بعدِ مرگ
به هـم تنیده مگر شـادی و عـزا باشد
که خون ز کینه و لبخند از صفا باشد
زسـینه دور نما اژدهـای سـرکـش را
که دل مکان صـفـا نـه خُـم بـلا بـاشد
کارزار انتخاباتی هم مرض بسیاری ازقدرت طلبان مافیایی مجاهدین امریکایی است. بخاطر اهداف امریکایی باراول یکتن از اشخاص بانفوذ به اصطلاح جهاد ومقاومت به اسم احمدشاه مسعود قهرمان ملی جام انتحاری نوشیده تا مارشال مارشال شده و صاحب جاه وجلال ومال ومنال شود وتمامی ارزش های جهاد به کفر یعنی دیموکراسی درمقابل چند روز قدرت ومال بفروش برسد وعده ای هم ازاحساسات مردم استفاده کرده خود را رهبر وپیشوا بسازد. بازی درینجا ختم نشده وهمین بازی با قوماندان عبدالحق بخاطر اینکه حاجی قدیر به قدرت مشرقی برسد وهزاران قوماندان دیگرطی توطیه ای انتحاری شدند. به سلسله ای قتل های زنجیره ای هدفمند این گرگان بهم رحم نکردند. مصطفی کاظمی وامثالهم حتی استاد ربانی رهبر جمعیت اسلامی نیز با همین گونه توطیه ها راهی دیارحسابدهی شد .
تاریخ انتشار: 13.03.2014
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در روز جهانی زن ، هشتم مارس 2014 آکسیونی اعتراضی توسط عده ای از زنان شکل گرفت که شیوه معترضانه عریان شدن را تکرارکرد . این فقط یک شیوه اعتراضی است که ازنظرمن بار طبقاتی و سندیکایی وکارگری و پیشتازی و سمبل شدن و باقی معانی را ندارد . آدمها حق دارند که از این شیوه خوششان بیاید وموافق باشند و یا برعکس.... این شیوه اعتراضی با توجه به بافت فرهنگی عجیب جهان موسوم به سوم از نظر من مثبت است . مجموعا هرحرکتی که آتش بزند به ذهنهای فسیل حوزه علمیه و مرتجعین را بلرزاند ، مثبت است ! بنابراین داشتم فکرمیکردم که اگرمن زن بودم چه میکردم ؟
رسول پویان
به هـم تنیده مگر شـادی و عـزا باشد
که خون ز کینه و لبخند از صفا باشد
زسـینه دور نما اژدهـای سـرکـش را
که دل مکان صـفـا نـه خُـم بـلا بـاشد
پوهندوی شیما غفوری 10.03.14
آقای روشنیالی در مقالۀ که تحت عنوان «چند نکته در مورد (کمپاین تفکر، تحریر و عمل)» که در ویبسایت وزین آسمایی به نشر رسیده است، چنین مینویسند:
«در سايت وزين آسمایی مطلبی زير عنوان “ کمپاين تفکر، تحرير و عمل” را مطالعه کردم. اين يک ابتکار خوب و قابل پشتیبانی می باشد و من از آن پشتبانی ميکنم. اما در ارتباط با اين کمپاين می خواهم نظريات خويش را نيز ارايه کنم.
اول ـ در اولين جمله ی“ کمپاين تفکر، تحرير و عمل” گفته ميشود: “ مشکلات زنده گی زنان افغانستان یکی از معضلات بنیادی جامعه ی ما را تشکیل میدهد” این يک واقعيت انکار ناپذير است. اما واقعيت درجه اول نيست. واقعيت تعين کننده هم نيست. مشکل اصلي زنان در افغانستان اينست که آنها تا هنوز مقام انسانی خويش را به دست نیاورده اند. زماني که در يک جامعه زن مقام انساني و حقوق انسانی نداشته باشد، مشکلات زنده گی اش چه گونه حل خواهد شد؟»
