به نقل از خبر نامه صدای آمریکا..
وندی شرمن، معاون وزارت امور خارجه امریکا در امور سیاسی روز پنجشنبه در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا درباره رفع تحریم ها از ایران، گفت: ما روشن ساخته ایم که فقط گام های مشخص و قابل تایید راه را برای رفع تحریم ها هموار خواهد کرد.»
وی افزود: «بگذارید به شما اطمینان بدهم که ما - در حال مذاکره برای یافتن راه حل - به اعمال تحریم های موجود ادامه می دهیم...»بنا به گزارش رویتر، خانم شرمن در عین حال به قانونگذاران آمریکایی گفت اگر سنا از اعمال تحریم های جدید - تا قبل از برگزاری نشست ۱۵و ۱۶اکتبر در ژنو - دست نگاه دارد، کمکی به پیشبرد مذاکرات خواهد بود.
شرمن در حالی که تاکید کرد دولت اوباما کاملاً متعهد به اجرای تحریم هایی است که بر ایران اعمال شده، گفت تعطیلی دولت از توانایی آن کاسته است.
خانم شرمن سرپرستی گروه مذاکره کننده آمریکا در مذاکرات غرب با نمایندگان ایران را برعهده دارد. این مذاکرات روزهای پانزدهم و شانزدهم اکتبر در ژنو برگزار می شود.
در همین حال، یک سناتور متنفذ آمریکا می گوید برخی ازقانون گذاران درصدد هستند تحریم های جدیدی بر ایران وضع کنند.
محمدعالم افتخار
پیشاپیش وظیفه وجدانی خود میدانم که مراتب احترامات خود را خدمت آن هموطنان مؤمن و مسلمانان باورمند به حج و عازم ادای این مناسک سنتی چندین قرنه؛ ابراز بدارم. من یقین دارم آنانکه با خلوص نیت و ایمان و ارادت؛ قصد عبادت و ریاضت دارند؛ اجر روحی و روانی عمل خویش را نصیب میگردند.
ولی به خصوص در روزگار آفتابی شده کنونی؛ داشتن این چنین احترام به تصورات و باور های ایمانی مردمان ساده و پاکنهاد؛ نباید ما را از جستجو و کشف حقیقت در باره میراث های ایمانی و کان و کیف آنها باز دارد. بخصوص که همه روزه با خون و گوشت و پوست خود و فرزندان و عزیزان خویش لمس و درک میکنیم که دین و آئین؛ بسیار بیرحمانه و وحشیانه ملعبه دست وحشی ترین و جنایتکار ترین گروه ها و حلقات و افراد دور و نزدیک گردیده است و به نام اسلام و الله اکبر و جهاد و تکفیر و تفسیق ... حتی خود انسانیت؛ در معرض مخاطرات هولناکی قرار گرفته است.
قرار معلوم درین راستا؛ بیشتر هم دالر های باد آورده عواید حج و نفت سعودی( که طبق قرآن؛ مال مشترک تمامی مسلمانان بدون حد و مرز است) صرف میگردد.
بدین جهت؛ با عرض معذرت مجدد خدمت حجاج گرامی و دوستان و خانواده هایشان؛ در راستای فریضه روشنگرانه و حقیقت یابی خود؛ اجازه میخواهم تا بررسی و انالیزی پیرامون بنیاد های استنادی، تاریخی، معنایی و منطقی موضوعاتی که دوست عزیزی مطرح کرده اند؛ به عمل آورده خدمت ایشان و دوستداران کاوش های ژرف؛ تقدیم بدارم.
ضمنا برای این دوست گرانمایه که لطف نموده ابراز آماده گی برای مساعدت مالی به کار روشنگرانه این بنده عاجز نموده اند؛ با کمال تأسف عرض میکنم که هنوز در شرایطی نیستم تا حساب بانکی داشته باشم. صرف مساعدت عزیزان میتواند از طریق ویستر یونین به من برسد. چنانکه همین هفته گذشته جناب عزیز جرئت گرداننده بزرگوار سایت محبوب آریایی تازه ترین کمک شان به اندازه دوصد دالر امریکایی را از همین طریق برایم ارسال داشتند. و ممنون از بزرگواری مزید شان که فرموده اند سعی خواهند کرد تا این سلسله مساعدت ها را از جانب خویش؛ شکل منظم دوامدار بدهند. یقیناً این مورد مایه الهام در سطح بزرگ خواهد شد. برویم سر اصل مطلب:
به قلم الهه افتخار
آموزش و پرورش یک مفهوم حیاتی و بیشتر اکتسابی برای انسانها میباشد. از لحاظ زیست شناسی ؛ افزایش ظرفیت مغز بشر و پیشرفت های ناشی از آن از روزگارانی دور بوقوع پیوسته است ، و این ترفیع نخست در جنین روی داده که مربوط به 500000 سال پیش است. از همین زمان به بعد تا کنون فهم و ذکاوت طبیعی بشر افزایش یافته رفته است.
