آه را گفتم که فریادی به رنگ ساز شو
عقده را گفتم که همت کن! روزی باز شو
آه گفتا: بهر تقریرم فنونی لازم است
عقده گفتا: سر رشته در میان از من گم است
در روان دردمندان عـقده وآه خـفته اند
لیک با تار جبار بی زبانی بسته اند
محمد عالم افتخار
قرار بود؛ در پرتو آگاهی نوین تاریخی؛ از دورانهای سه گانه توحش، بربریت و تمدن بشر صحبت ها داشته باشیم ولی به دلایلی؛ ضرور تشخیص داده شد تا مقدماتی هنوز ذو جوانب تر در زمینه خودِ "آگاهی" و "آگاهی تاریخی"؛ ارائه گردد تا رساله مربوط؛ اثری هرچه ثمربخش تر گردد. اینک سلسله مقالات مبتنی بر دانش های معاصر درین گستره؛ به آرزوی توجه و مباحثه و نقد و بررسی جدی فرزانگان.
"آگاهی تاریخی" چنانکه در مفهوم معاصر مطرح میباشد؛ واقعیتی چنان ظریف و سیال و گوهرین است که تنها میتواند به جهات زیادی با خودِ "خود آگاهی انسان" مقایسه گردد.
درینجا میخوانید:
*ـ حمایت از دانشجو و دانشمند؛ پر ارزش ترین و نجات بخشا ترین کاریست که میتوانیم و باید انجام دهیم!
*ـ فیزیولوژی مغز و تاریخچه تکوین شناخت بشری از آن:
*ـ نوری که از قطران و زغال و خاکستر افغانستان بیرون جهید!
*ـ «افزوده تکاملی» بشر چیست و در کجای او قرار دارد؟
*ـ چرا «گوهر اصیل آدمی» بر تارک پیشرفته ترین دانش ها میدرخشد؟
با گريه مي نشينم در گوشه ي بخاري
فهميده ام كه ديگر حسي به من نداري..
خورشيد گريه مي كرد در بند چشم هايت!
وقتي دوباره فهميد ... در فكرِ انتحاري
اينروز ها خداهم از حد گذشته صبر اش!
گيتار مي نوازد با شور و بي قراري ...
محمد عالم افتخار
(تبصره سیاسی)
قبل از همه؛ نسبت فاجعه آفرینی بیسابقهِ لشکر نیابتی پاکستان (تروریستان طالبانی) در رستورانتی کاملاً ملکی و غیر نظامی در منطقه وزیر اکبر خان شهر کابل که منجر به کشتار حداقل 21 تن از هموطنان بی سلاح و مهمانان صلجو و مددگار افغانستان منجمله ماموران ملل متحد گردید؛ مراتب خشم و نفرت و لعنت به عاملان فاجعه و تسهیل کنندگان زمینه ها برای آنها از درون حکومت فاسد و تروریست نواز حامد کرزی؛ ابراز می دارم.
سزاوار دقت است که نوکران نظامیان پاکستانی؛ مسئولیت این ننگین ترین، ضد افغانی ترین و ضد انسانی ترین جنایت را عام و تام بر عهده گرفته و آنرا به حیث عمل انتقامی در برابر عملیات نیروهای وطنی و خارجی در دره سیاه گرد پروان خواندند.
قرار خبر ها؛ در عملیات برای پاکسازی منطقه سیاه گرد و تأمیت امنیت آن برای انتخابات ریاست جمهوری و شورا های ولایتی؛ ضرورت به حمایه قوای هوایی پیش آمده و در نتیجهِ سرکوبی تروریست ها(به شمول ملاعبدالرحمن قوماندان مشهور طالبان و آزادشده از زندان بگرام،قاری عتیق الله ـ ولسوال نام نهاد طالبان در ولسوالی سیاه گرد)؛ سه چهار فرد ملکی نیز آسیب دیده و شهید گردیدند که مسلماً اسفبار است ولی مانند صد ها مورد دیگر؛ مسئول خون و فلاکت آنها؛ فتنه انگیزان طالبی و باداران پاکستانی و عربی و حامیان دولتی شان میباشند و بس.
رسول پویان
تا که دل در خـم زلف تـو پریشانم کرد
مـرغ آواره شـدم بیسـر و سامانم کرد
گرچه از سوز فراغ تو بود دیده پرآب
دل بـریان شـده آتـش بـه گریبانـم کرد
گفته بودم که دیگرشیشۀ کس رامشکن
جـبر ایـام کنون سـنگ بـه دامانم کرد
درسکوت شب دلگیر اگرعمر گذشت
صبحدم آمد و خورشـید درخشانم کرد
مقالات دیگر...
- مژده، مژده، مژده؛ افغانستان وارد ژرفنای علم عصر گردید!
- به جواب:(آیا با کله خام می توان سیاست پخته نمود؟) با تبصرۀ افغان موج
- محنت آباد
- دوبیتی های سرگردان
- غنی احمد زی را؛ کی ها و چرا "دومین مرد متفکر دنیا" ساختند؟!
- افغانستان وارد ژرفنای علم عصر گردید!
- نامه سرگشاده برای حکمتیار
- آی همجنسان و همزنجیران من!
- د هیواد پلورلو دریم پړاو؟
- حدیث جوانه
