نور محمد غفوری
کابل – افغانستات، 3 می سال 2013 میلادی
در کشور محبوب ما افغانستان، که شرایط نسبی برای تبلیغ و توضیح اساسات نظام دموکراتیک مساعد گردیده است، نیروهای طرفدار دموکراسی و پلورالیسم سیاسی هرکدام از امکانات دست داشتۀ خویش استفادۀ حتی المقدور بعمل می آورد، تا اهداف و نظریات خویش را به مردم برسانند. حزب ملی ترقی وطن که «یک نهاد سراسری مستقل ملی سیاسی متشکل از اتحاد داوطلبانۀ عناصر هم فکر، آگاه، وطن دوست وخیر خواه ملت افغان میباشد» و «دفاع از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور و حقوق و آزادی های هموطنان را از وظایف تأخیر ناپذیر خویش میداند»، سعی می ورزد، تا «با رعایت اساسات دین مقدس اسلام، مندرجات قانون اساسی، قانون احزاب وسایر قوانین نافذۀ کشور» برای توضیح و تشریح ارکان دموکراسی مدرن در بین اعضای حزب، روشنفکران و همه هم میهنان عزیز کار و فعالیت نماید.
درسایت وزن اسقلال خپلواکیبه نشر رسیده
http://www.esteqlaal.net/
اول می ۲۰۱۳
سید موسی عثمان هستی
ترا خرس ساخت روس درافغانستان
و گرنه خرگوش بودی درجنگلستان
سرود مزدوری،سرودی ازتاجکستان
مقام تو،به آخرشد درآموی خروشان
شاعربی وزن وبی ترازو
دوستی به من تیلفون زد، در تیلفون می خنید وازخنده خود را گرفته نمی توانست، آخر گفتم : او آدم چرا خنده می کنی؟
گفت: « با چند سوال روبرو شده ام ».
گفتم: خانه پُر پلو خنده نکن، بگو سوالهای خود را.
گفت: « سوال اول من این است که مرا می شناسی که در افغانستان چه کاره بودم؟»
گفتم: بلی می شناسم، ازقریۀ بایان- پروان، از یک خانوادۀ شریف بایان، از خوانین با نام و نشان، با حزب پرچم همکاری داشتید.
گفت:« نوشتۀ نقد کتاب رها درباد به شما بسیار درد سر خلق کرده باشد، شنیدم: « پرچمی ها عوضی که با همسنگر سابقه و شناخته شدۀ خود خانم ثریا بها بخاطریکه گوشۀ از تاریخ جنایت حزب دموکراتیک خلق را با اسناد ، شواهد ، دلایل و قرائن، که هر سطر آن ثبوت جرم می کند، با او جنجال می داشتند، بجای اینکه از پاچۀ قلم خانم ثریا بها می گرفتند، پاپی گگ های پرچم دندان بر پاچۀ قلم شما محکم کرده اند.»
زمینخواران
نه تنها شهد شیرین خورده میشه
و یا حلوای رنگین خورده میشه
به مُلک ما دگـــر اینروز ها هم
زمین با خار و سرگین خورده میشه
سید موسی عثمان هستی
هفت ثور وهشت ثور دو روی یک سکه است
هردو کفن یک رنگ و از یک تکه است
تاریخ وطن را تو زنی گر یک بار ورق
دردامن قاتلین چو قصاب، داغ لکه است
شاعربی وزن وبی ترازوی یابوسوار
زمانیکه توافق دربین سران هشت ثور وهفت ثوردرجبل السراج بین ثوریان یعنی حزب دموکراتیک خلق ومجاهدین قرارداد دوستی وهم سنگری صورت گرفت، چند سطری درقسمت شهرتاریخی جبل السراج وثوریان نوشتم. نوشتۀ طنزگونه بود که شرینی و تلخی نوشته دارای یک وزن بود که عنوان آن نوشته کچیری قروت طنزبود. از شما چه پت کنم درآن وقت نوشتم ولسوالی جبل السراج قبل از ساختن بند برق، ولسوالی نبود، بلکه کوتوالی بود وکوتوالی آن زمان را به نام زن بارۀ مشهور وطن، درحقیقت رییس بلدیۀ شهرکابل وبه ظاهر امیر دولت خداداد افغانستان، بعد مرگ پدرکه صاحب کرسی شد، او را لقب سراج الملت ودین داده بودند، چون قبل از رسیدن به کرسی تخت و بخت، تقسیم گران القاب ضیاء (روشنی ) را به امیرعبدالرحمن خان داده بودند. القاب سازان اطراف سلطنت به خاطرالقاب پدراش نتوانستند کوتوالی را به نام روشن یا روشن الجبل بگذارند.
مولانا کبیر فرخاری ــ ونکوور کانادا
صــدف آبستن از طـــفل گهــر بار خـــذف زایــد به بستر طـفل بیمار
شود حرف ار برون، بر دل نشیند مگو صاحب هنر حـــرف دل آزار
بـرون آیــد کــلام ار نیشدار است کـشد مــوشــی ســر سوراخ دیوار
سخن پیرایه گیر است از تلطف به رغمش کی سزد بر گوش گوشار
مقالات دیگر...
- مکث ضروری بر واکنش ها و یک هدیه تاریخی
- دوستم و (پیروزی)هشت ثور مجاهدین
- نامه برای بانوبهار سعید
- عنصر گیتی
- مگر؛ آی ایس آی؛ شاخ و دُم دارد؛ جناب "وجوهات"!
- روشنفکری دینی است و یا دینی و غیر دینی ندارد!
- غزل
- چه کنم؟!
- پیشنهاد به پیشگاه همه فرهنگیان و مردم سرزمینم ( خراسان) افغانستان
- سر و صدا های کرزی از کجا سرچشمه میگیرد؟
