محمد عالم افتخار
(تبصره ارتجالی بر یک روند با اهمیت)
باور میشود که مردمان افغانستان به مقتضای طبیعت سرزمین کوهسار خود؛ به ویژه آنها که بلا واسطه در دره ها و کوهپایه ها زاد ولد داشته اند؛ همانند باز وعقاب و شیر و پلنگ...؛ مغرور و بلند پرواز می بوده اند، ولی از آنجا که برای همیشه و در تمامی اوضاع و احوال غرور و بلند پروازی تنها؛ لزوماً به نفع نیست، دشمنان از هر رنگ و ردیفی، ضعف یا فقدان ده ها خصیصه و ملکهِ انسانی؛ سوای غرور و بلند پروازی و بی پروا بودن در برابر خطر مرگ و حتی خود مرگ را؛ در انسان سرزمین ما نشانه گرفته و سر انجام از مردمی که می بائیست حسب غرور و مناعت خود پیوسته از اولین ها در دنیا باشند، کتلهِ واپس مانده و به جانِ هم افتاده و حتی مخدوم مغرور دیگران و دی
هر باری که راکت جنگی شروع میشد من و خواهرم آیه های قرآنی میان چوکات روی دیوار را بلند بلند میخواندیم. آیه ها را خور بوبو یاد ما داده و گفته بود، هر وقت راکت میآمد قرآن بخوانید. ولی آن شب همه آیههای قرآن و عکس کعبه را از روی دیوار ،تاریکی قورت کرده بود. پلتۀ اریکین را پایین آورده بودیم. مردم میگفتند، که شبانه پشت دروازه های مردم گوش می دهند ، اگر صدای زن به گوش شان خورد هجوم می برند. خواهرم خود را به من چسپانده بود. ، مثل برگ می لرزید. من می گفتم، کلمه بخوان، کلمه بخوان. صدای ما که کمی بلند تر می شد، خور بوبو ،با دندانهای بر هم فشرده اما با همان صدای مهربانش می گفت:- گنگه شوین ، سر بانين و خداى تانه ياد كنين!
● جوامع نکتهسنج
همان طور که فعال شدن مناطق آزاد تجاری در رونق تجاری مناطق محروم و توسعهنیافته نقش موثری دارد، آزادسازی دانشگاهها و ارتباط آنها با دانشگاهها و موسسات بینالمللی نیز آغاز فصل نوینی در تحول و دگرگونی و اصلاح امور در محیطهای علمی است.
دانشگاههای کوچک دامنه نظارت و کنترل کمتری را میطلبند و همین امر نیز در افزایش سطح نوآوری آنها موثر واقع میشود.نگارنده؛ تقاضا برای تولیدات علمی را صرفا به محیطهای آموزشی و به صورت شخصی محدود نمیکند، بلکه بخش قابلتوجهی از تقاضا برای خدمات علمی، به بنگاههای اقتصادی و دستگاههای دولتی بر میگردد. در شرایط فعلی تقاضا برای تولیدات علمی به شدت کاهش یافته است.بومی کردن دانش و نهادینه نمودن آن از طریق آزادسازی تجاری و گسترش حقوق مالکیت معنوی، میتواند برخی از نارساییها را از میان بردارد.
طبیعت تولید علم در جوامع در حال توسعه با یک چرخه نامتناسب نیز همراه است؛
کابل/ تابستان 1999: مولوی وکیل احمد متوکل وزیر امور خارجه امارت اسلامی طالبان و جان سیمسُن کارمند رادیو بیبیسی، در مهمانخانه سازمان ملل گرم گفتوشنود هستند.
جان میپرسد: «شما طالبان چگونه آماده شدید آدمکشی به نام اسامه بنلادن را پناه دهید؟» مولوی متوکل با همان آهنگ پاسخ میدهد: «مگر شما انگلیسها آدمکشی را پناه ندادهاید؟» جان شتابزده میپرسد: «کدام آدمکش؟» متوکل میگوید: «زرداد سرور فریادی» ... خاموشی سنگینی بر هوای مهمانخانه چیره میشود.
دنباله را از زبان جان سیمسُن در گزارش ویژه برنامه نیوزنایت (بیستوششم جولای 2000) میشنویم:
مقالات دیگر...
- آمدن قوت های نظامی اتحاد شوروی در ششم جدی به افغانستان
- آزادی مسموم
- حقوق شهروندی ؟
- ویدیوی 318 شفیع عیار( مصاحبه با کاکای رئیس )
- همان طوریکه بریژنف در افغانستان اشتباه کرد امید است که پوتین اشتباه نکند
- چرا یک «تُنبان»؛ مهمتر از افغانستان است؟!
- دوبیتی های سرگردان
- الماس بخت
- پښتونستان یو ضرورت دی
- درنگی در آستانه هشتادمین فرسنگ
