دلته ھردښمن مونږته د دوست په نوم راغلی دی
ھردوست په دوستۍ کی زمونږستردښمن ختلی دی
مونږد ھرپردي په غورو ھروخت غولیدلي یو
ھرپردي خپل ځان راته سکه ورور نومولی دی
سیدموسی عثمان هستی
همه داند که بازدست آموزحزب دموکراتیک خلق هستی
چه خوردی که نیشه گشتی ویا دیوانه و بیخود و مستی
چه فرقست بین شورای نظارو حزب دموکراتیک خلق
یکی را شیخ می پنداری ودیگری را میگویی سستی
شاعربی وزن وبی ترازو
هرکی می خواهد که حقانیت خود را ثابت کنداین یکی ازخصلت های انسانی هرفرد است وهم انسان ها درفکرهمین هستند ازهرتیرس که فیرمیکنند دیگران هم ازهمان تیرس برجانب مقابل اش فیرکندن
نویسنده های خائین وصادق فهمیده نافهم می نویسند وبه جان قلم یک دیگرمی افتند حتی تاسرحد دشمنی،
همه نوشته های یک نویسنده را میخوانند درپیش خود درتوان فهم خود قضاوت میکنند ولی قضاوت خود و دیگران راشریک نمی سازند ویا توانمندی شریک سازی دیگران راندارد
هما کسانی هستند که نوشته را میخوانند او را بی طرفانه یا مغرضاً به نقد می کشند جهت خواندن دیگران به رسانه های همگانی ارائه میکند تا دیگران هم حق نظرداشتنه باشد.
یا کسی پیدامی شود که نقد نویسنده را بازرسی کند ویا پیدانمی شود و سرنوشت نوشته کورگره می خورد وبشکل یک نظرباقی می ماند و یا بعد ازسالها نظرکسی به آن نوشته می افتد و شوق نقد به سراش می زند. نویسنده ومنتقد نوشته را نمی شناسد نوشته چندین سال و قرن ها که خوابیده را با نقد خود جان تازه می دهد که این را نه تنها نقد جزء تاریخ هم گفته می توانیم.
نقد یاحلاجی کردن!
حلاجی چه است ؟
یاجاهلی یا نشه، یادیوانه ئی یاکه مرد بی خودو مستی
در ساحــل بحــر در آب نــوشتی و در ریــگ نشستی
پای قلمت سست و به فـــکر خــود مرد چــیــره دستی
اسپ قلم به جــولان انــداخـتی و پای اش شکستی
سید موسی عثمان هستی
شاعر بی وزن و بی ترازو
چیزیکه در دیگ است ما خواسته باشیم و یا نخواسته باشیم از دیگ می برآید و اگر می دانیم که در دیک چه است، قبل ازاینکه کشیده شود جوانمردانه ، با شهامت و مردانگی بگوئیم که در دیگ چیست و نباید از مردم افغانستان پنهان کرد. من که با اقوام افغانستان تعهد کرده ام چیزی را از مردم نجیب و ستمدیده و گروگان گرفته شدۀ افغانستان پنهان نمی کنم که پنهان کردن از مردم افغانستان کار حکومت های خاین افغانستان بوده و یا وارونه نویسی حقیقت ها کار مؤرخین ابن الوقت ، بزدل و مزدور دولت های سراقتدار، فاشیست و خود فروخته بوده و می باشد که ذرۀ وجدان ندارند، زیر نام مؤخذ رذالت های خود را شکل واقعیت میدهند، اما مؤرخین باوجدان در پهلوی مؤخذ دادن بخاطر روشن شدن اذهان مردم خود تبصره های خود را درعهد دانش و معلومات، به خاطر روشن شدن واقعیت ها سطرهای گنگ درتاریخ آمده را تشریح می کنند. از این مقوله کارمی گیریم که چو گفتی دلیل اش بیاور و نمی گوئیم بنده بی دخل است.
طورمثال داکتر صاحب سیاه سنگ دوست محترم ما در قسمت کودتای ثور و کشته شدن سردار محمد داوود، خاطرات خائنین وصادقین اقوام افغانستان را که شاهد عینی و یا شنیده بودند درج یک کتاب بیطرفانه نموده. این نوع تحقیق تاریخی نسل های آینده را گیچ سیاسی می سازد که کی راست گفته و کی دروغ وهدف نویسنده از این نوع جمع آوری واقعیات تاریخی چه بوده.
به جستجوی,محک گوهر لباب کشید
گناه شیخ به پرویزن ثواب کشید
زخون نافه ی آهو به درج و جیب نسیم
برد به دکه ی عطار مشک ناب کشید
به لطف, زاغ کجا میبراید از در باغ
به پاس مرغ سحر بایدت غراب کشید
مقالات دیگر...
- حلیم تنویر تفرقه انداز مُدرن
- در ولسوالی اشرف غنی، طالبان زنان را به شلاق می بندند!
- جوانان افغانستان! علیه "پیرسالاری" و جوانمرگی؛ آگاهانه و متحدانه به پا خیزید!
- اخطار به ملا عمر
- قهرمان سازی خیالی استعمار،غیرلکۀ تاریخی چیزبیش نیست
- غزل
- جوانان افغانستان! علیه "پیرسالاری" و جوانمرگی؛ آگاهانه و متحدانه به پا خیزید!
- خطۀ خورشید
- نویسندۀ توانا، شاعرکوچه نشین خیال ها، " پرتونادری"
- ویدئیوی 192 شفیع عیار ( ریزه گل)
