فلسفه وجودی زمان عبارت از درهم پیچیدگی هستی است. یعنی کیفیت لامنتهی وجود٬ ذهنیت جاودانگی خلق می کند. که معرفت هستی و انرژی و یا جوهر و تاثیر پذیری جاودانگی از حال بسوی عمق کیفیت هدف میشود.
سال جاری سومین سال است، که درب مکاتب و دانشگاهها به روی خواهرانما بسته است. با گذشت روزها و ساعتها امید مردم به باز شدن درب دانشگاهها و مکاتب، قطع میشود، امیدها آهسته آهسته به ترس و نا امیدیها عوض میشوند. علاوه بر آن، زنان این سرزمین، اجازهی هیچگونه کار و فعالیت دگر را ندارند. این رهبرانِ دست نشاندهای بیگانهگان، نیمی از پیکر جامعه را که زنان هستند، بیجان کردهاند.
ثبات سیاسی از افکار درون کشوری٬ که صلح پایدار بسترهای از جامعه را٬ طی کرده باشد پدیدار می شود – مدعی شدن از بیرون به مانند این میماند: که کسی مدعی زنده کردن مرده باشد. و اینکه چگونه خودرا مسیح روح الله بر اعضاء توده اسطوره کرده باشد٬ هم قابل هضم است.
انسان که برگردان نامش از عربی به پارسی همان فراموشکار و گنهکار است، به خودی خودش یکه و تنها یکی از اعجوبههای خلقت است. خلقتی که خداباوران و خداناباوران به آن دو دیدگاه به هم ناسازگار دارند.
مقالات دیگر...
- تا زمانی که تاجیکان با خود آشتی نه کنند، هیچ اند
- قضیه حاجی
- نشست دوحه: در مبانی حقوق داخلی یا سلطه آمریکایی؟
- طالبان، حقوق زنان و نشست دوحه
- غزل
- آخرین قبر (داستان کوتاه )
- به سبب محدویت وقت مواردی که برای صنعت هوانوردی کشور در برنامه دیدگاه نتوانستم بگویم!
- روزان ابری
- پیونددیالکتیکی «خوب»و«محبوب» از دیدگاه مولانا جلاالدین محمد بلخی
- Geopolitics of Afghanistan
