به قلم الهه افتخار
بازهم با یک دنیا احساسات درون کوبنده مینویسم . دراین مدت مثل گذشته میان افراد و جمعیت های زیاد بودم و خلاف همیشه ذهنم در جستجوی یک امتیاز، تفاوت وعلامت فارقه در آدم های دور و بر و خودم بود و در پی انسانی با فرق کلی از دیگر زنده جان ها بودم ؛ فرقی همراه با آزادی . آزادی که در بند زندان فرهنگ ، زندان جامعه ، زندان تاریخ ، زندان خانواده و زندان کودکی که از همه مهم است ؛ نباشد .
در دنیای امروزه تکنیک هایی وجود دارد که میتوان کلید درون این همه زندان ها را بیابیم . در مسیر تاریخ؛ انسان تنها موجود تکامل یافته هوشمند، آرمانگرا، و مرکز توجه همه انواع اندیشه پردازی بوده است . من بر اساس دیده ها و دریافته ها و مطالعاتم میخواهم بحثم را با این سوال ها آغازکنم:
انسان چیست؟
در رابطه به انسان؛ آزادی چیست ؟
مسئاله و مرحله کمال یا تکمیل انسانی چیست ؟
کدام مفهوم انسان را مقدس تر از مقدسات میسازد؟
انسان حالیه از نگاه بیولوژیکی، مورفولوژیکی و سایکولوژیک موجود متفاوت از همه جانداران دیگر و تا سرحد خیال و جنون تنوع پسند است. مگر در طول زمان؛ وقت های درازی بوده که انسان زندگی گیاهی داشته؛ که بیشترین ساعات خود را در خوردن علف صرف میکرده است.
با تکامل تدریجی انسان گیاه خور؛ گوشت خور گردیده . و اینجا انسانها فرصت این را دریافته اند تا امورات دیگر خود را با فراغت بیشتر انجام دهند . به حساب تاریخ و باستانشناسی میتوان گفت که مرحله تکاملی انسان ها کار هزارها و شاید میلیون ها ساله است.
داقصورځماديار،که مې دځان دی
چې مې يارنن دپردوپه لارروان دی
له پرديوبه په کومه خوله ګيله کړم
چې مې خپل وروردپرديوهمپيمان دی
دباباپه ټول جايداد،دده دعواده
خوله اصل ونسب،ټولونه پښيمان دی
چندی قبل کتاب جنگهای کابل اثر برازنده ای سید عبدالقدوس سید را یکی از دوستان ام جهت مطالعه برایم داد. اعتراف میکنم که خواندن آن نسبت ذیقی وقت و تکلیف های که داشتم چند هفته ای را در بر گرفت.
وقتی این کتاب را میخواندم بیست و چند سال به عقب میرفتم. صحنه های دلهره آور جنگهای کابل مثل پرده ای سینما پیش رویم ظاهر میشد. شاید اثری با این همه تکرار حقایق کمتر در افغانستان به نشر برسد.
اعتراف میکنم که در زندگی ام بار نخستین بود که با نویسنده ای این اثر آشنا شدم.
دراین سلسله میخواهم بگویم که اگر تاریخ جنگ های کابل پس از سقوط داکتر نجیب الله نوشته شود هزاران تراژیدی ، هزاران تجاوز ، میخ کوبیدن ها به جمجمۀ انسان، رقص مرده ها ، تجاوز به ناموس مردم بیدفاع افغانستان و حرکات ضد شریعت اسلامی را میتوان نوشت که هزاران کتاب هزار صفحه ای خواهد شد.
همانطور که گفته بودم من نه با سید عبدالقدوس سید آشنایی دارم و نه در عمرم از طریق اخبار و رسانه های افغانستان با چنین نامی برخورده بودم. بنا بر آن طبق معمول به جستجوگر گوگل مراجعه کردم. در چندین صفحه بعد از جستجو فرهیختگان زیادی را یافتم که در باره این اثر سید عبدالقدوس قضاوت کرده بودند.
تقریبا همه این نوشته ها را مرور کردم ولی آنچه باید در باره جنگ های کابل ( 1375 ـ 1371 خورشیدی)
کتاب اقتصاد عمومی هرات تأليف رسول پویان در 10 فصل و 346 صفحه در آخرین روزهای بهار 1392خورشیدی در افغانستان، ولایتهرات، چاپخانۀ توانا به زیور چاپ آراسته شده است. در متن کتاب احصائيه و آمار زيادی وجود دارد؛ بیش از 35 جدول احصائيوی در متن کتاب آمده است.
این کتاب به مثابۀ گنجينۀ معلومات، اسناد، مدارک، آمار، احصائيه، تصاویر، جدولها، تحلیلهای علمی و اقتصادی، طيف وسيعی از استادان و محصلان، معلمان و متعلمان، کارمندان مؤسسات و ادارههای مربوطۀ داخلی و خارجی، پژوهشگران و نويسندگان و ديگر علاقهمندان را به کار آید. مشتاقان میتوانند کتاب را از کتابفروشیهای شهرهرات به دست آورند.
رسول پویان
تطبیق پروژۀ سرمایهگذاری هنگفت سران کشور چين در گوادر بندر واقع در صوبۀ بلوچستان پاکستان پیشدرآمد فاصلهگیری حکام پاکستان از استراتيژی کهنه و سنتی دوران جهان دو قطبی درعهد جنرال ضیاءالحق خواهد بود. سران پاکستان چند دهه است که از این استراتیژی سنتی (که جنگ و بحران فراگیر در افغانستان را دامن میزند)، به عنوان گاوشیری استفاده کرده اند و کمکهای وافر نظامی و اقتصادی سران غرب (خاصه ایالاتمتحدۀ امریکا) و کشورهای عربی (بویژه عربستان سعودی) را به کشور خود سرازیر ساخته اند. آرایش جدید منطقوی و جهانی و تقابل قطبین تازه به میدان آمده بر سر منابع انرژی و تقسيم دوبارۀ منطقه و جهان در آینده، امکان ادامۀ کمکهای دوران جنگ سرد را به پاکستان بسیار ضعيف کرده و احتمال کاهش شدید و ختم آن، دور از انتظار نمیباشد. طرح جلب سرمایهگذاریهای جدید توسط سران پاکستان مبین این واقعیت است.
کشور پاکستان در حقيقت زادۀ دوران جهان دوقطبی و جنگ سرد میباشد. پس از جنگ دوم جهانی و شکلگیری بلاک شرق و غرب در هيئت پیمان ناتو و وارسا ضرورت وجودی پاکستان با اردوی بزرگ، استخبارات قوی و ارتباطات تنگاتنگ با جهان غرب و دول محافظهکار عرب به میان آمد. از آن زمان به بعد این کشور به پایگاه استراتیژیک پیمان ناتو و تربیۀ افراطیون ضد دیموکراتیک و ضد آزادیهای مدنی، سیاسی و اجتماعی تبدیل شد که ما اوج آن را پس از تجاوز ارتش شوروی سابق به افغانستان در زمان جنرال ضیاءالحق دیده میتوانیم. سران نظامی و استخباراتی پاکستان طی چند دهۀ اخیر توانستند از این موقعیت سودهای کلان و کمکهای زیادی به دست آورند؛ اما با فروپاشی جهان دوقطبی و خاتمۀ جنگ سرد از یک جانب و آرایش جدید قطبین در منطقه و جهان از جانب دیگر این مرحله دارد به پایان خود میرسد و سران پاکستان در جستجوی منابع مالی جدید میباشند.