بنابرین اصولا انسان موجودی خلاق است ، ولی مهارت های انسان ها نسل پی نسل متراکم میشود و نسل های آینده ؛ تجربه های نسل های پیش از خود را به میراث می برند . ولی این تجربه ها به طریق ژنتیکی انتقال نمیکند بلکه آموخته میشود؛ این عملیه و روند را اکتسابی میگویند که از طریق تعلیم دادن دانستنیها و آداب و سنن کهن به کودکان و جوانان و تربیت آنها برای کار بست مهارت ها و رفتار های تجربه شده توسط نیاکان میسر میشود.
در همین حال مسیر و مجرای زندگی بشریت در گذشته ها برای ادامه حیات احتیاج به خشونت و ظلم و زور داشته است و مردمان بیشترین ساعات خویش را درجنگ سپری میکرده اند یعنی وحشیت بر آدمگری غلبه داشته است.
این حالت انتقال بسا مهارت ها و شگوفایی بسا استعداد های اولاده بشری را دچار ضعف و توقف میکرده است. چنانکه فرهنگ و دانش و هنری که در یونان باستان در یکهزار سال پیش از میلاد مسیح فراهم شده و به قله های بلند رسیده بود؛ به حدود یک هزار سال در دوران تاریکی و توحش قرون وسطی ؛ به فراموشی سپرده شد تا در دوره رنسانس به همت مردان و زنان بزرگ و اندیشمند و جستجو گر؛ دو باره احیا گردید و نسل های بعد از ثمرات آنها توسط آموزش بهره یافته رفتند و بالاثر تمدن صنعتی و علمی دنیای نوین را به وجود آوردند.
این سپده دم حیات دوباره در فرهنگ بشریت ؛ همانا مهارت های هوش آدمی را ترقی بخشید . دانش و فرزانگی انسانها اطمینان بخش و کار ساز شد و روال سرگشتگی قرون وسطایی که یک دایره خبیثه غیرانسانی و بدویت را ایجاد کرده بود به سوی تحرک و پویایی فکری و عملی تغییر نموده بزرگترین جهش هارا ممکن ساخت و خاصتاً اروپا را با رعایت تناسبات اوضاع و احوال هر منطقه به ترقیات نسبتاً برابری سوق داد .
په ټول وطن کی اوس بیا نوئ غالمغال جوړشوئ
د زور واکانو ترمنځ بیا، په واک جنجال جوړشوئ
اوس ھر زور واک ته، د ارګ واک خپل استحقاق ښکاریږي
د دی حق خیال یی اوس د ژوند عادي مورال جوړشوئ
بیا د ملت په سرنوشت لوبی راوانی ښکاري
ولس ته بیا له تشویش ډک یو چاپیریال جوړشوئ
محمد عالم افتخار
چرا اندیشه های حزب دموکراتیک خلق؛ نیازمند نقد است؟(بخش 2)
درین بخش میخوانید:
ـ روح و روان هم از هوا و آب و نان آغاز میشود!
ـ کلچر قبیلوی؛ مانع رشد مدنی و پخته گی حزبی و سازمانی است!
ـ «سنگر جهل» بریتانیا در امتداد سرحدات جنوبی و شرقی؛ منبع خطر دایم برای ماست!
ـ تئوری طبقات و مبارزه طبقاتی؛ درست ترین تئوری است ولی آسانترین نیست!
ـ ملاحظاتی پیرامون همزیستی مسالمت آمیز دولت ها، دیتانت و صلح جهانی، اتوم، بمب اتومی و جهان اتومی شده.
به جای مقدمه:
«جنرالایز» کردن جرم و خطا و عزم و اراده و خصلت و عادت...؛ شایعترین بیماری روانی مردمان عقبمانده و رشد نیافته است. این بیماری؛ از آنجا که در کتاب های مقدس منجمله کتب مقدس ادیان ابراهیمی؛ حتی به مثابه بدیهیات عقلی و اخلاقی منعکس گردیده است؛ میتواند ناشی از اوضاع سخت قبایل دایماً در حال جنگ طئ چندین هزار سال پیش بوده باشد.
با اینکه اصول حقوقی و منطقی و اخلاقی مدرن؛ به درجه اول «جنرالایز» کردن یعنی توسعه دادن مسئولیت خطا و اشتباه و جرم و برعکس حق و فضیلت و افتخار را از فرد به جمع و از شخص معین و معلوم به خانواده و قوم و قبیله و ملت و نژاد و سازمان وغیره مردود میداند و محکوم میکند؛ معهذا نه تنها عقبمانده های ذهنی و عقلی بلکه وسایل غول آسای تبلیغاتی و اطلاعاتی پیشرفته ترین و دموکراتیک ترین کشور های سرمایه داری؛ تقریباً همیشه به این ترفند عصر توحش و بربریت متوسل می شوند.
بدین حساب افراد و شخصیت ها خصوصاً در «دار الحرب» جهادی های صلیبی و امپریالیستی فقط به حساب قبیله و خانواده و حزب و تنظیم شان؛ خوب یا بد اند و شعار قدیمی اموی و یزیدی «از هر طرف که کشته شود؛ خیر اسلام است» یکی از موارد خیلی برجسته آن است.
