اين زمان اى دوستاران كار مردم داد بود
هر كجا بينم ز فقر بينوا فرياد بود
هوا از همان سر صبح گرم بود. آفتاب، که تازه سرش را از پس کوه ها، بلند نموده بود، به شدت می تابید. داوود با شتاب گام برمی داشت و با عجله روان بود. چشمان خستهء داوود را تابش آفتاب می آزرد و دانه های ریزه ریزهء عرق ، یکی بعد دیگری بر پیشانی اش ظاهر می شدند ، بعد چند تای آن ، با هم یک جا شده، از روی پیشانی اش ، آرام آرام می لولیدند و می رفتند، زیر یخنش و همان جا گم می شدند.
· چرا میدان هوایی بامیان بین المللی نمی شود؟ حالت کنونی میدان هوایی بامیان قسمی می باشد: که تنها طیاره های کوچک در خط نشست و پرواز فعالیت کنند.
روبهروی آیینه ایستاده و به چشمان سبز و نگرانش نگاه میکند. دلتنگ است و بیشتر وقتها احساس تنهایی میکند. از بستهشدن مکتب و دانشگاه بر روی دختران نزدیک به سه سال گذشته است؛ اما برای او آب، سراب شده است.
کلی ترین تعریفی که من تا الحال از دیالکتیک داشتم این است که دیالکتیک را منطق بیان تضادها می دانند.اما سیران اندیشه های مولانا جلاالدین محمد بلخی بسی فراترازمنطق بیان تضادها،عروج وپروازی بطرف بلندی های بی انتها دارد.
مقالات دیگر...
- Geopolitics of Afghanistan
- عمليات براي ادبيات
- «انقلاب روغن» و آموزه هایی از آن
- جهان زیستی در بستر جهانی شدن جهان
- سرشک باغبان
- و بازهم طالبان به میز گفتگو دعوت شده اند
- سوژه های علمی٬ برای تولید برنامه های سیاسی در رسانه ها!
- نگاه مسلکی گذرا به حادثه سازی مرگ رئیسی و همراهانش
- ناله ی دل
- آزادی و آزادی خواهی٬ خود سعادت است یا مسبب سعادت؟
