با هدیه سلام ها و احترامات قلبی و وجدانی؛ این نامه را برای شما و برای تاریخ می نویسم.
ما و شما مانند آنچه به کودکان؛ در ابراز احساسات مهربانانه و تشویقی؛ اغراق و افراط می کنیم؛ به هموطنان خود علی العموم نیز چنین کرده ایم و چنین می کنیم که نتیجه آن اغفالگری است نه روشنگری.
بخش سوم
میگذریم از این که ناسیونالیسم افغان محوری تکقومی در کشور ما، نه تنها کشور که خود ناسیونالیسم افغانی شما را هم نابود کرد. چون شما در پی همگامی و همراهی با کاروان تمدنی و شهروندی و گذار به گزارههای جهانبینی نوین نه بوده اید. پیوسته فقط برتقویت اقتدارگرایی خشک و بی روح برای بقای قدرت تلاش کردید.
آنچه افغانستان را نه تنها به بن بست، بلکه به چرخهٔ مداوم فروپاشی، خشونت و بازتولید استبداد کشانده است، نه یک «حادثهٔ سیاسی»، نه صرفاً یک «شکست امنیتی»، و نه فقط پیامد مداخلهٔ خارجی است.
یکی از ریشهایترین معضلات سیاسی و اجتماعی افغانستان، حاکمیت و نفوذ تیکهداران قدرت، جنگسالاران و تجاران قومی است؛ افراد و گروههایی که در ظاهر خود را نماینده و مدافع یک قوم یا منطقه معرفی میکنند، اما در عمل به دشمنان اصلی همان قوم و مردم محل خویش بدل میشوند.
مقدمه
سرمایهداری لیبرال بهعنوان نظام مسلط اقتصادی- سیاسی جهان معاصر، مدعی آزادی فردی، بازار آزاد و حداقل مداخلهٔ دولت در امور اقتصادی و اجتماعی مردم است. این نظام، بهویژه پس از فروپاشی بلوک شرق (سیستم سوسیالیزم عینی)، خود را «تنها بدیل ممکن» معرفی کرده است.
مقالات دیگر...
- این وطن مالِ شخصی یا میراثی کسی نیست.
- لیبرال کپیټالیزم: تاریخي شالید، بنسټونه او علمي نقد
- رباعی و دوبیتی
- « افراط گرایی طالبان در افغانستان: تحلیل اصولنامه جدید، قوانین بینالمللی و اسلامی، و سکوت جامعه جهانی»
- نظریات قومگرایانه و راسیستی مردود است!
- ناسیونالیسم در افغانستان؛ چرا احساس تعلق ملی شکل نمی گیرد؟
- «سازمان ملل متحد و معمای امنیت جمعی در عصر تشدید رقابتهای جهانی: یک تحلیل پژوهشی»
- یک «چیستان» و چند قطره اشکی بر قبرستان!!!
- اصولنامۀ جزایی طالبان؛ مانیفست سرکوب، بردگی و مرگ عقلانیت حقوقی
- سوسیال دموکراسی؛ تمایز مفهومی، تجربهٔ تاریخی و امکان بومیسازی در افغانستان
