پاسخی به آقای هیکل گرامی.
گاه ناگاه و بیگاه و پهگاه، خود تان را در یک کم چهل ها نه شمارید.
سه هفت رو گذشته، گپوگفتی داشتیم با آقای انجنیر رحمتالله خان. برابر توان خود و برای دفاع از خود در رد گناه بستن از ما به تیر کورباوری. یا همان تعصب مشهور. آن دیدگاه ها را همهگانی هم ساختیم. آقای هیکل ارجمند، اینبار باز هم، دیدگاه ما را پنبهزنی کردند. این بار مگر کمی با شتاب و بی رایشگری.

استاد واصف باختری، شاعر بزرگ افغانستان پس از مدتی بیماری در آمریکا درگذشت.او علاوه بر شعر در ترجمه و پژوهش ادبی نیز دست داشت. مجموعه شعر«دروازههای بستۀ تقویم»از معروف ترین آثار او است.
به چند رنگ و رقـم آسـمان را دیدم
نــــوای بـــرکه و آب روان را دیدم
به روی آب دمی بـود جرجر باران
هـوای سرد و شـمور وزان را دیدم
رفقای عزیز مخالف و موافق:
شما به این خود منمی ها نگاه و داوری کنید. جمعی زاغ و زغن گِرد هم آمدند. عادلانهترین نظام را فروپاشاندند. رهبری را خلع قدرت کردند که به همهی شان آغوشباز کرد و خمینیوار بی پاسی نه کرد و همه را از تهی دل بخشید. آنگاه که او را به تبعیدگاه فرستادند، برادرش را زندانی کردند، خانهواده اش را از هم پاشاندند.
