محمد عالم افتخار
دستیابی تیم ملی فوتبال افغانستان به مقام قهرمانی جنوب آسیا مبارک باد!
جوانان برومند افغانستان؛
هموطنان نجیب زجر دیده!
صعود جوانان ورزشکار تیم ملی فوتبال افغانستان به مقام قهرمانی مسابقات فوتبال جنوب آسیا را به فرد فرد شما و کافه هموطنان مقیم و مهاجر در سراسر جهان؛ از صمیم قلب و ژرفای وجدان ملی و بشری خود؛ تبریک و تهنیت میگویم.
مبارک باد آن جامه؛ که اندر رزم پوشندش گوارا باد آن باده؛ که اندر فتح نوشندش
شمارا جامه و باده؛ گوارا و مبارک باد!
دست یابی تیم ملی فوتبال افغانستان به مقام قهرمانی مسابقات فوتبال جنوب آسیا؛ حقیقتاً یک حماسهء بزرگ صلح آمیز ملی مردم افغانستان بوده و در لحظات کنونی تاریخی که کشور در هم کوبیده و مردم خسته و بی رمق مان از آن میگذرند؛ حکم یک روح تازه، یک موج امید و یک وثیقه اعتماد به نفس کارساز را دارا میباشد!
اهمیت و اثر گذاری این پیروزی در آن است که به هیچ وجه؛ صرفاً یک بُرد مسابقه ای و ورزشی نبوده بلکه دارای تبعات عدیده روانی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی میباشد.
حصول این پیروزی؛ یک طرف معادله؛ و تبارز ادراک و احساس و شعور جهانبینانه و جهانشناسانه احاد مختلف مردم شهری و روستایی افغانستان در استقبال شادمانه و شورانگیز بی پیشینه از آن؛ طرف دیگر معادله میباشد.
معروف است که پادشاه اسپانیا هنگام کسب قهرمانی مسابقات جام جهانی فوتبال توسط تیم ملی اسپانیا گفته بود:
رویا
به افکارم چنان در پیچ و تاب ام
که گهه موجی عظیم و گهه حُباب ام
فــــریبم میــدهد آینده هــایم
من و رویای شبهایم و خواب ام
دوبیتی
نوای روســـتای ما دوبیتی
هر آنچه هست برای ما دوبیتی
میان کوچه باغ و دشت و صحرا
بُود هر جا صدای ما دوبیتی
افغان موج پیروزی ملی پوشان افغانستان در مسابقات نهایی فتبال جنوب آسیا را به کافه ملت نجیب افغان تبریک میگوید. این قهرمانان ما نشان دادند که مردم شجاع ما توان هر نوع مبارزه را به خاطر صلح، آرامش و استعداد هر نوع کامیابی را برای بدست آوردن پیروزی از آن خود میسازند.
تیم افغان موج
رسول پويان
قراردادهای عرفی و حقوق تعاملی ريشه در ژرفای فرهنگ و مدنيت تاريخی اين سرزمين کهن داشته و با شخصيت تاريخی، فرهنگی، تمدنی و اعتقادی باشندگان آن جوش خورده است. ريشههای اين درخت گشنبيخ از مدنيتهای غنامند باستان و تمدن مختلط اسلامی در قلمرو خراسان قديم سيراب شده و هماره برگ و بار داده است. قراردادهای متذکره به شکل شفاهی و سينه به سينه از نسلی و به نسل ديگر انتقال يافته و چونان رودخانة پرآب هميشه جريان داشته است. در اين جريان پردرازنای تاريخی در اثر تهاجمات و فروپاشی مدنيتهای پرمايه اختلاطها، تضادها، ناسازگاریها و تقابلاتی در بين قراردادهای عرفی کهن و جديد به وجود آمده است و حاکميت استبدادی قوانين وضعی و ايدهئولوژيکی جهات مسلط حاکم، مردم را در زير فشار گرفته است که ما نمونههای آن را در قلمرو خراسان بزرگ و افغانستان کنونی به خوبی ديده میتوانيم.
در سدههای نخستين انتشار اسلام در خراسان زمين ما تقابل شديد قراردادهای عرفی و حقوق تعاملی خراسانيان متمدن را با قراردادها و فرهنگ قبايلی و محدود عرب مشاهده میکنيم که منجر به نوعی استبداد ناسيوناليستی و ايدهئولوژيکی شده بود. اين کشاکشها در بين دو نوع فرهنگ در بستر تمدن مختلط اسلامی در عهد عباسيان خاصه مأمون تا حدودی کاهش پيداکرد؛ زيرا بيشترينة عناصر اين مدنيت مختلط اسلامی از مدنيت کهن خراسانيان (که در روزگار باستان با مدنيت يونان، روم، چين و هند ارتباطات متقابل داشت)، به ديار عرب برده شده بود. مردم خراسان بزرگ در عهد دولتهای مستقل خراسانی با پذيرش عقيدة توحيدی اسلامیـ قراردادها عرفی، باورهای اجتماعی و ارزشهای اصيل فرهنگی و تمدنی خود را حفظ و تکرار میکردند. چنانکه تاهنوز اين اختلاط باقی مانده است.
در پروسة زمان قراردادهای عرفی کهن که با عناصری از فرهنگ بدوی عرب و عقايد اسلامی اختلاط يافته بود، با سيطرة ترکان خراسانی و تهاجم مغلان زيرفرمان چنگيزخان اختلاط بيشتری پذيرفت. سپس در سدههای اخير با قراردادهای قبايلی و بدوی طوايف پشتون آميزش يافت. خراسان بزرگ در واقع محل تلاقی فرهنگها و مدنيتهای بزرگ و تهاجم قبايل در طول تاريخ بوده است و قراردادهای عرفی و حقوق تعاملی مردم اين مرز و بوم از آميزش و بهمجوشیهای فرهنگی و تمدنی هماره هم مايه گرفته و هم تخريب شده است و همچنان بسی متنوع و گسترده گرديده است.


وژمه خلیل امان معاشر
(وطن ما در اتش بیداد فریاد می زند وضع رقت بار زنان دل سنگ را آب می کند.وقتیکه انسان با چهره های رنگ پریده، بینی بریده، گوش قطعه شده،ناخون کشیده نگاه می کند ننگ بشریت است ننگ بشریت است، اربابان حاکم به قدرت خواب اند و خواب اند)
بانو وژمه "خلیل"! در گستره ادبیات سیاسی یکی از بهترین قلمزنان جوان در جامعه ماست . کسانیکه کتابهای وی را خوانده خامه توانای او را درزمینه های جامعه شناسی و مردم شناسی ستوده اند. به مثابه یک جوان متعهد و دلسوز دربرابر قضایای اجتماعی در ساحه بین المللی ، کتابهایش را نویشته است.
وی در گستره ی کشور های جهان: هندوستان،عراق،پاکستان،ایران،انگلستان و جرمنی همراه فامیل زندگی بسر برده است و در سال 1995 در امریکا مهاجر و مسکن گزین شده است. سفرهای گوناگون اسباب بیداری و درک عمیقش را نسبت به مسایل اجتماعی فراهم کرده با استعداد خلاقه و بیدار دلش همراه با قلم و قدم در میدان ژرف اندیشی قدم گذاشته است.این خانم دختر اولین دانشمند افغانی است که کتاب بیشماری را بزبان انگلیسی تالیف نموده و بدسترس گزیده ترین خواننده قرار داده که وسیله ی شهرتش را فراهم ساخته است.این کتاب ها در سایت خواندنی (ابوت داد کام )بنشر رسیده است.
