیاسی و اقتداری در کشور هاست.
