در این تیره فضای دلگیر نه تنها اژدهای جنگ و خشونت احساس، عاطفه، محبت و عشق را دم میکشد، بلکه صداقت، پاکی، خلوص و آن کشش های بسیار ظریف و اسرارآمیز عشق و محبت که درفطرت و نهاد انسانی نهفته است و فقط در آیینۀ قلب پاکان و نیکان فرصت تجلی می یابد، نیز به طور ناخودآگاه و عمدی مورد تاخت و تاز قرار می گیرند. اگر عشق و محبت را از قلب بشریت بگیرید چیزی باقی نمی ماند جز ماشین ویرانگر جنگ، کشتار، خشونت و ستمگری. به قول پیر میکدۀ عشق حافظ:
در ازل پرتـو حـسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
جلوۀ کرد رخت دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد ازین غیرت و بر آدم زد
عشق را نازم که بر ما تحفه ها می آورد
اعتماد و اعتقاد، باور به ما می آورد
قلب پاک و روحِ آزاد و وفا و باهمی
بس فداکاری، گذشت بی ریا می آورد
زندگی از ترس عالَم، با فریب و مکر وحیل
رشته و پیوند کاذ ب درز ها می آورد
نیټه: ۲۸/ ۲/ ۲۰۱۴زکال
د کمپاین کاري ډله
ګرانو هیوادوالو!
د افغانستان د ښځو ستونزې زموږ د ټولنې بنسټیزې ستونزې دي. د دي مسئلې حل پرله پسې، ټولیز، صادقانه، نوښتګر کار ته چې زموږ د ټولنې د ودې او پرمختګ سره همږغی وی، اړتیا لري. په دغه له ستونزو ډکه او کنډو کپره لارکې د د لویو بریالیتوبونو د ترلاسه کولو په خاطریو شمیر افغاني ښځو، ټولنیزو او سیاسي سازمانونو، رسنیو، مختلفو سیاسي او فرهنګي شخصیتونو او د افغانستان نورو خلکو یو وړوکی ګام اوچت کړی او د« تفکر، لیکنې او عمل کمپاین» په نوم یي نومولی دي. هیله لرو چې د هیواد هر وګړی دغه کمپاین د ځان وګڼي، د پرمختګ او د کمپاین د موخو د پلي کولو له پاره ایماني او وجداني هڅې او هاند وکړي.
د کمپاین نوم:« د تفکر، لیکنې او عمل کمپاین»
این شعر هرچند در سالهای نبرد میهنی سروده شده است؛ اما تاهنوز که هنوز در سرزمین جنگزده و بحران کشیدۀ ما قابل خوانش است.
چه باید کرد؟
امید زندگی در پنجه های شب،
به عشق صبح نورانی،
چنین افسرده می میرد،
پیام عشق و آزادی،
نگاهی به دور دست ها
زن و مرد از آن گاهی که از انسان خرد ورز یا هموساپین Homosapien از نیمه انسانان، در زمانه های پیش از هم جدا شدند و روی دو پای ها شان ایستاده و بعد به راه افتادند، برای ادامهٔ زنده گی در یک محیط خشن به نبرد در کنار هم، دست زدند.
در این گاه، صد ها هزار سال پیش، در خط نگاهی به این امر که زن خالق موجود دیگری به نام کودک است، جایگاه ویژه یی داشت.
در آن گاه، انسان زن و مرد که جریان تکامل تدریجی، اولین تقسیم کار را از دید جنسیتی، به میان آورده بود، از هم جدا و با هم می زیستند. هنوز بر این خط، مساله جدایی بیولوجی، چیره بود، اما، زن بنابر این که به صورت مشهود، موجود دیگری را به میان می آورد، ـ هنوز تصور این که کودک از همخوابگی مرد و زن به میان می آید ـ در ذهن ابتدایی آنان راه نیافته بود، از جایگاه ویژه یی در همبود اولی برخوردار بود.
این امر تا همین آخر ها، در همبود های ابتدایی جریان داشت. آن گاهی که اروپاییان وارد، قارهٔ افریقا شدند، از زنان پرسیدند که چی گونه باردار می شوند؟ این پاسخ را شنیدند : در تماس با ماهیی.
